گروه اندیشه - مکتب گندیشاپور
فلسفهی دین در نزد ایرانیان(قسمت بیستوچهارم)
مکتب گندیشاپور
فرید شولیزاده: در روزگار فرمانروایی «خسرو قبادان» نامور به «انوشیروان»، بهفرمان وی دانشگاه «گندیشاپور» تاسیس شد. این دانشگاه پایگاهی شد برای گردآمدن اندیشمندان ایرانی، یونانی، رومی، هندی و... در این شهر فرهنگهای باستانی ایران، هند، یونان و ... از طریق سفر و یا جذب دانشمندان بدانجا، نفوذ یافت و در مرکز علمی آن درهم آمیخت. حاصل این پیوندها و پیوستگیها پیدایش مکتبها، مذهبها، روشها و البته نتایج نوینی در شاخههای گوناگون دانش، به ویژه فلسفه، پزشکی و نجوم بود.
بدین شکل در حدود سدهی سوم میلادی، در بخشی از سرزمین ایران، کانونی از اندیشه شکل گرفت و در آن از آمیزشها دیدگاههای گوناگون فکری، سنتی نوین پدید آمد که آن را مکتب گندیشاپور مینامند.
در این پایگاه اندیشهورزی، کتابهای زیادی بهدست دانشمندان سریانی، هندی و ایرانی ترجمه شد. چنانکه «نلینو» دراینباره مینویسد: «در شهر گندیشاپور خوزستان این پادشاه بزرگ(:انوشیروان) مدرسهای عالی بهویژه برای آموزش پزشکی تاسیس کرد که آوازهی آن به همهجا رسید و نامورترین استادان را در آنجا فراخواند، سپس به ترجمه کتب علمی، از زبانهای سریانی و یونانی و سنسکریت به پهلوی، فرمان داد.»
به سبب موقعیتی که ایجاد شده بود، معلومات فلسفی و مهارتهای پزشکی یونانیان، با تحقیقات و مفاهیم ایرانیان درهم آمیخت و ترکیب مفید و جامعی به بار آورد.
هرچند این آموزشگاه در ایران قرار داشت و از هر جهت یک موسسه ایرانی به شمار میرفت، لیکن اختصاص به دانشمندان ایرانی نداشت. همانطور که پزشکانی از ملتهای بافرهنگ آن عصر در آنجا حضور داشتند، همان گونه آثار علمی دیگری هم نتیجه زحمات و بهره افکار دانشمندان دیگر جهان در آنجا تدریس میشد و مورد استفاده قرار میگرفت. چنانکه دو تن عرب به نامهای «حارثبنلکده» و «نضربینحارث» از جمله پزشکانی بودند که در گندیشاپور، دانش پزشکی را فرا گرفتند.
ابن قفطی در این باره می نویسد: «ایرانیان فضایل هر قومی را گرفته و از خود نیز بر آن چیزها افزودهاند و دستورها و قوانین و کتابهایی مرتب ساختهاند که تمام محاسن مردمان مختلف در آنها جمع است.»
برای آگاهی بیشتر پیرامون مکتب گندی شاپور و خسرو انوشیروان، پژوهشی از (محمد جمشیدپور) را در اینجا بخوانید.
ادامه دارد...
بخشهاي پيشين:
بخش بیستوسوم: خسرو انوشیروان شاهفیلسوف
بخش بیستودوم: رازبینی مینوی و مراتب سیر و سلوک در مکاشفات «آذرباد زرتشتان»
بخش بیستویکم: یک چند از سخنان «مهر نرسی» با پیشوایان ترسایی
بخش بیستم: بختآفرید، پیشوای رادمردان پارسا
بخش نوزدهم: مزدکیان و فلسفه مزدک بامدادان
بخش هجدهم: آذربادمهراسپند و فرازآوری اخلاقگرایی زرتشتی
بخش هفدهم: فلسفهي برخی فلسفهپردازان زرتشتی در روزگار ساسانی
بخش شانزدهم: هیربدان هیربد تنسر و خداشناسی سیستماتیک
بخش پانزدهم: مکتب فلسفی كنتويان
بخش چهاردهم: پینوشتی بر فلسفهی مانویان
بخش سیزدهم: فلسفهي مانویان و جهانبيني مانی
بخش دوازدهم: مرقونیان و فلسفهی «مرقیون»
بخش یازدهم: دیصانیان و فلسفهی «بار دیصان»
بخش دهم: رخنهی ایدهی دوبنانگاری به نسکهای زرتشتی
بخش نهم: عصر اوستا
بخش هشتم: فرجامشناسي زرتشتي
بخش هفتم: فلسفهی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهانبيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفهی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروانگرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت