ديدگاه مهران سپهري - كنگره دوبي، فرصتي طلايي كه به هدر رفت! (بخش نخست: كاستي ها)
درسهايي از همايش دوبي (بخش نخست: كاستي ها)
كنگره دوبي، فرصتي طلايي كه به هدر رفت!
مهران سپهري* : زرتشتيان جهان هر 4 سال فرصت مييابند كه گردهم آمده تا به سازندگي و ارتباطات، برنامهريزي و حل مشكلات و ارايه ديدگاهها و راهكارهاي نو بپردازند. همايش دوبي، كه طبق تعاريف و ادبيات استاندارد نه چندان كنگره بود و نه چندان زرتشتي و جهاني، با بيش از 750 شركت كننده و مخارج قابل توجه فرصتي طلايي بود كه به هدر رفت. با تحليل و انتقاد سازنده شرايط اين همايش، و نه لزوما منفيگرايي، ميتوان درسهايي در جهت برگزاري بهتر همايشها و كنگرههاي آينده آموخت.
1 - اين كنگره در محلي برگزار شد كه هيچ رنگ و بويي از آيين و دين زرتشتي نداشت. هيچ محل تاريخي و فرهنگي قابل بازديد در دسترس نبود. جامعهي ايرانيان زرتشتي مقيم، انگشتشمار و جمعيت پارسيان مقيم دوبي نيز موقعيت و يا مزيت خاصي نداشتند. در واقع همه دلايل بهويژه عرب بودن دوبي بر عليه انتخاب اين كشور براي برگزاري كنگره بود. اگرچه اعتراضات ديرهنگامي نيز شد، ولي فراموش نشود كه سران زرتشتيان ايران، 4 سال پيش در لندن، با انتخاب دوبي موافقت كردند.
2 - امكان ترجمه هم زمان از انگليسي به فارسي فراهم نشده بود. در واقع اكثريت شركت كنندگان از ايران قادر به درك و استفاده از سخنرانيها نبودند. تنها 2 ارايهي فارسي داراي ترجمه مكتوب به نمايش داده شد آنهم به گونهاي كه تنها دو رديف نخست تالار ميتوانستند آن را ببينند. برگزاركنندگان كنگره متعجب بودند كه چرا چنين نيازي قبلا مطرح نشده بود. از همه بدتر بعضي برنامههاي تفريحي به زبان هندي بود كه باز هم ايرانيان به حساب نيامده بودند. تنها برنامهي تمرين شده هنري ايراني، كه از سوي سازمان جوانان زرتشتي (فروهر)، هماهنگ شدهبود، برگزار نشد.
3 - به جز برنامه جشنخواني پيش از آغاز كنگره، كه در محلي ديگر و به شيوه پارسي متفاوت از رسوم ايرانيان برگزار شد، هيچ برنامه و سخنراني در مورد دين و آيين زرتشتي پيشبيني نشده بود. در واقع بخش بزرگي از كنگره به برنامههاي پزشكي و تجاري اختصاص داشت. زرتشتيان سرزمين مادري كه يك چهارم جمعيت زرتشتي را داشتهاند، تنها كمتر از 10درصد شركتكنندگان و 5 درصد از برنامهها را به خود اختصاص دادند. در تيم برگزاركننده نيز هيچ ايراني شركت نداشت.
4 - كنگره بدون هيچ بيانيه و يا قطعنامهاي پايان يافت. در واقع چهار روز كنگره شامل برنامه هاي غيرمرتبط فشرده بود كه كمترين فرصت بحث و گفتگو و حتا پرسش و پاسخ را نداشت. همان طور كه نيمه اول ميزهاي سالن به حاميان مالي كنگره اختصاص داشت، بسياري از سخنراني ها هم به حاميان مالي و منتخب واگذار شده بود. كنگره اي كه هرگز فراخوان عمومي مقاله و ايده نداشت. لحظه هاي اوج كنفرانس با حضور شيخ درجه دوم دوبي و هنرنمايي خواننده تازه كار هندي برگزار شد.
كنگره دوبي، فرصتي طلايي كه به هدر رفت!
مهران سپهري* : زرتشتيان جهان هر 4 سال فرصت مييابند كه گردهم آمده تا به سازندگي و ارتباطات، برنامهريزي و حل مشكلات و ارايه ديدگاهها و راهكارهاي نو بپردازند. همايش دوبي، كه طبق تعاريف و ادبيات استاندارد نه چندان كنگره بود و نه چندان زرتشتي و جهاني، با بيش از 750 شركت كننده و مخارج قابل توجه فرصتي طلايي بود كه به هدر رفت. با تحليل و انتقاد سازنده شرايط اين همايش، و نه لزوما منفيگرايي، ميتوان درسهايي در جهت برگزاري بهتر همايشها و كنگرههاي آينده آموخت.1 - اين كنگره در محلي برگزار شد كه هيچ رنگ و بويي از آيين و دين زرتشتي نداشت. هيچ محل تاريخي و فرهنگي قابل بازديد در دسترس نبود. جامعهي ايرانيان زرتشتي مقيم، انگشتشمار و جمعيت پارسيان مقيم دوبي نيز موقعيت و يا مزيت خاصي نداشتند. در واقع همه دلايل بهويژه عرب بودن دوبي بر عليه انتخاب اين كشور براي برگزاري كنگره بود. اگرچه اعتراضات ديرهنگامي نيز شد، ولي فراموش نشود كه سران زرتشتيان ايران، 4 سال پيش در لندن، با انتخاب دوبي موافقت كردند.
2 - امكان ترجمه هم زمان از انگليسي به فارسي فراهم نشده بود. در واقع اكثريت شركت كنندگان از ايران قادر به درك و استفاده از سخنرانيها نبودند. تنها 2 ارايهي فارسي داراي ترجمه مكتوب به نمايش داده شد آنهم به گونهاي كه تنها دو رديف نخست تالار ميتوانستند آن را ببينند. برگزاركنندگان كنگره متعجب بودند كه چرا چنين نيازي قبلا مطرح نشده بود. از همه بدتر بعضي برنامههاي تفريحي به زبان هندي بود كه باز هم ايرانيان به حساب نيامده بودند. تنها برنامهي تمرين شده هنري ايراني، كه از سوي سازمان جوانان زرتشتي (فروهر)، هماهنگ شدهبود، برگزار نشد.
3 - به جز برنامه جشنخواني پيش از آغاز كنگره، كه در محلي ديگر و به شيوه پارسي متفاوت از رسوم ايرانيان برگزار شد، هيچ برنامه و سخنراني در مورد دين و آيين زرتشتي پيشبيني نشده بود. در واقع بخش بزرگي از كنگره به برنامههاي پزشكي و تجاري اختصاص داشت. زرتشتيان سرزمين مادري كه يك چهارم جمعيت زرتشتي را داشتهاند، تنها كمتر از 10درصد شركتكنندگان و 5 درصد از برنامهها را به خود اختصاص دادند. در تيم برگزاركننده نيز هيچ ايراني شركت نداشت.
4 - كنگره بدون هيچ بيانيه و يا قطعنامهاي پايان يافت. در واقع چهار روز كنگره شامل برنامه هاي غيرمرتبط فشرده بود كه كمترين فرصت بحث و گفتگو و حتا پرسش و پاسخ را نداشت. همان طور كه نيمه اول ميزهاي سالن به حاميان مالي كنگره اختصاص داشت، بسياري از سخنراني ها هم به حاميان مالي و منتخب واگذار شده بود. كنگره اي كه هرگز فراخوان عمومي مقاله و ايده نداشت. لحظه هاي اوج كنفرانس با حضور شيخ درجه دوم دوبي و هنرنمايي خواننده تازه كار هندي برگزار شد.
* مهران سپهري- دكتراي مديريت و استاد دانشگاه صنعتي شريف
ديگر ديدگاهها :
ديدگاه نمايندهي زرتشتيان در مجلس دربارهي كنگرهي جهاني زرتشتيان در دوبي
نگاه فرنشين انجمن زرتشتيان تهران به كنگرهي جهاني زرتشتيان در دوبي
نهمين كنگره زرتشتيان جهان ، از نگاه فرنشين انجمن موبدان
كنگرهي نهم از نگاه مهران سپهري - درسهايي از همايش دبي (بخش چهارم: راهكارها و آينده)
كنگرهي نهم از نگاه مهران سپهري - درسهايي از همايش دبي (بخش سوم: انتقاد از خود)
كنگرهي نهم از نگاه مهران سپهري - زرتشتيان ايران نواي همازوري را سرودند (بخش دوم: پيروزيها)
ديدگاه بهنام مراديان درباره كنگره دوبي - نخبهگرایی یا توسعه انسانی ؟
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ ساعت 21:56 توسط امرداد
|