پیشینه‌ی برخی رستنی‌های زیست‌بوم ایران (بخش دوم)
پيشكش‌هايی کهن، از سرزمین چین


هلو

خسرو شهمردان: «هلو»(:holu) میوه‌ی آبدار شفت(:drupe) است که در دانش گیاه‌‌شناسی در تیره‌ی گل سرخیان(:rosacees) و دسته‌ی بادامی‌ها(:amygdalus) طبقه‌بندی می‌شود. برگ‌های این درخت دندانه‌دار و گل‌های آن به رنگ گلی یا کمی مایل به ارغوانی است. اين گل‌ها که پیش از پیدا شدن برگ ظاهر می‌شوند. گل‌ها و برگ‌های این درخت مصرف دارویی دارند. «هلو» دارای یک هسته‌ی ناهموار سخت و درشت، گوشت زرد یا نسبتاً سفید و پوستی مخملی است. بر اساس چسبیدن گوشت به هسته‌، این میوه به دو دسته‌ی هسته‌جدا و هسته‌چسب تقسیم می‌شود. درخت هلو سه نوع شاخه ساده، مرکب و کاذب تولید می‌کند. شاخه‌های ساده فقط جوانه رویشی تولید می‌کنند. شاخه مرکب، جوانه رویش و زایشی و شاخه کاذب در درازای شاخه، جوانه‌ی زایشی، و در نوک جوانه رویشی تولید می‌کند. در هنگام هرس نوک شاخه کاذب حذف می‌شود. جوانه گل هلو ساده بود و در كنار شاخه‌های یک ساله تشکیل می‌شود.
شكوفه هلو
نام علمي درخت هلو در زبان لاتين «Prunus Persica» به‌چم(:معني) «سيب ايراني» است. اين واژه مي‌تواند بازگو كننده ريشه‌ي ايراني اين گياه و مهاجرت آن از سرزمين‌هاي پهناور ايراني به ساير اقليم‌هاي جهان باشد. چنان‌كه در گستره‌ي زبان پهلوي هم ردپاي اين ميوه‌ي مي‌توان ديد و از آن با نام «alug» يا «aluk» ياد مي‌شود. اما حقيقت آن است كه درخت هلو، گياه بومي سرزمين چين است و از در دوره‌هاي پیش از تاریخ و بنا بر يك گمانه از ٢هزار سال پيش از ميلاد در سرزمين چین كاشته می‌شده است. ميوه‌ي هلو در زبان چيني«tao» ناميده مي‌شود. اين نام در پيوند با فلسفه‌ي تائو(:تائويسم) در فرهنگ چين باستان است. ميوه‌ي هلو در فلسفه تائو، مظهر طول عمر انسان است. در اسطوره‌شناسی چین «هسی‌ وانگ مو» مادر باغ هلو، هر سه‌هزار سال یك بار در هنگام رسیدن میوه‌های هلو ظاهر می‌شود تا از هلو اكسیر جاودانگی تهیه كند. «كنفسیوس حكيم» نيز در كتاب خود از «هلو» نام به میان آورده است. در نوشته‌هاي باستاني چين به تناوب از «هلو» به‌عنوان میوه‌ی مورد علاقه‌ امپراطوران چين ياد شده است.
بذر هلو از راه «جاده ابريشم» به سرزمين‌هاي ايراني آورده و در جاي جاي فلات ايران كاشته شد. از آنجایی كه مردمان باختر زمين نخستین بار این گیاه را در سرزمين‌هاي ایراني مشاهده كردند، آن را به «پرونوس پرسیكا» يا سيب ايراني نامور ساختند. یونانیان نخستين كساني بودند كه بذر هلو را در حدود سيصد تا چهارصد پیش از میلاد از سرزمين‌هاي ایراني با خود به باختر زمين بردند. برخي اين آشنايي را همزمان با لشكركشی‌هاي «اسكندر مقدونی» و شامگاه هخامنشيان مي‌دانند. آشنايي كه شوند آن شد تا «نئوفراسطوس» در سال ۳۹۲پ.م از هلو به‌عنوان میوه‌‌ي سرزمين ایران یاد كند. يونانيان باستان و پس از ايشان رومي‌ها به پيروي از اسطوره‌هاي خاور زمين، «هلو» را  مظهر جاودانگی، صداقت و حقیقت مي‌شمردند. میوه هلو با برگی كه به آن متصل است در نزد ايشان نشانه‌ي یكپارچگی قلب و زبان شمرده مي‌شد. در اسطوره‌هاي رومي، «هلو» به‌عنوان میوه‌ي الهه «ونوس» شناخته مي‌شد، ميوه‌اي كه «ماگنوس» آن را ماده محرك جنسی می‌دانست. مصریان باستان نيز به ميوه‌ي «هلو» نگاه ويژه‌اي داشته‌اند و آن را به عنوان پیشكش، تقدیم بارگاه خدایان خويش می‌كردند...
شاخه‌ي هلو
«هلو» در زبان انگليسي«peach» ناميده مي‌شود. اين نام براي انگليسي‌ها تداعي كننده‌ یک سری از رنگ های نارنجی مایل به صورتی است. برخي اين واژه را مشتق از جمع لاتين «malum persicu» به‌چم «سيب ايراني» مي‌دانند كه در انگليسي ميانه به صورت « peche melded» و در زبان فرانسوي‌ به‌صورت «pêche» در آمده است. هلو ﺩﺭ ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﻰ همچون ﻳﻚ ﺩﺍﺭﻭﻯ ﮔﻴﺎﻫﻰ مورد ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ قرار مي‌گرفت. جهانگردان سده‌هاي شانزدهم و هفدهم میلادی نخستین كسانی بودند كه «هلو» را با خود به قاره آمریكا بردند. جهانگردان «پرتغالی» هلو را به آمریكای جنوبی و همتایان اسپانیایی‌ آنها هلو را به آمریكای شمالی بردند. به تدریج هلو توسط بومیان آمریكایی و مهاجران اروپایی از آمریكای شمالی به جنوب كانادا راه یافت و امروزه در بيشتر ایالت‌های آمریكا كاشته می‌شود. در آسیا نیز هلو از چین به ژاپن راه یافت و در آنجا آن را «تو» به معنی هلو نامیدند. این نامگذاری ريشه در نام چینی هلو یعنی «tao» دارد.
شلیل، شفتالو و هلوانجیری گونه‌های مختلف هلو به شمار می‌آیند. همگی این میوه‌ها جثه‌ای ریزتر از هلو دارند. پیوستگی شلیل‌ با هلو تا حدی است که گاهی محصولات هلو حاوی تعداد کمی شلیل هستند و البته برعکس آن هم اتفاق می‌افتد. از نگاه دانش ژنتیک شلیل در واقع نوعی هلو با ژن مغلوب است که تولید میوه‌های بدون کرک می‌کند...
كهن‌ترين نقاشي از شكوفه‌ي هلو در جهان
       (كهن‌ترين نگاره از درخت و شكوفه‌هاي هلو كه در سرزمين چين نقاشي شده است)
اما «هلو» در اين مسافرت دور و دراز در جاده‌ي ابريشم، از زادگاهش در چين تا سرزمين‌هاي ايراني و سپس از فلات ايران تا اروپا و از آنجا تا به قاره‌ي آمريكا تنها نبوده است. «زردآلو» نيز مسافري از اين راه دراز است. پيشينه‌ي كشت اين ميوه در نواحی مرکزی شمال و شمال خاوري چين به ٤هزار سال قبل باز مي‌گردد. در نسك‌هاي كهن ايراني نيز از زردآلو نام برده مي‌شود، چنان‌كه در بند52 متن پهلوی «خسروکواتان و ریدک» از «زردآلو» با نام «شفتالوک ارمنیک» یاد می‌شود كه اين واژه معادل نام علمي زردآلو در زبان لاتین است. «زردآلو» در زبان لاتین «پرونوس ارمنیکا» (:prunus armeniaca) به‌چم «آلوی ارمنی» ناميده مي‌شود. زردآلو همچون هلو، گیاهي از تیره‌ی گل‌سرخیان و از دسته‌ی بادامی‌ها است و چون هلو دارای میوه‌ی آبدار شفت است. درخت زردآلو چندان بلند نمی‌شود و شاخه‌هایش در پیرامون گسترده می‌شوند. برگش بیضوی یا تا حدودی گرد و بیشتر قلبی شکل و گلهایش به رنگ سفید است.  نام‌آورترین گونه‌ی زردآلو در ایران، «زردآلوی شکرپاره» خراسان است. این زردآلو بسیار شیرین، خوش‌بو و درشت است. امروزه در گویش سمنانی زردآلو را «شیللک» (:shilek) می‌خوانند. نامور شدن هلو و زردآلو به نام‌هايي در پيوند با سرزمين‌هاي ايراني توسط يونانيان و رومي‌ها به شوند آن بوده كه اين ميوه‌ها به دستیاری ایرانیان و ارمنی‌ها به رومی‌ها رسیده‌اند، این است که آنها این دو گیاه را به نام سرزمین ایران و ارمنستان می‌شناسند.

بخش نخست: گیاه ایرانی در چنگال واژه‌ی مغولی