سرویس اندیشه - فلسفهی دین در نزد ایرانیان(قسمت پانزدهم)، مکتب فلسفی کنتویان
فلسفهی دین در نزد ایرانیان(قسمت پانزدهم)
مکتب فلسفی كنتويان
فرید شولیزاده: در بخشهای پیشین سلسله نوشتار فلسفهی دین در نزد ایرانیان دربارهی ظهور و گسترش ایدهی دوبنانگاری (فلسفهی ثنویت) سخن گفتیم. در بخش دهم، شوند رخنهی این ایده به نسکهای متاخر زرتشتی را مورد بررسی قرار دادیم. در بخشهای یازدهم، دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم مکاتب دوبنانگار در حوزهی مسیحیت ایرانی(:دیصانیان و مرقونیان) و سپس جهانبینی دوبنانگار مانی و فلسفهی مانویان را مورد واکاوی قرار دادیم. در این بخش به بررسی «مکتب فلسفی کنتویان» میپردازیم.
فلسفهي کنتویان شباهتهای بسیاری به فلسفهی مانویان دارد اما در بعد هستیشناسی مکتبی تثلیثگرا(:سه بنانگار) بوده است. مکتب فلسفی کنتویان، خود به زیر شاخههایی با نامهای «روزهگرايان»، «صاميان» و «تناسخيان» تقسیم میشده. «شهرستانی» در کتاب «ملل و نحل» از ایشان یاد کرده، مینویسد:
«گروهي از متكلمان حكايت كنند كه كنتويان پندارند كه اصول سه است: آتش و خاك و آب. و همانا موجودات از اين اصول حادث شدهاند، نه دو اصلي كه ثنويه اثبات كردهاند. گويند: آتش به طبع خيّر، نوراني است. و آب ضد آن است به طبع، پس هر چه از خير است در اين جهان از آتش است، و آنچه از شر است، از آب است، و خاك متوسط است. و اينان، به سبب آنكه آتش علوي، نوراني، لطيف است و وجودي جز بد و ممكن نيست، و بقايي بدون امدادش ناممكن، نسبت به آتش شديداً تعصب ميورزند. و آب در طبع با او مخالف است. پس در عمل با او مخالف است و خاك ميان آن دو متوسط است. پس تركيب جهان از اين اصول است. گروهي از كنتويان، به نام روزهگرايان و صاميان، از طيبات زرق امساك ميكنند و به عبادت خدا ميپردازند و در عباداتشان، براي تعظيم آتش، به آن رو ميكنند و نيز از نكاح و ذبائح امساك ميكنند.
گروهي ديگر از كنتويان، به تناسخيان مرسوماند و به تناسخ ارواح در اجساد و انتقال از شخصي به شخص ديگر اعتقاد دارند. و آنچه انسان از راحت و تعب و آسايش و بدبختي، كه به انسان ميرسد، مربوط است به آنچه در پيش انجام داده، جزاي آن عملي است كه در بدن ديگر از او سر زده است و انسان پيوسته در يكي از دو حالت است: يا در كاري است يا در جزايي است. و آنچه انسان در آن است: يا مكافات عملي را كه در پيش انجام داده ميبيند، و يا عملي انجام ميدهد كه منتظر مكافات آن است. و بهشت و دوزخ در بدنهاست. و اعلي عليين درجهي نبوت است و اسفل سافلين درك مار است. و هستياي بالاتر از درجهي رسالت و هستياي پايينتر از درك مار نيست و برخي از ايشان گويند: درجهي اعلي درجهي فرشتگان و درك اسفل درك شياطين است. و تناسخيان با ساير ثنويان مخالفت ميكنند، چون مقصود اينان از روزگار رهايي، بازگشت اجزاي نور به جهان شريف ستوده و باقي ماندن اجزاي ظلمت در جهان پست ناستوده است.»
بخشهاي پيشين:
بخش چهاردهم: پینوشتی بر فلسفهی مانویان
بخش سیزدهم: فلسفهي مانویان و جهانبيني مانی
بخش دوازدهم: مرقونیان و فلسفهی «مرقیون»
بخش یازدهم: دیصانیان و فلسفهی «بار دیصان»
بخش دهم: رخنهی ایدهی دوبنانگاری به نسکهای زرتشتی
گاتها، حقیقت جاویدان(پاسخي به سخنان نارواي «پرویز رجبی»)
بخش نهم: عصر اوستابخش هشتم: فرجامشناسي زرتشتي
بخش هفتم: فلسفهی پولاریته و اخلاق زرتشتی
بخش ششم: جهانبيني زرتشتي
بخش پنجم: خداشناسي زرتشتي(اصل وحدت وجود)
بخش چهارم: نمودار سیر تاریخی فلسفهی دین در نزد ایرانیان
بخش سوم : پرستش مهر
بخش دوم : زروانگرایی
بخش نخست : چند خدایی در نزد ایرانیان پیش از اشوزرتشت