سرویس اندیشه - فلسفهي دين در نزد ايرانيان(قسمت دهم)، رخنهی ایدهی دوبنانگاری به نسکهای زرتشتی
رخنهی ایدهی دوبنانگاری به نسکهای زرتشتی
فلسفهي دين در نزد ايرانيان(قسمت دهم)
فرید شولیزاده: «دیوژن لرسیوس» گزارش میدهد که پس از اشوزرتشت، دوران درازی «مغان» پیشوایی دین او را بر عهده داشتند. این دورهی زمانی که «دیوژن لرسیوس» از آن نام میبرد، همان روزگاری است که در بخش پیشین این سلسله نوشتار از آن با نام «عصر اوستا» یاد کردیم. اما این روزگار خالی از فراز و فرود نبوده است. اگر با تیزبینی به پارههای گوناگون «اوستا» نگاه کنیم، میزان تاثیر مستقیم این فراز و فرودها را در اندیشهی نویسندگان اوستا خواهیم دید. درونمایهی سخنان هر سرایندهای، به گونهای مستقیم، بستگی به ژرفبینی و رازشکافی او از گاتها و سایر بخشهای یسنا، و نیز نزدیکی تاریخی وی با زبان این سرودها دارد. در یکسو سرایندگانی را میبینیم که با زبانی شاعرانه در قالب نیایشهای «یشتها» به مدح و ستایش هستی اهوراآفریده پرداختهاند و در سویی دیگر دینورزانی که کردههای ویسپرد و نمازهای دلنشین خردهاوستا و آییننامههای وندیداد را نگاشتهاند. در خوانش برخی از این بخشها، گاهی به روشنی دیده میشود که نویسندهی یک جمله، یا یک بند، یا حتا یک فرگرد از مدار اصلی ایدئولوژی اوستا، یعنی «اصل وحدتوجود» و دو نیروی همزاد و همایستار اهوراآفریده در آموزههای اشوزرتشت خارج میشود و در وادی «دوبن انگاری» گرفتار میآید.
برخی بخشهای اوستای جوانتر(:متٱخر) چون فرگرد نخست وندیداد و نیز برخی نسکهای پهلوی به روشنی ایدهی دوبنانگاری(:دو گوهر انگاری) یا به گونهی عامیانه «ثنویت» را پیش میکشند. در این نسکها سخن از دو گوهر پیکارجوی با نامهای «هرمزد» و «اهریمن» به میان میآید. در نگاه نویسندگان این نسکها، «هرمزد» آفریدگار چیزهای نیک و خوب شمرده میشود و «اهریمن» در برابر این آفرینشها شرارت و پلیدی میپراکند... چرایی این پیکارگری هم بهگونهای گسترده در نسکهایی چون «بندهش»، بخشهایی از «دینکرد»، «شکندگمانیک ویچار» و... توضیح داده میشود. به باور دوبنانگاران آغاز پیکار با تازش اهریمن از تاریکی بیپایان در فرود(:جهان زیرین) به فراز(:جهان بالا) یعنی جهان هرمزد یا روشناییبیکران آغاز میشود. در این نسکها گفته میشود که چون هرمزد گوهر خرد و دانش است و از تازش اهریمن، آمیختگی دو آفرینش و پایان کار که همانا نابودی اهریمن بود، آگاهی داشت. پس آفرینش را که ابزار جدایی فرجامین است را به مینویی(:صور و مثل آفرینش در جهان فروشی) بیافرید. چون سههزار سال از آفرینش مینویی هرمزد گذشت، اهریمن دیوان را بساخت و به جهان روشنایی تازش کرد. هرمزد زمان کارزار را با اهریمن به نههزار سال پیمان نهاد. به شوند آنکه اهریمن گوهر جهل و نادانی است، از سرانجام پیکار و نابودی خویش بیخبر بود، پس پیکار در نههزار سال را پذیرفت. سپس هرمزد با سرودن دعای «اهونور»(:یتااهو) اهریمن را سرگشته و مدهوش ساخت و اهریمن بیهوش به جهان تاریکی فرو افتاد. اهریمن سههزار سال افکنده در تاریکی، بیهوش بود. آنگاه که به هوش آمد هرمزد آفرینش گیتی را به پایان رسانده بود. اهریمن از راه حفرهای در آسمان به این آفرینش مادی تازش آورد اما حفرهی آسمان پس از ورودش بسته شد و او در جهان مادی و زمان کرانهمند(:محدود) که به قول کتاب «شکندگمانیکویچار» دام هرمزد برای اهریمن بود، گرفتار آمد...
در باور دوبنانگاران، راندن اهریمن تنها با روایی آفرینش ممکن میشد و آفرینش جز به زمان[کرانهمند] رواج نیابد و با خلق زمان ناگزیر هر دو آفرینش پدید میآیند، آفریدگان هرمزد و ساخت اهریمن. پس هرمزد زمان بیکران را کرانمندی بخشید و تن آفریدگان خویش را از روشنایی پدید آورد. در مقابل اهریمن تن خاکستری تباه آفریدگان خویش را ساخت و در برابر هر آفریدهی نیک هرمزد، به خلق(:پدشخوارگی) زشتی و پلیدی دست یازید.
با تکیه بر چنین باوری، آنچه كه در نگاه ایشان خير، زيبا و نيكو بود، آفريدهي هرمزد و آنچه كه در نگاه ایشان زيانبخش، زشت و بد بود به اهریمن نسبت میدادند. مظاهر نيك در نگاه ایشان عبارت بودهاند از بارانهاي به موقع، روشنايي، فصول خوب و معتدل، تندرستي و صحّت، فراواني و وفور نعمت، راستگویی، بویخوش و حیواناتی چون سگ، اسب، گاو، گوسپند و... که در زندگی ایشان نقش مثبتی را ارائه میکردند. مظاهر شر در نگاه ایشان عبارت بود از تاريكي و ظلمت، خشك سالي و قحطي، زمستان و سرماي شديد، بيماريها و ناخوشيها، دروغ و صفات ناشايست و نكوهيده، بوی گند و حیواناتی چون گرگ، مار، وزغ، لاکپشت و... که در نظر ایشان بد و ناسودمند میآمدند.
اما علت ظهور این دو بنانگاری یا دو گوهرانگاری را در کجا باید جستجو کرد؟ چرا مفسرین و دینورزان در دورهای از تاریخ دین زرتشتی موفق به شناخت صحیح «فلسفهی پولاریته»، برخاسته از آموزههای گاتها یعنی دو نیروی همزاد و همایستار اهوراآفریده نشدند و به اشتباه این اصل برخاسته از وحدتوجود را به ثنویت مبتنی بر دو بنانگاری تفسیر کردند؟ چرا در برداشت این دینورزان، ذات گوهرین «اهورامزدا» با مخلوقش یعنی «سپنتامینو» (:مینو یا نیروی افزاینده) یکی گرفته میشود و سپس به اشتباه «اهورامزدا» در برابر دیگر مخلوقش یعنی «انگرهمینو» (:مینو یا نیروی کاهنده) قرار داده میشود؟ علت این لغزش در تفسیر چیست؟
نگارنده علت اصلی این لغزش در شناخت درست جهانبینی اشوزرتشت را، فراموشی کامل زبان کهن «گاتها» و حتی «یسنا» در روزگار این دینورزان میداند. این فراموشی به گونهای جدی سبب شکاف ذهنیتی و خلاء ایدئولوژیک در نزد این دینورزان شد. شوند این فراموشی تاریخی و دور افتادن از اصول بنیادین دین زرتشتی، یعنی سرودهای مینوی گاتها را باید در تازشهای خانمان برانداز انیران و دورههای فترت و فرود دین مزدیسنی جستجو کرد.
گاتها مکاشفاتی مینوی است. درونمایهی متن آن از لحاظ ادبی و فلسفی بسیار سنگین است و این به خودی خود کار ترجمه و فهم متن آن را بهغایت دشوار میسازد. در بامداد ساسانیان، زمانی که موبدان بزرگی چون «تنسر» و «کرتیر» به تفسیر پهلوی گاتها(:زند گاهان) پرداختند، گرفتار همین مشکل بودند. زیرا سالیان درازی پیش آنکه «اردشیر بابکان» به تخت پادشاهی جلوس کند، زبان اوستایی متروک و به کلی فراموش شده بود و تنها زبانی مقدس و ویژهی اوستا شمرده میشد. گذشته از قدمت زبان چیزی که ترجمهی گاتها را مشکلتر میساخته و البته امروز هم مشکل میسازد، گسترهی واژگانی است که تنها ویژهی خود گاتها بوده و در بسیاری از قسمتهای اوستا یافت نمیشوند. به همین شوند بود که در زمان اردشیر بابکان و جانشینان وی گاتها را بهدرستی نمیفهمیدند. در واقع چیزی که امروز بنام «زند گاهان»(:تفسیر پهلوی گاتها) در دست داریم، صرفا" مجموعه گمانهها و حدسیات مترجم است و در برابر دانش اوستاشناسی امروز و ترجمهی واژهبهواژهی گاتها از زبان اوستا با تکیه بر دانش فیلولوژی و ساختمان دستوری زبان اوستایی، جایگاهی ندارد.
خواننده تیزبین میتوانند برای آگاهی ژرفتر به دو کتاب بسیار ارزشمند «تاریخ زرتشتیگری» (:history of Zoroastrianism) و «تمدن زرتشتی» (:Zoroastrian civilization) به خامهی «دستور دکتر مانکجی نوشیروانجی دهالا» نگاه کند.
ادامه دارد...
بخشهاي پيشين:
گاتها، حقیقت جاویدان(پاسخي به سخنان نارواي «پرویز رجبی»)
بخش نهم: عصر اوستا
بخش هشتم: فرجامشناسي زرتشتي
بخش هفتم: فلسفهی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهانبيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفهی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروانگرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت