درس‌هايي از همايش دبي (بخش سوم: انتقاد از خود)
از ماست كه بر ماست


مهران سپهري مهران سپهري: خود ارزيابي صادقانه، از نگاه دانش مديريت، مي‌تواند با كشف نقاط قوت و ضعف يك سازمان، آغاز راهكارهاي بهبود و پيشرفت باشد. مهندسي معكوس اتفاقات گذشته، در جهت استخراج دلايل مزمن ريشه‌اي، به‌طور سيستمي به جلوگيري از تكرار كاستي‌ها و مشكلات خواهد انجاميد. شهامت انتقاد از خود و مسووليت پذيري، نخستين گام در بهبود مستمر نتايج است. با مشاهده نزديك جريان تعاملات و مشاركت زرتشتيان ايران در همايش‌هاي جهاني، بر اين باورم كه بيش از نيمي از نتايج منفي "از ماست كه بر ماست".
1- كنگره جهاني زرتشتيان سال 1975 در ايران، به گفته بسياري از همكيشان غير ايراني، در بالاترين سطح تعادل و كيفيت اجرا شد. با راي هموندان شركت كننده، دفتر كنگره‌هاي جهاني در انجمن زرتشتيان تهران تشكيل و چند سال به فعاليت و ارتباطات بين‌المللي ادامه داد. متاسفانه نه تنها از دفتر كنگره و فعاليت‌هاي بين‌المللي پشتيباني نشد بلكه غفلت و جلوگيري شد. با درون‌گرايي و مسايل داخلي، در چند دوره 4 ساله‌ي بعد، ايران حتا پيشنهادي براي برگزاري همايش جهاني نداد.
2- در روز نخست كنگره دبي، فرصت سخنراني در مورد "جامعه زرتشتيان در ايران" براي انجمن زرتشتيان تهران پيش‌بيني شد كه مي‌توانست به ارايه موثر مسايل جامعه كنوني زرتشتيان ايران و راهكارهاي جهاني بپردازد. بدون ياري از كميسيون روابط عمومي و ساير هموندان انجمن و متخصصان، بدون هيچ تحليل و راهكار، با ترجمه‌ي ناقص و ارايه نيمه مفهوم براي سالن خالي، سخنراني كه بهترين بخش آن شعر زرتشت خانم بهرامي بود، اين فرصت طلايي زرتشتيان ايران را به باد داد.
3- مبلغ قابل توجهي توسط يك زرتشتي ايراني مقيم خارج براي كمك به شركت زرتشتيان از ايران اختصاص يافت. با تصويب هييت مديره انجمن و اعلام عمومي، كميته‌اي مامور تدوين روش تخصيص اين بورسيه به جوانان مستعد و كم درآمد زرتشتي شد. متاسفانه ناگهان و بدون مشورت با اين كميته، سازماني ديگر اين بورسيه را گرفت كه با معيارهاي نامعلوم هنرمندان ايران را به كنگره ببرد. در نهايت اين مبلغ به هدر رفت و هيچ نفعي به جوانان و جامعه زرتشتيان ايران نرسيد.
4- گروهي از هنرمندان زرتشتي ايراني پس از ماه‌ها تمرين نتوانستند در برنامه كنگره شركت نمايند. ناآگاهي ايرانيان از مقررات و روابط، ارتباطات دير و ناقص، سردرگمي و ندانم كاري مسوولان ايران، فرصت طلايي ارايه هنر و موسيقي زرتشتيان ايران را به هدر داد. در اين ميان كساني كه بورسيه كامل بودند و تنها در برنامه‌هاي تفريحي شركت كردند، مترجمي كه وظيفه‌ي ترجمه داشت ولي ترجمه نمي‌كرد و موبداني كه در مراسم ديني شركت نداشتند – با پرداخت كامل نام‌نويسي آنها از بورسيه.
5- صحبت ديرهنگام تحريم كنگره در كشور عرب كه نه همگاني بود و نه جدي گرفته شد. اظهارات ضد و نقيض سران زرتشتيان ايران در ميز گرد روز نخست. ناتواني توافق براي معرفي نماينده ايران در اتاق بازرگاني جهاني. مسوولان ايراني كه مي‌خواستند مطرح باشند ولي به كار تيمي باور نداشتند. شركت‌كنندگاني كه برنامه‌هاي بيرون را به داخل كنگره ترجيح مي‌دادند و در اين ميان جواني كه فرصت كسب و كار تور و برنامه دبي را يافت، به اعتبار زرتشتيان ايراني لطمه زد.

ديگر ديدگاه‌ها :
ديدگاه نماينده‌ي زرتشتيان در مجلس درباره‌ي كنگره‌ي جهاني زرتشتيان در دوبي
نگاه فرنشين انجمن زرتشتيان تهران به كنگره‌ي جهاني زرتشتيان در دوبي
نهمين كنگره زرتشتيان جهان ، از نگاه فرنشين انجمن موبدان
كنگره‌ي نهم از نگاه مهران سپهري - درس‌هايي از همايش دبي (بخش چهارم: راهكارها و آينده)
كنگره‌ي نهم از نگاه مهران سپهري - زرتشتيان ايران نواي همازوري را سرودند (بخش دوم: پيروزي‌ها)
كنگره‌ي نهم از نگاه مهران سپهري - فرصتي طلايي كه به هدر رفت! (بخش نخست: كاستي ها)
ديدگاه بهنام مراديان درباره كنگره دوبي - نخبه‌گرایی یا توسعه انسانی ؟