فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان(قسمت شانزدهم)
هیربدان هیربد تنسر و خداشناسی سیستماتیک


فرید شولیزاده

فرید شولیزاده: «فرزانش فرهمندی» یا به گویش میانه «رازپژوهی خسروانی» یا به سخن تازی «حکمت اشراق»، بی‌شک ناب‌ترین دستگاه جهان‌شناسی ایرانی است که هم بنیان آن و هم پرورش آن، چه پیش و چه پس از اسلام، تراویده و پرورده‌ی اندیشه‌ورزی ایرانیان است. و به راستی در حوزه‌ی اندیشه‌ورزی و فرزان پژوهی، فرزانش فرهمندی، ایرانی‌ترین اندیشه‌ی ایرانی است. بی‌شک یکی از شارعان این دستگاه جهان‌شناسی در دوره‌های میانه، «هیربدان هیربد تنسر» است.
هیربدان هیربد تنسر، در روزگار اردشیر بابکان سرسلسله‌ی دودمان ساسانیان می‌زیسته است. نامه‌ای منسوب به وی در دست است که می‌تواند تا حدودی روشنگر وضع اجتماعی مردم آن روزگار ایران باشد. این اثر با عنوان «نامه تنسر» در تاریخ «طبرستان ابن‌اسفندیار» به دست ما رسیده  است. برای نخستین بار خاورشناس فرانسوی «جیمز دارمستتر» بر روی این نامه تحقیق و ترجمه‌ای انجام داد که در مجله‌ی آسیایی به سال 1894م شناسانده شد. در ایران شادروان «مجتبی مینوی» به سال 1933م آن را با تحقیق گسترده‌تری پخش کرد.
کتاب پهلوی دين‌كرد در توصیف شخصیت تنسر مى‌نویسد: «نه اغتشاش، نه ديوپرستى و نه افترا و تهمت از ولايات ريشه‌كن نشد مگر آن زمان كه مردم او را به عنوان موبد، رهبر روحانى پذيرا گشتند، يعنى تنسر راست كار سپند و زبان‌آور...»
«مسعودی» در «مروج الذهب و التنبیه و الاشرف» پیرامون تنسر می‌نویسد: «وی از انباء ملوک الطوایف بود. پدرش در فارس شهریاری داشته ولی تنسر از آن چشم پوشیده و زهد و تقوی برگزید و در بسط سلطنت اردشیر خدمات شایان کرد و کلیه‌ی ملوک الطوایف ایران را به فرمان برداری از اردشیر دعوت کرد و خود در مسائل دینی و قوانین مدنی دارای تالیف بوده است.» مسعودی قسمتی از نامه تنسر را که از طرف اردشیر بابکان به پادشاه طبرستان(گشنسپ) نوشته و او را به اطاعت دعوت می‌کند ضبط کرده. این نامه یکی از اسناد معتبر تاریخ ایران است و از روی ترجمه «ابن‌المقفع» در تاریخ طبرستان به توسط «محمدبن حسن‌بن اسفندیار» به فارسی ترجمه شده است.
چنان‌که از درون‌مایه نامه‌ی تنسر و گفتن نسک‌های پهلوی بر‌می‌تابد، تنسر عارفی وارسته و صوفی بیدار دل بوده است. در بخشی از نامه‌ی تنسر می‌خوانیم: «پنجاه سال است تا نفس اماره خویش را بر این داشتم به ریاضت‌ها که از لذت نکاح و مباشرت و اکتساب اموال و معاشرت امتناع نموده و نه در دل کرده‌ام و نه خواهان آن‌که هرگز ارادت نمایم و چون محبوسی و مسجونی در دنیا می‌باشم، تا خلایق عدل من بدانند، و بدانچه برای صلاح معاش و فلاح معاد و پرهیز از فساد از من طلبند، و من ایشان را هدایت کنم، گمان نبرند و صورت نکنند که دنیا طلبی را به مخادعه و مخاتله مشغولم، و حیلتی توهم افتد، و چندین مدت که از محبوب دنیا عزلت گرفتم، و با مکروه آرام داشته، برای آن بود که اگر کسی را با رشد و حسنات، و خیر و سعادت دعوت کنم، اجابت کند...»
چنان‌که از گفت نسک‌های پهلوی و روایت‌های جوانتر برمی‌تابد، دیدگاه‌های فلسفی هیربدان هیربد تنسر با گفتار فلسفی نوافلاطون نزدیکی بسیاری دارد، چه افلاطون خود شاه فیلسوف اشراقی یونان بود و سرچشمه‌ی اشراق سیراب بود. این شوند آن است که حتی برخی تا آنجا پیش روند که تنسر را افلاطون مذهب بنامند که البته در نفس خویش پربی‌راه نیست زیرا که آبشخور فکری هردو سرچشمه‌ی اشراق است. بی‌شک در بامداد ساسانیان، تنسر نقشی بزرگ در تدوین «خداشناسی سیستماتیک» بر دوش داشته است. بسیاری این یزدان‌شناسی سیستماتیک را نطفه‌ی استواری ساسانیان می‌شمارند اما به هر روی نفس این نگاه خود موید ژرفای دستگاه فلسفی رایج در نزد دینورزان و فرزانگانی چون تنسر در آن روزگار است.
اما خداشناسی سیستماتیک یعنی چه؟ واژه‌ی "سیستماتیک" اشاره به چیزی می‌کند که در یک سیستم قرار داده شده باشد. بنابراین خداشناسی سیستماتیک یعنی تقسیم خداشناسی به سیستم‌هایی که قسمت‌های مختلف آن‌را توضیح می‌دهد. مثلا بسیاری از نسک‌های سپند دینی در مورد ذات باری تعالی آگاهی می‌دهند. اما هیچ یک از این کتاب‌ها درباره‌ی ذات خداوندی تمام آگاهی‌ها را نمی‌دهد. خداشناسی سیستماتیک همه‌ی آگاهی‌ها درباره‌ی ذات خداوندی را از کتاب‌های سپند و نسک‌های مذهبی در می‌آورد و آن‌را در یک سیستم منظم می‌کند. این نظم دادن به تعالیم کتاب مقدس در سیستم‌های طبق بندی شده را خداشناسی سیستماتیک می‌نامند. خداشناسی سیستماتیک ابزاری بزرگ برای دینورزان در رهیافت به درون‌مایه نسک‌های سپند است. و کمک می‌کند تا تعالیم این نسک‌ها را بهتر درک کنیم. تنسر را باید در شمار این کوشندگان دانست.

بخش‌هاي پيشين:
بخش پانزدهم: مکتب فلسفی كنتويان
بخش چهاردهم: پی‌نوشتی بر فلسفه‌ی مانویان
بخش سیزدهم: فلسفه‌ي مانویان و جهان‌بيني مانی
بخش دوازدهم: مرقونیان و فلسفه‌ی «مرقیون»
بخش یازدهم: دیصانیان و فلسفه‌ی «بار دیصان»
بخش دهم: رخنه‌ی ایده‌ی دوبن‌انگاری به نسک‌های زرتشتی
گاتها، حقیقت جاویدان(پاسخي به سخنان نارواي «پرویز رجبی»)
بخش نهم: عصر اوستابخش هشتم: فرجام‌شناسي زرتشتي
بخش هفتم: فلسفه‌ی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهان‌بيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفه‌ی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروان‌گرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت