سرويس انديشه - فلسفهی دین در نزد ایرانیان(قسمت هجدهم)، آذربادمهراسپند و فرازآوری اخلاقگرایی زرتشتی
فلسفهی دین در نزد ایرانیان(قسمت هجدهم)آذربادمهراسپند و فرازآوری اخلاقگرایی زرتشتی
فرید شولیزاده: نسکهای پهلوی «دینکرد»، «بندهش» و «شکندگمانیکویچار» از فرزانهای پارسا بهنام «آذرباد مهراسپند» یاد میکنند که در روزگار ساسانی میزیسته است. این نسکها بسیاری از گفتمانهای مذهبی و فلسفی را جمله بذری میدانند که نخستینبار «آذربادمهراسپند» افشانده است.
نسکهای پهلوی او را نه بهشوند پایهی مذهبی موروثی، بلکه به سبب پایگاه رفیع فرزانگی و پارساییاش ستودهاند، چنانکه «منوچهرگشنجم» در کتاب پهلوی «داتستاندینیک» آذربادمهراسپند را مردی پارسا و متدین خوانده است. «مردانفرخ»، نویسندهی «گزارشگمانشکن» از او بهعنوان سرآمد پژوهندگان و دینورزان روزگار ساسانی یاد میکند.
چنانکه از دینکردچهارم برمیآید، کار بزرگ آذربادمهراسپند، ویرایش نامهی سپند اوستا در میانهی روزگار ساسانی است. آذباد با تکیه بر درونمایهی اوستا، درسنامهای برای دین مزدایی تدوین کرد که نامور به دينكرد است. وی این نسکها را به پیش شاپور هرمزان(:شاپور دوم) برد. به همین شوند است که کتاب پهلوی «زند وهومن یسن» از او با صفت «دین ویراستار» یاد میکند.
نیایشنامههایی را بهشرح زیر از آذربادمهراسپند میدانند:
ـ «نام ستایش»(:نماز ستایش یکتا خداوند)
ـ «آفرین گاهانبار»(:اوستای آفرینگان گهنبار)
ـ «ستایش امشاسپندان»
ـ «اوستای تندرستی»
این نمازها، بهویژه «نام ستایش» معرف روح بزرگ و ذهن وارستهی سرایندهی آن است. از آذربادمهراسپند اندرزنامهها و سخنان قصاری نیز به شرح زیر بهیادگار مانده است:
ـ «اندرز آذرباد به پسرش» (بخشهایی از این اندرها در کتاب جاویدانخرد آمده است)
ـ «یکچند واژه از آذرباد»(به هنگام درگذشتن از گیتی)
ـ «نهش چیز گیتی»
ـ «اندرز به هاوشت»
ـ «دوازده اندرز در برابر اندرزهای مانویان»
ـ «روزنامه» (:اندرزی دلنشین برای سیروز ماه)
ـ نوشتن «پتت پشیمانی» برای بهدینان را هم از آذربادمهراسپند میدانند. در برخی دستنپشتههای پازند، آن را «پتت آذرباد» خواندهاند.
بهجرات باید گفت که پس از اوستا بهویژه ستوتیسن، در هیچ متن در پیوند با دین زرتشتی تا این میزان فرازآوری اخلاقیات که در گفتارهای آذربادمهراسپند آمده، دیده نمیشود. اندرزها و گفتارهای آذربادحکیم خود مکتب درخشان از معرفتشناسی و حکمت عملی است:
ـ «به مال و چیز گیتی گستاخ مباش. چه مال و چیز گیتی همانند مرغی است که از این درخت به آن درخت نشیند و به هیچ درخت نپاید.»
ـ «کرفه اندیش(:در اندیشهی کار نیک) باش، نه گناه اندیش. چه مردم تا زمان جاویدان زنده نباشند و چیز مینو بیشتر باید خواستن.»
ـ «هرچه تو را نیک نیاید، تو نیز به دیگر کس مهکن.»
ـ «دینآموزی پرسید: کدامین کردار سرآمد دیگر کردارهاست؟
آذربادحکیم فرمود: سرآمدترین کردارهای مردمان بهکارگیری رادمندانهی خرد در کارها بر مردم سزاوار بهکارگیری خرد است. که خرد جرثومه هر پارسایی است.»
ـ «دینآموزی پرسید که:
مردم با کردارهایشان از راه کدامین به بارگاه اورمزد راه مییابند؟
و نیز از چه راهی از ویژگان بارگاه اورمزد میشوند؟
و از راه کدام کردار همتراز ستودگان میشوند؟
با کدام رفتار بد از بارگاه اورمزد رانده میشوند؟
و با کدامین رفتار به دورترین جای بارگاه یزدان رانده میشوند؟
و با چه کاری همتراز دیوان میشوند؟
خورشید دانش دستور دستوران آذربادمهراسپند فرمود:
همانا مردمان از راه گذینش خرد و باورمندی به دینبهی راهی بارگاه اورمزد میشوند
از راه باوری ژرف به دینبهی از ویژگان بارگاه اورمزد میشوند
از راه ناباوری به دینبهی و خرد ستیزی از بارگاه یزدان رانده میشوند
از راه باورمندی به بد دینی و جهلدوستی از بارگاه اورمزد به دورترین جای رانده میشوند
و از راه باورمندی ژرف به بد دینی همپای دیوان میشوند»
در کنار اندرزنامهها، چیرگی آذربادحکیم بر علم کلام و فرزانشفرهمندی(:فلسفهی اشراق)، از وی سخنوری چیرهدست پدید آوده بود. چنانکه دینکرد گواهی میدهد وی با بسیاری کسان و فرقهها به پیکار(:مناظره) نشسته است. «مردان فرخ» در «شکندگمانیکویچار» از اشموغانی روایت میکند که زرواني و جبرگرا بودند و آذرباد در دفاع از اختيارگرايي زرتشتي با آنها به پیکار(:مناظره) نشست. در میان کسانی که با آذرباد به پیکار نشستند، شاید نام «بار ديصان» و کشیشی بهنام «گریگوری» بیشتر به چشم آید:
«گریگوری اشموغ پرسید: چرا شما پیروان مزدیسنا میگویید بیاندازه خوردن می گناه است، حال آنکه در آیین ما نوشیدن می، کم یا زیاد بلکل حرام است؟
آذربادحکیم فرمود: همانا ما میخوارگی بیاندازه را گناه میدانیم و اندازه نوشیدن می را شاینده. بیاندازه نوشیدن می به حدی که خرد انسان را بزداید گناه است. چنانکه در گاهان از آن نام میرود بیآنکه ستایش یا نکوهشی بر آن رود.»
ادامه دارد...
بخشهاي پيشين:
بخش هفدهم: فلسفهي برخی فلسفهپردازان زرتشتی در روزگار ساسانی
بخش شانزدهم: هیربدان هیربد تنسر و خداشناسی سیستماتیکبخش پانزدهم: مکتب فلسفی كنتويان
بخش چهاردهم: پینوشتی بر فلسفهی مانویان
بخش سیزدهم: فلسفهي مانویان و جهانبيني مانی
بخش دوازدهم: مرقونیان و فلسفهی «مرقیون»
بخش یازدهم: دیصانیان و فلسفهی «بار دیصان»
بخش دهم: رخنهی ایدهی دوبنانگاری به نسکهای زرتشتی
بخش نهم: عصر اوستابخش
بخش هشتم: فرجامشناسي زرتشتي
بخش هفتم: فلسفهی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهانبيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفهی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروانگرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت