گروه اندیشه - پیشینهی برخی رستنیهای زیستبوم ایران (بخش چهارم)، گندم
پیشینهی برخی رستنیهای زیستبوم ایران (بخش چهارم)
دستی که «گندم» میکارد، راستی میافشاند
خسرو شهمردان: در سهبخش پیشین این سلسله نوشتار، پیشینهی «اسپست»، «نیشکر» و درختان میوهی «هلو» و «زردآلو» در زیستبوم ایران را مورد واکاوی قرار دادیم. در این بخش نگاهی خواهیم داشت به پیشینهی «گندم» در نجد ایران.
ز گاوان گرد و ونکشان چلهزار
بخوشه درون گندم آرند بار (شاهنامه)
«گندم»، در زبان اوستایی «گوندا»(:gunda) و در گویش پهلوی «گندم»(:gandum)؛ گیاهی است یکساله از خانوادهی گرامینهها(:گندمیان) و از تیرهی غلات که نام علمی آن «Triticum spp» است. ساقهی آن نازک، بندبند و توخالی است. برگهای آن بیدمبرگ است ولی نیام آن ساقه را در محل گرهها میپوشاند. گل گندم از سنبلههایی تشکیل یافته که خود شامل سنبلههایی کوچکتر هستند. در دانش کشاورزی «گندم» را به دو گروه «بهاره» و «پاییزه» بخش میکنند. این دو نوع علاوه بر آنکه دانههایشان از نظر رنگ، بافت، شکل و... باهم تفاوت دارند، شرایط رشدونموی متفاوتی دارند و در دو زمان مختلف از سال کشت میشوند. «گندم» گیاهی انعطافپذیر بوده و قادر است خود را با شرایط خشک اقلیمی تطبیق داده و سطح تعریق خود را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند. این ویژهگی، گندم را به پرمحصولترین «غله» در جهان بدل ساخته است. پربیراه نخواهد بود اگر در برابر «گلابی» شاهمیوه، از «گندم» باعنوان «شاهغلات» یاد کنیم.
تو آن گندم نمای جوفروشی
که در گندم جو پوسیده پوشی (نظامی)
«گندم» در شمار نخستین گیاهانی است که توسط ایرانیان باستان اهلی و کشت شده است. شواهد موجود، اهلی کردن گندم در فلات ایران را تا روزگار «نوسنگی»(:هزارهی دهم پیش از میلاد) عقب میبرد. در روزگار نوسنگی بومیان فلات ایران با جمعآوری بذر اجداد وحشی گندم فعلی از کوهستانها و ساخت ابزار کشاورزی از سنگ و مفرغ به کشت گندم دست یازیدند. در سال 1948م گروه باستانشناسان دانشگاه شیکاگو در کاوش پیرامون یکی از روستاهای ناحیه «سلیمانیه» کردستان، دانههای گندمی را یافتند که فنآوری کربن رادیواکتیور درازای عمر آنها را حدود دههزارسال نشان میداد، و نیز در غارهای نزدیک دریای کاسپین(:مازندران) و همدان دانههای گندمی از روزگار نوسنگی بدست آمده است که بیانگر کشت این گیاه در 5تا6 هزارسال پیش از میلاد در این مناطق است. در «قانون حمورابی»(:هزارهیدوم پیش از میلاد) یافتشده در شوش از کشت گندم و ساخت سیلوهایی برای انبار آن سخن رفته است. آثار یافت شده از دانههای گندم در هزارهی چهارم و پیش از آن در جلگهی «جیرفت» و گورهای «شهر سوخته» سیستان بیانگر آن است که اقتصاد کشاورزی این بخشهای فلات ایران، متکی بر گندم بوده است. نکتهی قابل توجه آن است که ایران باستان برخلاف دیگر مردمان تنها به برشته کردن و یا دمپخت کردن گندم اکتفا نمیکردند، اسناد تاریخی گواه است که ایشان باشیوهی آرد کردن گندم و فرآوری نان از آن، از روزگاران بسیار کهن آشنا بودهاند. آسیابهای بادی عمودی که از روزگاران باستان در ایران بهویژه در نواحی مرکزی فلات ایران رواج داشتهاند خود بیانگر این آشنایی دیرپیا است.
گتدم در روزگار باستان، خورش اصلی مردم فلات ایران بوده است. «هرودت» پیرامون این سخن در تاریخ خویش از رواج گندم در روزگار هخامنشیان بهعنوان بنیاد خوراک و خورش مردم ایران یاد میکند: «کمبوحیه پس از گشودهشدن مصر خواست حبشه را هم به چنگ آورد. با این قصد فرستادگانی با چند هدیه، به ظاهر برای جلب دوستی به آنجا فرستاد، پادشاه حبشه هرچند مقصود آنان را دریافته بود، در پرسش و پاسخ از فرستادگان پرسید، پادشاه شما چه میخورد و انتهای عمر یک ایرانی چند سال است؟ آنان گفتند که پادشاه ما نان میخورد و چگونگی جنس گندم را بیان کردند و گفتند که انتهای مدت زندگانی یک ایرانی به هشتاد سال میرسد.» هرودت در سخن لشکرکشی «خشایارشا» بهسال 480پ.م بهسوی یونان از آذوقههای گندم لشکریان ایران یاد میکند.
