پیشینه‌ی برخی رستنی‌های زیست‌بوم ایران(بخش هفتم)
«امرود»، شاه‌میوه‌ای از جنگل‌های هیرکانی


امردادخسرو شهمردان: میوه‌ی «اَمرود»(:amrod) که در روزگار حاضر بیشتر از آن با‌نام «گلابی»(:pyrus) یاد می‌کنیم، درختی است گلدار از تیره‌ی دولپه‌ای‌ها با برگ‌هایی صاف و دندانه‌دار که گل‌های آن خوشه‌ای و سفید رنگ مایل به صورتی است. بلندی قامت درخت «امرود» تا 10متر هم می‌رسد؛ ريشه‌های آن عمیق بوده و در خاک تا 3متر گسترش می‌یابد. «امرود» درختی برگریز بوده و تنها در شرایط آب و هوایی معتدل قابل پرورش و کشت است. این درخت برای میوه دهی به یک دوره‌ی سرمای زمستانی نیاز دارند. درختان «امرود» از لحاظ پایداری همانند درختان سیب نیستند، اما همانندی‌هاي بسیاری با آن دارد.
چه خوش گفت آن گلابی با گلستان   که هرچت باز باید داد مستان   (نظامی)
«امرود» میوه‌ای کشیده و مخروطی شكل بوده و پوستي به‌رنگ سبز يا زرد دارد. گوشت آن آبدار و خوشبو بوده و همچون سیب، ميوه‌اي شفت است. مزه‌ی آن شيرين و يا ترش و شيرين و برد، و دانه‌های آن اغلب سنگی است. بيشتر دانشنامه‌های گياه‌شناسي، زيست‌بوم اصلي «امرود» را نجد ايران و خواستگاه آن را جنگل‌هاي «هيركاني» دركرانه‌هاي جنوبي درياي مازندران و بخشی از كوه‌هاي قفقاز مي‌دانند.
کدو برکشیده طربرودرا   گلوگیر گشته به امرود را   (نظامی)
دريادگار نوشته‌هاي پهلوي برجاي مانده از روزگار ساسانيان، ازاين ميوه با نام‌هاي «amrut» و «amrod» ياد شده است. چنان‌كه در كتاب پهلوی «شایست‌ناشایست» فصل٢ بند123 مي‌خوانيم: «امرود و دیگر میوه‌ها که ببار(:بردرخت) و رسیدگی(:پختگی) بر آنها پیدا باشد...» و نيز در كتاب «بندهش» فصل٩ بند116 مي‌خوانيم: «هرچه را بار به خواربار مردمان میهمان نیست و سالوار است، مانند خرما، کنار، انگور، به، سیب، بادرنگ و انار و شفتالو و اَمرود و...» در بند 118 همین کرده نیز از «امرود» در شمار میوه‌های مایه‌ور یاد می‌شود. هزوارش واژه‌ی «امرود» در نسک‌های پهلوی به‌صورت «کومترا»(:kumtra) است. اين واژه در زبان تازي به‌گونه‌ی «کمثری» دگرگون ‌شده است. تازیان واژه‌ی پهلوی «امرود» را نیز  دگرگون کرده بودند و آن را به‌صورت «مرود» برای نامیدن میوه‌ی گلابی به‌کار می‌بردند، چنان‌که در «نصاب‌الصبیان» و «زمخشری» در کتاب «مقدمة‌الادب» و «المیدانی» در کتاب‌های «السامی‌فی‌الاسامی» و «منتهی‌الارب» از آن یاد کرده‌اند. «ناصرخسرو» در سفرنامه خویش از میوه‌ی «امرود» باغ‌های مصر، که مصریان آن را «مرود» می‌نامیدند،  یاد می‌کند.
کم‌وبیش در بیشتر گستره‌ی نجد ایران، هنوز هم از واژه پهلوی «امرود» برای نامیدن این میوه بهره می‌گیرند؛ چنان‌که در «آستارا»(گیلان) آن را «امروت»، در شفارود «اومبرو»، در منجیل «هومرو»، در کرمان «خمرود» و در خراسان «امرود» و... می‌نامند. در گویش دری بهدینان شهر یزد، این واژه به‌صورت «مدوه»(:medveh) بیان می‌شود و آن دگرگون شده امرود است.
شکل امرود تو گویی که بشیرینی و لطف   کوزه‌ای چند نباتست معلق بر بار   (سعدی)
در «برهان‌قاطع» از میوه‌ای به‌نام «ارمود» یاد می‌شود و آن را به‌معنی «امرود» یا همان گلابی می‌داند. حال پرسش این است که از چه‌روی نام میوه‌ی «امرود» را «گلابی» می‌نامیم؟ واژه‌ی «گلابی»(گل+آب) در زبان فارسی واژه‌ای نوپا و صفتی برای توصیف «امرود» است. اما این واژه‌ی توصیفی در گذر زمان جای موصوف را در ذهن مردمان گرفته است. استاد پورداوود دراین‌باره می‌نویسد: «گمان می‌رود که واژه‌ی گلابی صفتی بوده که از برای امرود می‌آوردند. چنان‌که امروزه خیار را با صفت گل‌به‌سر یاد می‌کنند. که اشاره به خیار تر و تازه چیده شده دارد. همین صفت بی‌موصوف(:گل‌به‌سر) در آذربایجان نام خیار است.»
گونه‌ی وحشی «امرود»، هنوزهم به وفور در جنگل‌های هیرکانی و بخش های از زاگرس دیده می‌شود. در گویش بومی مردمان شمال ایران، این میوه‌ی سخت و ترش و شیرین را «خوج» می‌نامند. نوع دیگری از «امرود» هم در بخش‌های مرکزی زاگرس چون «کهکیلویه‌و‌بویراحمد» می‌روید که گویش بومی به آن «انچوچک»(انجوجک) می‌گویند. میوه‌ی این گونه‌ی خود رو تخم‌های زیاد دارد و میوه‌ی آن قابل خوردن نیست اما تخم‌های آن را گردآوری می‌کنند و به‌عنوان تنقلات و نیز از برای درمان از آنها بهره می‌گیرند. براى این كار، میوه را زیر خاك می‌كنند و پس از آن‌كه پوسید، تخم‌هاى آن را بیرون آورده، پس از شستن خام یا بو داده مصرف می‌کنند.
ایرانیان در گذر زمان با پیوند زدن گونه‌های وحشی «امرود»، گستره‌ای مشتمل بر 120 گونه‌ی مختلف با کیفیت و میزان محصول‌دهی گوناگون از این میوه بدست آوردند که بسیاری از این گونه‌ها، زبان‌زد مردمان سرزمین‌های دیگر است. از نام‌آورترین این گونه‌ها می‌توان از: «شاه‌میوه کرج»، «شاه‌میوه خراسان»، «شاه‌میوه اصفهان»، «گلابی نطنز کاشان»، «محمدعلی مشهد»، «سه‌فصله کرج»، «سیبری» و «گلابی پیغمبری» نام برد. میوه‌ی «امرود» پس از سیب، مهم‌ترین میوه‌ي دانه‌دار نجد ایران به‌شمار می‌آید.
اندیشه‌ورزان ایرانی به‌شوند ارزش‌های خوراکی و خواص دارویی بسیاری که در میوه‌ی «امرود» نهفته است، آن را به «شاه‌میوه» نامور ساختند. یکی از این فرزانگان، «پورسینا» است. وی به پیروی از اصلاف پزشک خویش چون پزشکان «گندی‌شاپور»، در کتاب نام‌آور «قانون»، سخن از سودمندی‌های دارویی «امرود» می‌کند و از این میوه با نام‌های «شاه‌امرود» و «شاهمرود» یاد می‌کند.
«امرود» رفع‌کننده‌ی عفونت و دفع کننده‌ی سنگ مجاري ادرار، آرام‌بخش و تب‌بر، مقوي بدن، برطرف کننده‌ی تشنگي، دفع کننده‌ی سموم بدن، پایین آورنده‌ی فشارخون است. از آنجایی که قند نهفته در میوه‌ی «امرود» از نوع «لوز» است، بنابراين آنهايي كه مبتلا به بیماری «قند»(:دیابت) هستند، مي توانند از امرود استفاده كنند و این میوه براي آنها مضر نيست. یکی از ویژگی‌های میوه‌ی «امرود»، دانه‌های ریزی است که در هنگام خوردن آن زیر دندان احساس می‌شود که به آنها ریگ گلابی می‌گویند. خوب است که بدانید این دانه‌های سلولزی در معده و روده هضم نشده و برای پاک کردن دستگاه گوارش و دفع مواد زائد بدن بسیار مؤثر است. در کتاب «ذخیره‌ی خوارزمشاهی» پیرامون سودمندی «امرود» می‌خوانیم: «شاه میوه: آبی و امرود... طبع را خشک کند.»
برگ‌ها و جوانه‌ی درخت «امرود» نیز مصرف دارویی دارد. از چوب این درخت نیز در ساخت وسایل خانگی و نیز سازه‌های بادی بهره گرفته می‌شود. بذر میوه‌ی «امرود» در سال 1620م با دستیاری اسپانیایی‌ها  به قاره جدید راه یافت و نخستین درختان امرود در كالیفرنیا و مكزیكو کاشته شدند. امروزه بزرگترین تولید کننده‌ی انبوه «امرود» در جهان کشور «چین» است. این کشور با تولید سالانه بیش از 12ملیون تن میوه‌ی «امرود»، در جایگاه نخست تولید این میوه در جهان قرار دارد. پس از چین، به ترتیب کشورهای آمریکا، ایتالیا، اسپانیا و آرژانتین در شمار تولید کنندگان بزرگ این میوه در مقیاس انبوه کشاورزی هستند. اما هنوز هم شاه‌میوه‌ی ایرانی، معیار سنجش کیفیت تولیدات دیگر کشورهای جهان است.

در همین راستا بخوانید:
بخش نخست: گیاه ایرانی در چنگال واژه‌ی مغولی
بخش دوم: پيشكش‌هايی کهن، از سرزمین چین
بخش سوم: خوز شکرستان به کام مردم ایران
بخش چهارم: دستی که گندم می‌کارد راستی می‌افشاند
بخش پنجم: «سداب» به شکست اهریمن یاری می‌رساند
بخشش ششم: «انار»، آیینی‌ترین میوه‌ی جهان