فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان(قسمت بیست‌ونهم)
اَشموغان و مکتب «داد گُمیخته»


فرید شولیزاده

فرید شولیزاده: یکی از واژه‌هایی که در خوانش کتاب سپند «اوستا» به آن برمی‌خوریم، واژه‌ی «اَشِه‌مَئوغه» است. این واژه‌ی مرکب از دو جزء «اَشَه» و «موغ» تشکیل شده است. پاره‌ی نخست این واژه به معنی راستی، درستی، دیندار، پارسا و پاره‌ی دوم از مصدر «موغ» به‌معنی برهم زدن، شکستن و نقض‌کردن است. بر همین اساس درون‌مایه 2پاره‌ی این واژه روی هم «تباه‌کننده و برهمزننده‌ی اشا» و «درهم‌شکننده‌ی راستی» می‌شود.
این واژه در «یسنا» هات65بند8، هات9بند31، هات16بند8، هات61بند4، هات68بند8. در «یشت‌ها»، اردیبهشت‌یشت بندهای10و14، فروردین‌یشت بند105. در «وندیداد»، فرگرد5بند35و38، فرگرد9بند52و56، فرگرد12بند23، فرگرد21بند1 آمده است.(1) این واژه‌ی اوستایی، در گستره‌ی نسک‌های پهلوی به‌صورت «اَشموغ»(2)، آمده است.
چنان‌که می‌دانیم در اوستا و نسک‌های پهلوی، کلام ورجاوند «مانتره»، «سپنته» به‌معنی افزاینده شمرده شده، زیرا که انسان را به راه «اشا» رهنمود می‌کند. و می‌دانیم که راه اشا، یگانه راه رستگاری، گسترش زندگی، آبادانی و تازه گردانیدن جهان‌هستی و به‌پیش راندن گیتی در راستای نیروگان «سپنتامینو» است(3). چنان‌که از درون‌مایه‌ی گات‌ها برمی‌آید، خویشکاری انسان دعوت از دیگر انسان‌ها به راه «اشا» است. زیرا «اشا» یگانه راهی است که حرکت در راستای آن، گیتی را به کامه‌ی تن و مینو را به کامه‌ی روان مردمان می‌سازد. «اَشموغ» یا درهم شکننده‌ی «اشا» و تباه‌کننده‌ی راستی کسی است که این آموزه‌ها را که طریقت اَشویی هستند، مورد دستبرد و تحریف قرار داده و با وارد کردن بدعت‌های مذهبی آنها را نابود می‌کند. او بنده‌ی دروغ است و در راستای نیروگان «انگره‌مینو» و گسترش نازندگی، گمراهی و تاریکی قدم برمی‌دارد.
«یسنای9بند31» می‌فرماید که «اَشوغ» آموزه‌های دین را به‌یاد دارد و گفتار دین را می‌داند، اما به کردار در نمی‌آورد و کردارش چیز دیگری(:تحریف) است. بر اساس همین سخن است که نسک‌های پهلوی «اَشموغی» را از صفت‌های «درگوندان»(:دروغگویان) می‌شمارند؛ چه اَشموغ برهم زننده‌ی اشا و تباه‌کننده‌ی نیروگان زندگی و پیرو انگره‌مینو است.
در کرده‌ی‌یکم‌کتاب‌سوم«دین‌کرد» از زبان هیربدبزرگ پیرامون کردار اَشموغی می‌خوانیم: «به‌سان گزیده، اَشموغان، کارشان تظاهر(:فرانمایی) به تبه‌خویی و نیاموختن اصول دین اورمزد (:مزدیسنی) و کردار همتراز زَدارمینو(:اهریمن) و هرآنچه اَشموغی و تشکیک است، می‌باشد.»
کتاب «برهان‌قاطع» صفت «اَشموغی» را خود «دیو سیرتی» می‌شمارد: «آسموغ نام دیوی است از متابعان اهریمن که سخن چینی و فتنه‌انگیزی و دروغ گفتن و میان دوکس جنگ انداختن و عداوت و بهمرسانیدن تلق به او دارد.»
آرمان نگارنده از آنچه بازگو شد، آشنایی نسبی خواننده‌ی اندیشه‌پژوه با درون‌مایه‌ی صفت «اَشموغی» در گستره‌ی فرهنگ و تمدن زرتشتی است. واژه‌ای که در روزگار نگارش اوستای متاخر کم‌وبیش به گوش می‌خورد اما در عصر نگارش نسک‌های پهلوی دیگر مهجور نیست و گویای حضور پُر تَنش کسانی است که منتصب به این صفت هستند. نگارنده در این بخش از سلسله نوشتار «فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان» کوشیده است تا با تکیه بر درون‌مایه برخی نسک‌های پهلوی چون «تفسیر زند»، «دین‌کرد» و «شایست‌ناشایست» ردپایی از این تحریف‌گران آموزه‌های دینی را بجوید.
در روزگار ساسانی نخستین‌بار موبد بزرگ «کرتیر هرمزان» در سنگ‌نپشته‌ی «سرمشهد کازرون» از به راه‌آوری پیشوایانی سخن‌به‌میان می‌آورد که از طریقت دین‌بهی منحرف شده و به وادی اَشموغی افتاده بودند: «من دین مزدیسنا را اندر شهر برقرار و ارجمند کردم و اَشموغان و نابکار مردان را که اندر مغستان به دین مزدیسنا و آیین‌های ایزدان گزارنده نبودند، من ایشان را پادافره دادم، من آنها را زیر فشار گذاشتم تا آنها بهتر شدند.»(4)
چنان‌که از درون‌مایه‌ی کتاب پهلوی «شایست‌ناشایست» برمی‌تابد، در روزگار ساسانیان بر فراز هزاران هیربدستان فعال در نجد پهناور سرزمین‌های زرتشتی، سه «چاشته» یا پایگاه بزرگ فقهی، والایی و سروری داشتند. این سه «چاشته» در کنار 3 آتش‌ورهرام «آذربرزین‌مهر»، «آذرگشسب» و «آذرفرنبغ» قرار داشتند. نام این چاشته‌ها «میدیوماه»(:medyomah)، «اَبَرَگ»(:abarag) و «پیشَگسیر»(:peshagser) بوده است. این 3چاشته نقش راهبردی دستگاه مذهبی مزدیسنا در جهان آن روزگار را بردوش داشته‌اند. پیشوایان بزرگی که از سراسر سرزمین‌های زرتشتی آمده و در این چاشته‌ها نشیمن داشتند(5)، خود را پیرو «داد ویژه» یعنی رهرو «پوریوتکیشان»(6) یا نخستین دین‌آورندگان و آموزگاران دین می‌شماردند.
در فصل6بند7 «شایست‌ناشایست» در برار پیروان «داد ‌ویژه» یا قانون خالص، درست و ناب که رهروان «پوریوتکیشان» هستند از بد دینانی نام می‌رود که پیرو «داد گمیخته» یا قانون آمیخته و ناخالص هستند. ایشان آیین‌های مسیحی، یهودی و مانوی یا منصوبان به فردی به‌نام «سین»(:senig) هستند: «پیرو آیین پاکیزه و بهدین ماییم، و پوریوتکیش ماییم و پیرو آیین گمیخته، پیروان سرکردگی «سین» اند، و پیرو آیین بتر زندیق و ترسا و جهود و دیگر از این قبیل‌اند.»