کاشت گندم در فرهنگ زرتشتی جایگاهی والا دارد. اساسا" دین زرتشتی، کشاورزی را فضیلتی سپند(:افزاینده) میداند و به آن اهمیتی فراوان میدهد. در کتاب سپند «اوستا» جایی از زمین را شادمان شمرده است، که خداپرستان آن را آباد و در آن کشاورزی کنند وبیشترین گندم(:غله) را کشت و بیشترین گیاه و میوه را در آن بکارند. چه، کشاورزی کردهای در راستای پیشرفت و آبادانی گیتی و کلام گاتها است؛ هات٣٠بند9: «ما خواستاريم از زمره كساني باشيم كه جهان را به سوي پيشرفت و آبادي و مردم را به سوي راستي و پارسايي ره نمايند.» این پیشرفت و آبادانی گیتی، خود فرآیندی در راستای تحقق آرمانهای دین زرتشتی است و آرمان دین زرتشتی، خوشبختی و رستگاری انسان و همانا خشنودی و آرامش و آسایش تن و روان اوست. اوستا، یگانه راه رسیدن به این آرمان بزرگ را پیمودن راه اشا(:راستی) میداند، زیرا اشا آن حقیقتی است که بر بنیاد آنها زمین و آسمان و هر چه در آنهاست آفریده شده و آفریدگار آنها نیز پروردگار یکتا و ابردانای هستیبخش است. با تکیه بر این گفتمان، کشاورزی و بانگاهی خاص کاشت گندم(:غله) از نگاه فرهنگ زرتشتی کاری اشویی شمرده میشود. این مصداق همان سخن مشهور «وندیداد» است که میفرماید: «دستی که گندم میکارد، اشویی میافشاند.» چه، «وندیداد» کتابی است که گوشه نشینی، مفتخوری و بیکارگی را مترود میداند و فرمان به کار و کوشش و تلاش میدهد. و صدالبته انسانی که کار و کوشش میکند، باید خوراک بخورد تا نیرو بگیرد؛ ایرانیان عصر اوستا، بخش بزرگی از این خوراک را از راه گندم فراهم میکردند.
پرگرد سوم وندیداد، بندهای 30تا33: «ای دادار جهان استومند(:جسمانی) ای اشون، از چه راه دین مزدایی نیرو گیرد؟... دین مزدایی وقتی نیرو گیرد که دانهی گندم با کوشش فراوان کشت شود... هرکس گندم میکارد، اشویی میکارد. او دین مزدایی را میرویاند، رواج میدهد و نیرومند میسازد... هنگامی که گندم کاشته شود دیوان از جای برمیجهند، هنگامی که گندم فراوان بروید دل دیوان از هراس میلرزد، هنگامی که گندم آرد شود دیوان ناله برمیآورند، هنگامی که گندم خرمن شود دیوان نابود میشوند... بشود که موبد این منثرهی ورجاوند را به مردمان بیاموزد: هیچکس بیخوراک، توان آن ندارد که به آیین اشا رفتار کند؛ توان آن ندارد که برزیگری کند؛ توان آن ندارد که فرزندانی پدید آورد، هریک از آفریدگان جهان استومند با خوردن زنده ماند و از نخوردن بمیرد.» این سخنان اندیشهبرانگیز و مردمگرایانه، نشان از فضیلتی دارد که کار و تلاش در نزد ایرانیان عصر اوستا داشته است.
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو (مولوی)
«گندم» یگانه غلهای است که میتوان از آن در گسترهای بزرگ برای تهیهی فرآوردههای گوناگونی چون: نان، بیسکویت، شیرینی، کیک، اسپاگتی، ماکارونی و... بهره برد. از گندم در صنایع کاغذسازی، چسبسازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده میشود. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده میکنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار میگیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره برای بهرهگیری در صنایع بیسکویتسازی، شیرینیپزی و کیکپزی مناسبند. در حالی که گندمهای سخت پاییزه در نانوایی استفاده بیشتری دارند.
زمانی بدین داس گندم درو
بکن پاک پالیزم از خاک خار و خو (اسدی)
فلات ایران، سرزمینی گندمخیز است. هنوز هم در بسیاری از کوهستانهای نجد ایران، «گندم» را به شکل وحشی و خود رو میتوان دید. و البته ایرانیانی که این گیاه را اهلی کردند و امروز در جایجای این سرزمین پهناور آن را کشت میکنند. از نقاط مهم گندمخیز ایران میتوان به «آذربایجان»، «خراسان»، «تهران»، «همدان»، «اراک»، «فارس»، «اصفهان» و «کرمانشاهان» اشاره کرد. بزرگترین کانون گندمخیز ایران، شهرهای «فسا» و «مرودشت» در استان فارس هستند.
بخش نخست: گیاه ایرانی در چنگال واژهی مغولی
بخش دوم: پيشكشهايی کهن، از سرزمین چین
بخش سوم: دستی که گندم میکارد، راستی میافشاند