پیشینه‌ی برخی رستنی‌های زیست‌بوم ایران(بخش ششم)
«انار»، آیینی‌ترین میوه‌ی جهان


انارخسرو شهمردان: در فرهنگ زرتشتی، گیاه چهارمین آفریده‌ی اهورامزدا در جهان گیتی است. ستایش این پدیده‌ی اهوراآفریده در فرهنگ زرتشتی تا بدانجا است که در کتاب پهلوی «بندهش»، گیاه در سیمای نیای انسان جلوه‌گر می‌شود و «مشی» و «مشیانه» را رسته از شاخه‌های گیاهی ریواس‌گونه می‌شمارد. در این بخش از سلسله نوشتار «پیشینه‌ی برخی رستنی‌های زیست‌بوم ایران»، پیرامون «انار» سخن خواهیم گفت؛ گیاهی که خواستگاه آن سرزمین فرهنگ و تمدن زرتشتی است.
کشتن و مردن که برنقش تن است
چون انار و سیب را بشکستن است
(مولوی)
«انار» با نام علمی«Punica granatum» از تیره‌ی موردی‌ها، میوه‌ای درختی است که بلندی درخت آن تا 6متر می‌رسد. برگ‌های این درخت براق، کشیده و باریک بوده و گل‌‌های آن به‌رنگ قرمز اناری، بی‌بو و دارای 4تا8 کاسبرگ چرمی است. میوه‌ی انار بسیار لذیذ و آبدار با مزه‌های گس، ترش و شیرین است. ‌شکل میوه‌ی انار کروی با دانه‌هایی شفاف و آبدار که اغلب قرمز و گاهی سفید، و یا به رنگ‌هایی مابین آن‌دو است. پوست میوه‌ی انار در زمان رسیدن محصول به‌رنگ قرمز در می‌آید. عمق ریشه‌های درخت «انار» در خاک زیاد بوده و با گسترش عمودی به یک‌ونیم متر و با گسترش افقی تا سه‌متر گسترش می‌یابد.
خواستگاه «انار» در جهان را باید در مناطق خاوری نجد ایران، جست‌وجو کرد. بر اساس برخی شواهد تاریخی، ایرانیان‌باستان در 4هزارسال پیش از میلاد از انار به‌عنوان میوه‌ای خوراكی و نیز برای مصارف آیینی و پزشكی و حتا رنگرزی بهره می‌گرفتند و دستکم از 2500سال پیش از میلاد، این گیاه را کشت می‌کردند. نام میوه‌ی «انار» در بنیاد واژه‌ای ایرانی است. این واژه در تفسیر زند اوستا و نسک‌های پهلوی به‌صورت «anar» آمده و به همین صورت هم به زبان فارسی انتقال یافته است. چنان‌که در متن «زند»(:تفسیر پهلوی) بند35 از فرگرد هفتم «وندیداد»، از «انار» یاد می‌شود. در فصل 27 کتاب پهلوی «بندهش»، از 30گونه میوه‌ی عمده خوراکی نام برده می‌شود و «انار» یکی از این 30میوه است. در بند123 از فصل دوم کتاب پهلوی «شایست‌ناشایست» نیز از میوه «انار» یاد می‌شود. اما این تنها فارسی‌زبانان نیستند که از این واژه‌ی پهلوی بهره می‌گیرند، این واژه در زبان‌های اردو، پنجابی، هندی و کشمیری نیز به‌همین‌گونه استفاده می‌شود.
انارایرانیان، انار را به‌عنوان گنجينه‌ی قدرت و وسیله‌ی زیبایی می‌شناختند. «انار» از دیرباز میوه‌ی غم و شادی ایرانیان بوده است؛ این میوه همواره در آیین‌های مربوط به درگذشتان(دادگاه) و مراسم گواه‌گیری ایرانیان حاضر بوده است. از شاخه‌های خشک درخت انار هم در برپایی جشن‌هایی چون «سده» بهره گرفته می‌شود.
شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفید
که قطره قطره‌ی خونش به‌ارغوان ماند
(سعدی)
مصرف «انار» در سده‌ها و هزاره‌های گذشته از ایران به هند، و از آنجا به آفریقای‌شمالی و چین و سپس به اروپا و آمریکا گسترش یافت. مشهور است که در باغ‌های معلق بابل، درخت‌های انار ایرانی كاشته بودند. بابلی‌ها بر این گمان بودند که خوردن دانه‌های انار ایرانی پیش از پیکار، سبب شکست‌ناپذیری آنان می‌شود. مصریان باستان نیز با انار ایران آشنایی داشتند و بذر این میوه نیز به سرزمین فراعنه راه یافته بود. انار در نزد مصریان نیز چون ایران کاربردی آیینی به خود گرفت و مصریان مردگان خویش را با انار دفن می‌کردند. چینی‌ها نیز با دستیاری هندی‌ها با انار ایرانی آشنا شدند و بذر آن را به سرزمین خاقان‌ها بردند. انار در نزد مردم چین نیز جایگاهی آیینی یافت، چنان‌که از انار در مراسم عروسی استفاده می‌کردند و هسته‌های انار را شکر می‌زدند و برای خوشبختی عروس و داماد می‌خوردند.
پس از شامگاه ساسانیان و با دستیاری تازیان، انار به اروپا رسید. نخست در اسپانیا كاشته شد. در این سرزمین نیز انار جایگاهی آیینی یافت و به سمبل نجابت و باروری در ازدواج بدل شد. انار در سده‌ی 13میلادی به انگلستان رسید؛ انگلیسی‌ها این میوه را «Pomegranate» به‌معنی سیب با هسته‌های زیاد نامیدند. بعدها اسپانیایی‌ها این میوه پرارزش را به قاره‌ی آمریکا بردند و در بخش‌هایی از سرزمین جدید چون مكزیك و فلوریدا کاشتند. كاشت آن كم‌كم در دیگر كشورها گسترش یافت. اما هنوزهم مناطق زیر کشت این گیاه محدود بوده و تنها شامل بخش هایی از آسیا چون ایران و افغانستان، بخشی از شمال آفریقا و بخش‌هایی از اسپانیا می‌شود. باید اعتراف کرد که هنوزهم مرغوب‌ترین انار جهان در مناطقی از ایران چون ساوه، کاشان، میبد یزد، بجستان و عبدل‌آباد(:مه‌ولات) بدست می‌آید. در کنار این انار مرغوب پرورش یافته در باغ‌های ایران، هنوزهم گونه‌ی وحشی و خودروی آن را به میزان زیاد در گستره‌ی جنگل‌های شمال ایران و بخش‌هایی از زاگرسی می‌توان دید.
عقل عاجز شود از خوشه‌ی زرین عنب
فهم حیران شود از حقه‌ی یاقوت انار
(سعدی)
انارگستره‌ی رویش انار در نجد ایران، در نوشته‌های «بیهقی»(385-470) نیز مشهود است. چنان‌که «بیهقی» در تاریخ خویش از انار «بلخ» یاد می‌کند: «و ما به بلخ بودیم، به‌چند دفعت مجمزان رسیدند از قصدار سه، چهار و پنج و نامه‌های یوسف آوردند و ترنج و انار و نی‌شکر نیکو و بندگی‌ها نموده و احوال مکران قصدار شرح کرده.»
ایرانیان از روزگاران کهن به خواص ارزشمند انار پی‌برده بودند و از آن به‌عنوان یک دارو در پزشکی بهره می‌گرفتند. یک عدد انار به‌تنهایی ۴۰درصد نیاز روزانه‌ی شخص به ویتامین سی را تامین می‌کند. انار دارای آهن و ویتامین‌های لازم خون‌سازی است. این میوه در صورتی که شیرین باشد برای سینه و ریه بسیار مفید است. انار مقوی قلب، مفرح، دفع‌كننده‌ی چربی، رفع‌كننده‌ی سموم بیشتر عفونت‌های داخلی و دافع حرارت است. خوردن انار به‌همراه گوشت‌های فیبری درون آن(:پرده‌های سفيد)، نرم‌کننده‌ی مزاج بوده و شكم را دبّاغی می‌كند. دانش نوین پزشکی بهترین زمان برای خوردن انار را صبح قبل از ناشتا می‌داند.
زآنکه در خوان چنین میوه ضرورت باشد
مثل شفتالو و تالانه و انگور و انار
(بسحاق)
ریشه دواندن انار در فرهنگ ایرانیان‌باستان را حتا در نگاره‌های «پارسه»(:تخت‌جمشید) نیز می‌توان دید. در دست هریک از سربازان جاویدان نیزه‌ای دیده می‌شود که بخش تحتانی آن به یک یبخش کروی انار مانند ختم می‌شود. از همین روست که يونانيان این نیزه‌ها را «سيب‌بر» می‌ناميدند. گارد جاویدان از 10هزار جنگ‌آور ورزیده تشکیل شده بود که خوبد به10گروه هزارنفري بخش مي‌شدند. انار فلزی تحتانی نيزه‌ی فرمانده هر گروه که (هزارپت) ناميده مي‌شد، زرين و انار ديگران سيمين بود. پروفسور «هاید ماری‌کخ» این نیزه‌های سربازان جاویدان را الهامی از شکل انار آویخته از شاخه می‌دانند.

در همین راستا بخوانید:
بخش نخست: گیاه ایرانی در چنگال واژه‌ی مغولی
بخش دوم: پيشكش‌هايی کهن، از سرزمین چین
بخش سوم: خوز شکرستان به کام مردم ایران
بخش چهارم: دستی که گندم می‌کارد راستی می‌افشاند
بخش پنجم: «سداب» به شکست اهریمن یاری می‌رساند