عصر اوستا
فلسفه‌ي دين در نزد ايرانيان(قسمت نهم)


فريد شوليزادهفرید شولیزاده: در چهار بخش پیشین از سلسله نوشتارهای «فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان»، به گونه‌ای چکیده به واکاوی خداشناسی و جهان‌بینی زرتشتی پرداختیم، سپس مفهوم فلسفه‌ي پولاريته در هستي‌شناسي زرتشتي و نسبي بودن اخلاقيات در آموزه‌هاي گاتها را مورد برسي قرار داديم. در بخش چهارم به شكلي چكيده سرانجام کار انسان را از نگاه گاتها مورد برسي قرار دادیم. در این بخش از نوشتار وارد حوزه‌ای از تاریخ فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان می‌شویم که اصتلاحا" به آن «دوره مزدیسنایی پسا زرتشت» یا «عصر اوستا» می‌گویند.
کلمه‌ی «اوستا» در مفهوم عام بمعنی اساس و بنیاد است(1).این واژه در معنای خاص عبارت از دانشنامه‌ای است که ایرانیان در روزگار باستان، گستره‌ی دانش‌های مکتوب خویش را در آن گرد می‌آوردند. در کتاب دینکرد آمده که کتاب اوستا حاوی یک هزار فصل در مباحث پزشکی، فلسفه، ریاضیات، هیئت، جغرافیا، تاریخ، دانش طبیعی، بهداشت، قوانین شرعی و عرفی، یزدان‌شناسی و اخلاق بوده بارزترین آن هم در تاریخ اوستای نفیس هخامنشی است که با خط زرین بر دوازده‌هزار پوست گاو نگاشته شده بود(2). کتاب اوستا فعلی که در دسترس ماست مشتمل بر 5 بخش کلی است که عبارت‌اند از «یسنا»، «یشتها»، «ویسپرد»، «وندیداد» و «خرده اوستا» که هر کدام به فراخور نیاز در دوره‌های زمانی مختلف تدوین شده است. باید بر این نکته توجه داشت که بجز گاتها سروده‌های آسمانی اشوزرتشت که در دل یسنا قرار دارد سایر بخشهای اوستا در درازای تاریخ به وسیله فرزانگان و دینورزان زرتشتی نوشته و جمع‌آوری شده است.
«یسنا»: واژه یسنا مترادف با نیایش و ستایش است که در گویش پهلوی بصورت «یزشن» درآمده. یسنا محوری‌ترین بخش اوستا و در عین حال نزدیک‌ترین فصل از نظر قدمت تاریخی به گاتهای اشوزرتشت است. کتاب یسنا مشتمل بر 72 فصل است که هریک از این فصلها را یک هائیتی یا (ها) می‌نامند.
«یشتها»: واژه یشتها هم ریشه کلمه یسنا و بمعنی ستایش و نیایش می‌باشد. این واژه در زبان پهلوی بمعنی ستودن و عبادت کردن بکار رفته است. یشتها در معنای خاص به بخشی از کتاب اوستا اطلاق می‌شود که در ستایش امشاسپندان و ایزدان است. کتاب یشتها مرکب از 21 فصل است که در اصتلاح اوستایی 21 یشت اوستا خوانده می‌شود. هر یک از یشتهای بزرگ اوستا بنوبه خود دارای چندین بخش است که آنها را کرده می‌نامند.
«وندیداد»: (وی دَئو داتَ) به معنی قانون ضد دیو، این کتاب متشکل از 22 فصل یا پرگرد(فرگرد) است. درون‌مایه فرگردهای آن متفاوت است. در برخی فصول پیرامون پیشینه و چیستی سرزمین‌ها ، کشورها و سپس داستان جم سخن گفته می‌شود و در برخی فرگردها از آداب و احکام سوگند خوردن، پیمان داشتن، تطهیر، نظافت، پاکیزگی، پاک نگه داشتن آب، آداب کفن و دفن، میزان مزد پزشک، پتت و کفاره، پیرامون پیشوایان دروغین و راستین و احترام به برخی از حیوانات سودمند سخن گفته می‌شود.
«ویسپرد»: این واژه از دو کلمه اوستایی «ویسپ» و «رَد» تشکیل شده و به معنی همه سروران (ردان) است. ویسپرد به خودی خود کتاب مستقلی نیست و درواقع مجموعه‌ای از ملحقات یسنا است. هر کدام از فصل‌های آن‌را یک کرده می‌نامند. از زمان قدیم کرده‌های ویسپرد درست از روی شماره معلوم نشده است، برخی آنرا 27، بعضی23 و گروهی 24 کرده دانسته‌اند.
«خرده اوستا»: خرده اوستا مجموعه‌ای است از نیایش‌ها و نمازهای بایسته زرتشتیان در گاه‌های مختلف شبانه روز و همچنین نمازهایی برای استفاده در روزهایی ویژه از ماه، جشن‌های سالانه و هنگامه‌ای مهم چون سدره پوشی، گواه‌گیری، مراسم درگذشتگان و...
مشهور است که گردآورنده خرده اوستا، «آذربادمهراسپند» فرزانه‌ی بزرگ زمان شاپور دوم است. گویند که وی این کتاب را از بهر نماز و نیایش بهدینان مرتب ساخت.
اما اوستا، این دانشنامه بزرگ ایرانیان باستان به چه الفبایی نوشته می‌شده است؟ خطی که کتاب اوستا را دینورزان بدان می‌نوشتند خط اوستایی یا دین دبیره نامیده می‌شود(3). الفبای دین دبیره دارای 48 حرف(14حرف صدادار و 34حرف بی صدا) است که حروف صدادار بطور کامل و با حروف مستقل و مجزا بیان می‌شود. هیچ نقطه و یا نشانه تاکیدی بر روی حروف در متنهای اوستایی وجود ندارد. کلمات جدا از هم نوشته شده و پس از هر کلمه نقطه‌ای نهاده می‌شود و در پایان هر جمله نشانه سه نقطه قرار می‌گیرد.
در اوستا دو گویش متفاوت قابل تشخیص است.نخست لهجه کهن گاثایی که گاتها سروده‌های پاک اشوزرتشت بدان سروده شده است که بسیار کهن بوده و دارای فشردگی واژگانی است و از دیدگاه ساختمان زبان بطور قابل توجهی ناب می‌باشد. دیگری زبان اوستایی است که نسبت به زبان گاتها کثرت واژگانی خیلی بیشتری دارد و البته متأخر و جدیدتر است، اما در واقع زبانی است کهن در سطح زبان هایی مانند سانسکریت ودایی.
قدیمی‌ترین نسخه‌ی دستنویس موجود از اوستا در دنیا به قرن سیزدهم میلادی باز می‌گردد، پروفسور گلدنر تاریخ دقیق آن را 1323م می‌داند. این نسخه بدست «اسفندیار مهربان مرزبان بهرام» و «هیربد مهربان کیخسرو مهربان» نسخه برداری شده و هم‌اکنون در کپنهاگ نگهداری می‌شود.
در سه قرن اخیر کوشش‌های بسیاری از سوی مستشرقین غربی و پارسیان هند در برای ترجمه بخشهای مختلف اوستا صورت گرفته است که خوشبختانه منتهی به روشن شدن اذهان جهانیان پیرامون ماهیت حقیقی دین زرتشتی گردید. در ایران استاد ابراهیم پورداوود، سوشیانت گونه در این راه کوشید. وی پس از سالها پژوهش‌هایی یکتا و در نوع خود ستودنی، بخشهای مختلف اوستا را برای نخستین بار پس از تازش اعراب و البته دوره‌ی مامون عباسی، به زبان فارسی برگرداند (به راستی که روانش شاد باد).
بر خلاف «گاتها» که سخن(:سرودهای) یک تن می‌باشد، بخش‌های گوناگون کتاب «اوستا» بوسیله‌ی افراد گوناگونی پدید آمده است. چنان‌که حتی در برخی از کرده‌های اوستا چنین برداشت می‌شود که سراینده پاره‌های یک بند نیز از چندین تن هستند. از همین روست که مجموعه کتاب اوستا را باید به حق جلوه‌گاه تجمیع نظرات و همازوری فرزانگان و دینورزان زرتشتی در دوره‌ی مزدیسنایی پس از اشوزرتشت دانست. دوره‌ای که آن را «عصر اوستا» می‌نامیم.
هنگامی که به برسی سرودهای مینوی گاتها بپردازیم، با یک وحدت رویه و وحدت کلامی و موضوعی مواجه می‌شویم، اما درون‌مایه کتاب اوستا این‌گونه نیست و دارای کثرت موضوعی و تعدد رویه است. سرودهای گاتها رازشکافی ژرف(:معرفت عمیق) و راه شناخت و رسیدن بی‌واسطه به حقیقت است، حال‌ آنکه نسک‌های اوستا، دکترینی از بازتاب پیام و ایدئولوژی گاهانی چون اصل وحدت وجود، فلسفه‌ی پولاریته و... در باورها و آداب مردمان زرتشتی در «عصر اوستا» است. در واکاوی درونمایه کتاب اوستا با موضوعاتی در حوزه‌ی پزشکی، فلسفه، ریاضیات، هیئت، جغرافیا، تاریخ، دانش طبیعی، بهداشت، قوانین شرعی و عرفی، یزدان‌شناسی و اخلاق برخورد می‌کنیم که خود نشان از گستره‌ی دانش در این کتاب دارد. بی‌شک واژه «نامه‌ی فرزانگی» برازنده‌ترین نام برای کتاب اوستا خواهد بود.
کتاب «اوستا» در حوزه‌ی حکمت عملی ساختاری هِرَمی دارد، درون‌مایه‌ی این کتاب را می‌توان به کوه دماوند تشبیه کرد. «گاتها» چکاد(:قله) و سایر بخشها دامنه و کوه‌پایه هستند. آنکه رسیدن و فتح قله را از ذهن می‌پروراند، لاجرم مجبور به گذر از کوه‌پایه و دامنه خواهد بود. در پاسخ برخی که می پندارند تنها گاتها برای نشان دادن اهمیت و بزرگی مزدیسنا کافی است و با وجود چنان پیام ژرف و بزرگی نیاز به رجوع به سایر بخشهای اوستا احساس نمی‌شود، باید گفت اگرچه مندرجات اوستا بعنوان سروده‌های انسانی است و قابل قیاس با الوهیت کلام مینوی گاتها نیست ولی از نقطه نظر تاریخی، سنتی و شناخت رسوم مذهبی[=شریعت] دارای اهمیت و ارزش فوق‌العاده می‌باشد زیرا نتایج تعالیم گاتها و اثرات آن در قرنهای بعد را به ما نشان می‌دهد. در پاسخ به آن کسان هم که خرده می‌گیرند که آداب و رسوم کهن آریایی‌ها در این بخشهای اوستا دیده می‌شود باید گفت که هیچ پیامبری نیامده تا تمام سنن، آداب و رسوم خوب و نیک و انسانی که بین آن قوم بوده براندازد، یا همه مردم را از بنیاد دگرگون کند و همه باورهای آنها را به تمسخر گرفته، به بازی گیرد. یا همه‌ی مردم دنیا را مانند روبات یک شکل و کپی یکدیگر کند. تمامی پیامبران سنن و آداب و باورهائی‌ که در جامعه وجود داشته و خوب و خداپسند و مفید بوده بوده را ابقاء کرده و یا با کمی تغییر می‌پذیرفته است. اشوزرتشت بسیاری از آداب شرک‌آلود و دیوپرستی رایج در میان قبایل آریایی را منسوخ کرد، قربانی کردن و فدیه دادن، تسلیم سرنوشت شدن و خود را به زمان سپردن را مردود دانست و دست اهریمنی کاهنان و کرپن‌ها را از زندگی مردم کوتاه کرد، همان‌هایی که اندیشیدن را برای مردم ممنوع کرده بودند. در مقابل سنت‌های زیبایی چون نوروز، سده و احترام به طبیعت و محیط زیست و... را استمرار بخشید.

ادامه دارد...


پی‌نوشت:
1: شادروان «دستور دکتر دهالا» احتمال می‌دهد کلمه «اوستا» از واژه‌ی «وید» به معنی دانستن مشتق شده و مراد از آن معرفت و خردمندی است. اما دکتر محمد مقدم اوستا را نوید رهایی مردمان از زشتی، خشم، منش بد و نوید شکست دروغ، کاستی، تباهی و پیروزی و فرمانروایی نیکی و راستی(:اشا) و پدید آرندگی می‌داند.
در مطالعه کتاب دینکرد با واژه‌ی «اَپَستاک» (:apstak) مواجه می‌شویم که معمولا" به معنای پایه و بنیاد و متن اصلی آورده‌اند و آن را مرکب از «اوپَستا» (:upa-sta) به معنی ایستادن دانسته‌اند. محققینی چون «بارتولومه» و «ویکاندر» این واژه را بصورت «اوُپستاوَک» (:upastavak)  از ریشه‌ی «ستاو» (:stav) یعنی ستودن دانسته‌اند. ویکاندر آن را به معنای باادب و آزرم نزدیک شدن گرفته، وی این معنی را با توجه به واژه هندی باستان «اوپَست‌هانه» (:upasthana) تعریف می‌کند که به معنی درود و نیایش روشنایی است.
اوستا شناس نامآور پارسی دکتر «جهانگیر تاوادیا» پس از پژوهشی جامع در این باره می‌گوید: «روی هم رفته واژه اوستا یک کلمه مرکب اعادۀ معنی «سازمان آموزش دینی» را می‌نماید». شادروان دستور «فیروز آذرگشسب» می‌نویسد: «اوستا از دو جزء «اویستا» ترکیب شده و از ریشه «وید» به معنی دانستن آمده و مفهوم آن آنچه دانسته و شناخته شده می‌باشد. «ریگ‌ودا» نیز از همین ریشه گرفته شده است.
2: رجوع شود به کتاب دینکرد و متن نامه تنسر به گشنسپ.
3: مورخان اسلامی این خط را «دفیره» یا «دفتریه» ضبط کرده‌اند. «ابن مُقفع» و «مسعودی» هر دو از این خط با عنوان دین‌دبیره یاد کرده‌اند. بنا به نوشته  مسعودی دین دبیره دارای شصت حرف بوده است.
«ابن ندیم» در کتاب «الفهرست» از قول «ابن مُقفع» نقل کرده است که ایرانیان دارای هفت نوع خط بوده‌اند که دین‌دبیره یکی از آنهاست. دانشمندای چون «ابوریحان بیرونی»، «حمزه اصفهانی»، «محمد خوارزمی»، «قاضی صاعد آندلسی»، «محمد بن عبدوس جهشیاری»، «آذرخور پور زرتشت» مشهور به محمد متوکلی و... جملگی بر کهنگی و تقدم دین‌دبیره هم پایه با عصر زندگانی اشوزرتشت تاکید دارند.

بخش‌هاي پيشين:
بخش هشتم: فرجام‌شناسي زرتشتي
بخش هفتم: فلسفه‌ی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهان‌بيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروان‌گرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت