درس‌هايي از همايش دبي (بخش چهارم: راهكارها و آينده)
کارهایی که باید انجام دهيم

مهران سپهريمهران سپهري: كنگره‌ي بعدي جهاني زرتشتيان، چهار سال ديگر در هند برگزار خواهد شد. پس از واگذاري يك كنگره، هيچ‌گونه نظارت و كنترلي بر آن پيش‌بيني نشده و كميته‌ي محلي كنگره در گزينش شيوه‌ي برگزاري و درونمايه‌ي همايش اختيار كامل دارد. چهار سال شايد زمان درازي به‌چشم بيايد، ولي در مقياس تداركات و برنامه‌ريزي يك همايش جهاني، زماني فشرده است. كنگره تنها يك رويداد چهار‌روزه خواهد بود، ولي اين رويداد برآيند(:معلول) ٤٨ ماه زنجيره‌ي تلاش‌هاي پيوسته و پيچيده است. ٤٤ ماه ديگر و حتا ٢٤ ماه ديگر، دير خواهد بود كه بتوانيم تاثير معني‌دار و دلخواهي در روند شكل‌گيري كنگره داشته باشيم.
شركت در كنگره تنها به معناي اختصاص زمان به نوشتارها(:مقالات) و برنامه‌هاي ايراني و انبوهي شركت‌كنندگان از ايران، برنده شدن در مسابقات و فخرفروشي، و حتا كارهاي مشترك نيست. شركت در كنگره هم‌افزايي و حركت به سمت يكپارچه‌شدن است. كنگره نبايد تنها يك نمايش و مهماني بزرگ باشد. كنگره مقصد نيست بلكه جايگاهي مهم در دراز هازمان(:جامعه‌ي) خسته و پراكنده ما است. كنگره هدف نيست بلكه ابزاري براي رسيدن به هدف‌هاي والاتر است. در اين كنگره روشن بود كه زرتشتيان جهان شايد گذشته و آرزوهاي مشترك داشته باشند ولي رفتار و رسوم، ديدگاه‌ها، الويت‌ها، باورها و حتا روش رهبري هازمان آنها تفاوت بسيار دارد.
در اين دهكده‌ي جهاني كه زرتشتيان ايران در آن پراكنده مي‌شوند، ديگر نمي‌توان خود را از ديگران و از جهان جدا دانست، تنها راهكار محلي داشت و تنها از سرزمين مادري گفت. بايد در كارها و مسابقه‌هاي جهاني فعالانه شركت كرد، و نه تنها پيشي گرفت بلكه همه را نيز، بازي داد. بايد موضوعات روز و مرتبط را پذيرا بود و خود را با آنها همراه كرد. از گام‌هاي كوچك‌تر، آغاز كرد ولي در ادامه و گسترش راه استوار بود. استعدادها و امتياز‌هاي هازمان را شناسايي كرد و پرورش داد. از من من گفتن، پرهيز كرد و به يك تيم ٢٠ هزار نفره، انديشيد. از ميراث ديني و آيين‌ها پاسداري كرد و در عين حال به نوآوري و هم‌سويي با هازمان‌هاي ديگر پرداخت.
هازمان ما حافظه‌ي تاريخي چنداني ندارد و از آموخته‌هاي گذشته ياري نمي‌گيرد. به جاي افسوس بر فرصت‌هاي از دست رفته، بايستي كه از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيم و خود را آماده‌تر و اميدوارتر براي فرداي بهتر بيابيم. آغاز كنگره‌هاي جهاني زرتشتيان در سال 1338 در تهران بود و نوآوري و رهبري ايرانيان در كنگره‌ي ششم جهاني سال 1375 به اوج رسيد. اما روند معكوس از كنگره‌ي 1378  در هيوستون آغاز شد و در كنگره 1388 در دبي شدت گرفت. آيا بايد براي شركت بيشتر و اثربخش‌تر در كنگره‌ي دهم در هند تلاش كرد و يا بايد براي برگزاري كنگره‌ي يازدهم در ايران تلاش نمود. جواب درست در هر دو و يا هيچكدام نيست.
كنگره‌ي جهاني تنها يك نمود گردهمايي و با هم گفت‌و‌گو كردن، است. ديگر تريبيون‌ها و همايش‌هاي محلي و منطقه‌اي نيز پرارزش است. كنگره‌هاي جهاني جوانان، كه جوانان زرتشتي ايران در استراليا در آن، خوب درخشيدند، نشست‌هاي اتاق بازرگاني بين‌المللي زرتشتي، كه ادامه‌ي همكاري و همبستگي داخلي حياتي است، كنگره‌ها و گردهمايي‌هاي ورزشي و ديني منطقه‌‌اي، كه از ايرانيان با آغوش باز استقبال مي‌شود، جاي خوبي براي تبادل نظر و شراكت زرتشتيان ايران است. ديگر ايده‌هاي مطرح شده مانند تلويزيون زرتشتيان، كنگره‌ي جهاني موبدان و ميز‌گرد با هم بودن در ايران، بسيار چالش‌برانگيز و راهگشا خواهد بود.
قوت‌هاي هازمان كنوني زرتشتيان ايران  را مي‌توان در فرهنگ و آيين اصيل و ژرف، سرچشمه‌ي تاريخ و تمدن سرزمين مادري، جوانان علاقمند و پايبند، بزرگان هوشمند و فداكار، موبدان دانا و دلسوز گرد كرد. در برابر ناتوانايي‌هاي ما در پراكندگي، فشارهاي محيطي، كاهش پرشتاب جمعيت جوان، ناآشنايي با زبان و فرهنگ ديگر كشورها، و ندانم‌كاري راهبران هازمان گنجانده مي‌شود. برنامه‌هايي كه هازمان ما در آن ممتاز است و در اجرا‌هاي پياپي، به سرآمدي دست يافته است، مانند برگزاري آيين‌هاي ديني و سنتي، جام‌هاي ورزشي مانند جام جانباختگان، مانترا و پورا چيستا، مي‌تواند اهرمي باشد تا زرتشتيان ايران را در فضاي جهاني مطرح كند.    
در تاييد مطالب "اشك‌ها و لبخندها" سايت برساد، در كنگره دبي پيروزي‌ها و نا اميدي‌هاي بي‌شماري بود كه مانند آيينه‌اي باشد و به ما هشدار و انرژي دهد. در مديريت مي‌گويند اگر «تغيير را مديريت نكنيد، تغيير شما را مديريت خواهد كرد». فردا براي اين مديريت تغيير دير است. بايستي از هم‌اكنون، آغاز كرد، نه تنها براي كنگره جهاني بلكه براي پيكار جهاني هازمان كوچك ولي توانمند زرتشتيان ايران. بايد با تكيه به بيش از ٣ هزار سال فرهنگ و دين زرتشتي، ابتكار راهكارهاي جديد را به‌دست گرفت. اميدوار باشيم، نو شويم و بالا رويم، سرانجام اين‌كه به‌گفته‌ي حافظ بكوشيم كه«فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم».

ديگر ديدگاه‌ها :
ديدگاه نماينده‌ي زرتشتيان در مجلس درباره‌ي كنگره‌ي جهاني زرتشتيان در دوبي
نگاه فرنشين انجمن زرتشتيان تهران به كنگره‌ي جهاني زرتشتيان در دوبي
نهمين كنگره زرتشتيان جهان ، از نگاه فرنشين انجمن موبدان
كنگره‌ي نهم از نگاه مهران سپهري - درس‌هايي از همايش دبي (بخش سوم: انتقاد از خود)
كنگره‌ي نهم از نگاه مهران سپهري - زرتشتيان ايران نواي همازوري را سرودند (بخش دوم: پيروزي‌ها)
كنگره‌ي نهم از نگاه مهران سپهري - فرصتي طلايي كه به هدر رفت! (بخش نخست: كاستي ها)
ديدگاه بهنام مراديان درباره كنگره دوبي - نخبه‌گرایی یا توسعه انسانی ؟