واکاوی متن پهلوی «شایست‌ناشایست» چنین می‌نماید که این متن در اواخر روزگار ساسانی و بی‌شک پس از روزگار زندگانی «شاپور دوم» و پیشوای نام‌آور مزدیسنا، «آذربادمهراسپند» تدوین شده است. در بخش‌های متاخر و پازند «خرده‌اوستا» پیاپی روان و فروهر «آذربادمهراسپند» ستوده می‌شود و از وی باعنوان ستون استوار دستگاه مذهبی مزدیسنا یاد می‌شود. شوند این ستودن‌ها به آنجایی باز می‌گردد که فرزانه‌ی ستوده فروهر «آذربادمهراسپند» به‌لطف پروردگار و از سر اشویی، با یاری دانش دین گره اختلافات میان پیشوایان بر سر تفسیر کلام اوستا را گشود و چنان کرد که همگان به وحدت سخن و راستی کلام «پوریوتکیشان» ایمانی استوار یافتند. در تفسیر پهلوی(:زند) وندیداد، فرگرد4بند45 از آذربادمهراسپند با عنوان «نخستین هیربد» یاد شده است.
برخی نسک‌های پهلوی روایت می‌کنند، «آذربادمهراسپند» برای اثبات حقانیت کلام «پوریوتکیشان» به آیین سوگند و آزمایش ایزدی(:وَر گرم) تن داد. برخی روایات چنین سخن می‌دارد که قدری روی را گداختند و بر سر و سینه‌ی او ریختند و چون آسیبی نیافت، حقانیت سخنش را پذیرفتند. مجاب کردن پیشوایان مزدیسنا توسط آذربادمهراسپند چه از سر دانش شهودی بوده باشد و چه از طریق وَر گرم، در هر صورت تمام شک‌ها و گمان‌های موجود را درهم شکست و یقین را جایگزین آن در نزد دینورزان مزدیسنی کرد.
چنان‌که نسک‌های «دین‌کرد»، «شایست‌ناشایست» و «زند وندیداد» آگاهی می‌دهند، «سین» بر آموزه‌های «پوریوتکیشان» و حقانیت «آذربادمارسپند» گردن ننهاد و رَه اَشموغی را در پیش گرفت و تفسیر خویش را به‌نام دین پیش کشید. اما این «سین» کیست؟ «دکتر وست» به پیروی از «جیمز دارمستتر» این واژه را «منسوب به چین» و «چینی» می‌شمارد و بر این باور است که مراد از این واژه، شخصی از ترکستان چین و بطور خاص «مانوی» است. «دکترجهانگیرتاوادیا» آن را منصوب به «sen» (:اوستایی saena) فرزند «اهوم‌ستوت» گرفته که در بند97فروردین‌یشت از وی نام برده و یاد شده که 100پیرو داشته است.
با توجه به آن‌که گفتمان فصل6بند7 «شایست‌ناشایست» بر سر کردار اشموغی «سین» در همان روزگار ساسانی و تحریف‌گری وی در درون دستگاه مزدیسنا است؛ گمانه‌های «وست» و «دارمستتر» پیرامون منسوب به چین و یا مانوی شمردن وی مردود خواهد بود. اما پیرامون گمانه‌ی «دکتر تاوادیا» دو نکته را باید یادآور شد. نخست آن‌که از «saena»(:سینا) در فروردین‌یشت در شمار دین‌باوران راستین نام برده می‌شود و فروهرش ستوده شده است. دیگر آن‌که بازه زمانی چند هزارساله‌ای میان «saena» در اوستا و «سین» روزگار کتاب شایست‌ناشایست وجود دارد و این دومی بی‌شک در روزگار ساسانی می‌زیسته است.
چنان‌که کتاب دین‌کرد در این باره روشنگری می‌کند: «و اهلموغی(:اَشموغی) سه گونه است: فریفتار و فریفته و خودپرست خودرای. خودپرست خودرای آن باشد که گوید «سین» بهتر از «آذرباد» است و خودپرستانه و خودسرانه جانب «سین» را گیرد، و فریفته‌ی آن باشد چونان شاگردان سین، و فریفتار چونان خود «سین» است که هر چیز را از آن چنان که پوریوتکیشان پیشینیان چاشتند(:آموختند) به‌عمد برگرداند و دگرگون کند.»
در این بند دین‌کرد از صفت «xwad-doshagih» برای «سین» و هوادارانش بهره گرفته شده. در دستنویس«TD2» برابر با «مذهب‌اهریمن» گرفته شده است. این سخن دین‌کرد گویای آن است که «سین» پس از «آذربادمهراسپند» می‌زیسته است و به‌شوند تحریف‌هایی که در آموزه‌های دین انجام می‌داده، مورد تکفیر و سرزنش دینورزان زرتشتی قرار گرفته است.
در زند فرگرد وندیداد از اَشموغ به‌عنوان کسانی یاد می‌شود که سدره و کشتی به‌تن نمی‌کنند، گات‌ها را نمی‌خوانند، آتش و آب را خوار شمرده و یشت آتش و آب نمی‌کنند.
در زند وندیداد فرگرد3بند42 از ایشان با واژه‌ی «اَکدین»(:بد دین) و «جُدرستگان» یاد می‌شود که آیین پوریوتکیشان سر باز می‌زنند و تحریف خویش را پیش می‌کشند.
در زند وندیداد فرگرد1بند16 گفته می‌شود که اینان در امر ایزدان خود گمانورند و مردمان را نیز به گمان می‌افکنند.
«دکتر جهانگیر‌تاوادیا» این اَشموغان یا تحریف‌کنندگانی را که از «سین» پیروی می‌کردند، گروهی از مردم «ری» و «فسا» شمرده است.
بی‌شک استواری چاشته‌های فقهی روزگار ساسانی در برابر این جریانات فرسایشی که موریانه‌وار هر سیستم مذهبی را ویران می‌کنند، یکی از عمده‌ترین دلایل پابرجایی دین و فرهنگ زرتشتی است.
پدیده‌ی تحریف‌گری در آموزه‌های دین تا بدانجا ویرانگر شمرده شده که «اشوزرتشت» در کلام مینوی گات‌ها آرزو می‌کند که پس از او آموزگاران کج‌اندیش، پیام آسمانی و تعالیم سپند آن وخشور را تحریف نکنند، هات32بند9: «آموزگاران کج‌اندیش، تعالیم مذهبی را تحریف کرده و با آموزش‌های نادرست خود مردمان را گمراه و از هدف اصلی و واقعی زندگی منحرف می‌سازند.»
نکته‌ی بسیار مهمی که پس از بررسی پدیده‌ی اَشموغان(:تحریف‌گران) در تاریخ کیش‌زرتشتی روشن می‌شود این است پدیده‌ی تحریف در آموزه‌های دین توسط اَشموغان هنگامی در درازای تاریخ نمود یافته است که دستگاه رهبری مذهبی دین زرتشتی(:انجمن مغان) دچار تحلیل و تضعیف شده است. این تحلیل و تضعیف می‌تواند از سوی نیرویی خارجی باشد یا توسط جریاناتی غرض‌ورز، از درون هازمان زرتشتی صورت پذیرد.
در اینجا است که مفهوم واژه‌ی همازوری و همبستگی بهدینان با انجمن‌موبدان بیش از پیش رُخ می‌نماید، به قول استاد بزرگوارم «موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» همازور باشیم و همواره از پدیده‌های شوم و ویرانگری چون «دین‌بازی» و «دین‌سازی»(7) بپرهیزیم و با اندیشه‌ای روشن و وجدانی بیدار آموزه‌های دین‌بهی را به گوش جان بشنویم و در زندگانی به‌کار بندیم.

ادامه دارد...

پی‌نوشت:
1: an English – avesta dictionary by dastur Kavasji.Edalji.Kanga, Bombay 1909, p66
2: این واژه در نسک‌های پهلوی به‌صورت «اَشموک» و «اَهرَموک» نیز آمده است.
3: به گفتمان فلسفه‌ی پولاریته و مفهوم دو نیروی همزاد و هم‌ایستار در جهان‌بینی زرتشتی سری بزنید.
4: برگردان از «فیلیپ‌ژینیو»
5: نام برخی از این پیشوایان نام‌آور در لابلای نسک‌های پهلوی به‌یادگار مانده است: «آذربادمهراسپند»، «ابرگ»، «نیوگشسب»، «کی‌آدربوزید»، «میدیوماه»، «روشن»، «سوشیانس»، «نریوسنگ»، «نرسی‌بُرزمهر»، «وندهرمزد»، «بخت‌آفرید»، «آذربادزرتشتان» و...
6: «دستور دکتر دهالا» اشاره واژه‌ی «پوریوتکیشان» را به نخستین آموزگاران دین که مریدان اشوزرتشت و مومنان حقیقی دین بودند چون «مدیوماه»، «جاماسب»، «فرشوشتر» و دیگر آموزگارانی که در اوستای کهن فروهرشان ستوده شده، می‌داند.
پس از گات‌ها، کهن‌ترین بخش یسنا و البته اوستا، «هفت‌هات»(:هپتنگ‌هایتی) است که شامل «یسنا هات‌:35و36و37و38و39و40و41و42» می‌شود. نگارنده به پیروی از «پروفسور جكسن»، «دستور دکتر مانکجی‌دهالا»، «دستور رستم‌شهزادی» و «دکتر علی‌اکبرجعفری» بر این باور است که «هفت‌هات» و چند بند دیگر یسنا، از مریدان نزدیک اشوزرتشت و نخستین دین‌آوران است و سایر هات‌های یسنا را پیروان همین مریدان و آموزگاران نخستین دین در ادوار بعد سروده‌اند. فروهرهای همین آموزگاران نخستین است که در یشت‌ها ستوده می‌شود. در کتاب سوم‌دین‌کرد کرده‌ی7 می‌خوانیم که مانتره‌های جدا از گات‌ها را شاگردان اشوزرتشت از راه معرفت و ژرف‌اندیشی در هستی دریافت(:شهود) کرده‌اند.
7: نسل‌های پیشین ظهور پدیده‌های شوم و ویرانگری چون «مهربابایی»، «خشنوم» و... را تجربه کرده و به‌یاد دارند.

بخش‌هاي پيشين:
بخش بيست‌وهشتم: حكمت‌خالده در كلام «بهزادفرخ‌پیروز»
بخش بيست‌وهفتم: پي‌نوشتي بر مكتب جاودان‌خرد يا حكمت‌خالده
بخش‌بيست‌وششم: جاودان‌خرد چيست؟
بخش بيست‌وپنجم: رهیافتی به اندیشه‌های فلسفی «بزرگمهر بختگان»
بخش بیست‌وچهارم: مکتب گندی‌شاپور
بخش بیست‌وسوم: خسرو انوشیروان شاه‌فیلسوف
بخش بیست‌ودوم: رازبینی مینوی و مراتب سیر و سلوک در مکاشفات «آذرباد زرتشتان»
بخش بیست‌ویکم: یک چند از سخنان «مهر نرسی» با پیشوایان ترسایی
بخش بیستم: بخت‌آفرید، پیشوای رادمردان پارسا
بخش نوزدهم: مزدکیان و فلسفه مزدک بامدادان
بخش هجدهم: آذربادمهراسپند و فرازآوری اخلاق‌گرایی زرتشتی
بخش هفدهم: فلسفه‌ي برخی فلسفه‌پردازان زرتشتی در روزگار ساسانی
بخش شانزدهم: هیربدان هیربد تنسر و خداشناسی سیستماتیک
بخش پانزدهم: مکتب فلسفی كنتويان
بخش چهاردهم: پی‌نوشتی بر فلسفه‌ی مانویان
بخش سیزدهم: فلسفه‌ي مانویان و جهان‌بيني مانی
بخش دوازدهم: مرقونیان و فلسفه‌ی «مرقیون»
بخش یازدهم: دیصانیان و فلسفه‌ی «بار دیصان»
بخش دهم: رخنه‌ی ایده‌ی دوبن‌انگاری به نسک‌های زرتشتی
بخش نهم: عصر اوستا
بخش هشتم: فرجام‌شناسي زرتشتي

بخش هفتم: فلسفه‌ی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهان‌بيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروان‌گرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت