سرويس انديشه - پیشینهی برخی رستنیهای زیستبوم ایران(بخش سوم)«خوز» شکرستان، بهکام مردم ایران
پیشینهی برخی رستنیهای زیستبوم ایران(بخش سوم)
«خوز» شکرستان، بهکام مردم ایران
خسرو شهمردان: در دو بخش پیشین سلسله نوشتار «پیشینهی برخی رستنیهای زیستبوم ایران»، به واكاوي پیشینهی گیاه «اسپست» و درختان میوهی «هلو» و «زردآلو» پرداختيم. در این بخش، نگاهی خواهیم داشت به پیشینهی گیاه «نیشکر» در نجد ایران.
«نیشکر» با نام علمی«Saccharum officinarum» گیاهی است بلند از جنس تباشیر (Saccharum.L) که تیرهی غلات بومی گسترههاي معتدل گرم تا گسترههاي حاره است. نیشکر دارای ساقهي كلفت و بند بند است. بلندی ساقهي نیشکر به ۲ تا ۶ متر میرسد. هر ساقهی نیشکر كموبيش ۱۰ برگ دارد. دانه یا بذر گیاه نیشکر نزديكي بسياري به دانهی گندم دارد. بخش دروني ساقهي نیشکر لیفی و داراي عصارهای شیرین است. ارزشمندی نیشکر به شوند (:به خاطر) مادهای خوراکی و شیرین با دانههای ریز بلوری سفیدرنگی است که از آن عصارهی شیرین به دست میآید و ما آن را «شِکَر» مینامیم. باید دانست که واژهی «شکر» ريشه در زبانهای هند و اروپایی داشته و از پهلوی به زبان عربي راه يافتهاست.
اگر خواسته باشیم مهد «نیشکر» را در فلات پهناور ایران جستوجو کنیم، کهنترین خاستگاه کشت آن جلگهی خوزستان است.
مگو شکر حکایت مختصر کن
چو گفتی سوی خوزستان گذر کن (نظامی گنجوی)
خوزستان از مستعدترین جاهاي نیشکرخیز جهان است که در کشتزارهای آن تا 220نی در هکتار تولید شده است. بلنداي (:ارتفاع) نیشکر در برخي كشتزارهاي آن تا 380سانتی متر نیز گزارش شده است. واژهی «خوز» را برخی بهمعنی نیشکر و «خوزستان» را به معنی «سرزمین نیشکر» و نیز «شکرستان» آوردهاند. در «برهان قاطع» آمده است: «نيشکر را از آن روي «خوز» ميگويند که در خوز(:خوزستان) فراوان يافت ميشود». رخدادنگاران از مردمانی بهنام «خوزی» هم سخن به میان آوردهاند و ایشان را از نخستین اقوام ساکن خوزستان و از همتباران ایلامیان دانستهاند. بنابر سنگنبشتهی داریوش بزرگ، در روزگار هخامنشی، «خوجیا»(:Khavjiaa) یا به پارسی باستان «خشترهپاو» نام بخش جنوبی استان خوزستان بوده است. (بخش شمالی را «انزان» مینامیدند). در گویشهای فارسیباستان و زبان پهلوی «او» به «هو» ميتواند دگرگوني بيابد؛ همچنانکه «اورمزد» را «هورمزد» و «اوشمند» را «هوشمند» نیز گفتهاند. رخدادنگار روزگار اسلامی، «یاقوت حموی»، واژهی «خوز» را با نامهای «خوز» و «هوز» و «اهواز» و «هویزه» هم ریشه میداند. «اهواز» خود بازگوكنندهي واژهي «اواز» و «اوجا» نیز هست که در سنگنبشتهی بیستون از آن یاد شده است. این نام در سنگنبشتهی نقش رستم «خواجا» یا «خوجا» نگاشتهشده که مرکز ساتراپ خوزستان بودهاست.
منسوب بودن «نیشکر» به «خوز» و «خوزیها» در اسناد کهن تاریخی، پیشینهی کشت نیشکر در خوزستان را تا روزگار خوزیها و ایلامیان واپس(:عقب) میبرد. نوشتههاي بابلینو، از رواج کشت نیشکر در هفتصد تا هشتصد پيش از ميلاد در خوزستان سخن به ميان آوردهاند. «ویل دورانت» در كتاب «تاریخ تمدن» برپايهي اسناد تاریخی بيشمار، تصفیه کردن عصارهی نیشکر و تبدیل آن به قند و شکر را دانشی فنی از نوآوريهاي ایرانیان باستان برميشمارد. این در حالی است که مردمان باخترزمین(:غربي) در آن روزگار شکر را نمیشناختند. آشنایی یونانیان با شکر به سال 331 پيش از ميلاد یعنی روزگار تازش اسکندر به سرزمینهای ایرانی بازمیگردد. دریانوردی بهنام «نئارخس»(:nearxos) در «سفرنامهی نئارخس» و فیلسوف و رخدادنگاری بهنام «اونسیکرویتس»(:onesikritos) در کتابی بهنام «تاریخ اونسیکرویتس» که هر دو از همراهان اسکندر در تازش به ایران بودند، از شکر در ایران یاد کردهاند. تا پیش از این روزگار، نوشتارهاي یونانی سخنی دربارهی شکر به میان نمیآورند.
کشت نیشکر و فرآوری شکر در روزگار اشکانیان نیز در ایران روايي داشته است. «دیسقوریدس» و «جالینوس»، پزشکان نامآور سدهي یکم و دوم پس از میلاد در یونان، از «انگبین نی» یا شیرهی نیشکر ایران در نوشتههایشان بهعنوان دارویی کمیاب یاد کردهاند. یونانیان از آنجايي كه یگانه وسیلهی شیرینی را تا آن روزگار انگبین(:عسل) میشناختند، شکر یا شیرهی نيشکر را به «انگبین نی» نامور ساختند.
در روزگار ساسانیان هم کشت نیشکر و فرآوری شکر و پانیذ در ایران روايي داشته است. در نسکهای پهلوی بسيار به واژهی «شکر» برميخوريم. چنانکه در نسک «خسرو کواتان و ریتک» از آن نام برده میشود. در روزگار «خسروپرویز» و به هنگامهی تازش سپاهیان امپراتوری بیزانس(:رم السفلا) به ایران یکی از چیزهایی که لشکریان بیزانس از شهر «دستگرد» به يغما بردند، شکر بوده است. مورخ ارمنی «موسی خورنچی» که در نیمهی دوم سدهی پنجم میلادی میزیسته، مینویسد: «نیشکر در ایلام نزدیک گندشاپور کشت میشود.» چنانکه میدانیم در روزگار ساسانیان دانشگاه پزشکی بزرگی در گندشاپور(جنديشاپور) برپا بوده و بیگمان ایشان از نیشکر بهرهي دارویی هم میبردهاند. پس از شامگاه ساسانیان، روند کشت نیشکر در خوزستان از حرکت بازنایستاد. در آن روزگاران، کشت نیشکر در خوزستان آناندازه بوده که خلفای عباسی روزانه هزار دینار به عنوان مالیات از نیشکرکاران، درآمد داشتهاند. کتاب «حدود العالم» نوشته به سال 372هجري مهي(:قمري)، «نیعسکری» را بهترین و شیرینترین نیشکر خوزستان مينويسد. در بخشی از این کتاب، در توصیف شهری بهنام «عسکر مکرم» در خوزستان میخوانیم: «عسکر مکرم شهری است با سواد بسیار و خرم و آبادان و با نعمت و همهی شکر جهان، پانیذ(:شکر سرخ) و سپید و قند از آنجا افتد.» و باز در توصیف خوزستان میخوانیم: «و از وی(:خوزستان)، شکر و جامهای گوناگون و پردها و سوزنکردها و شلواربند و ترنج شمامه و خرما خیزد...»
«ابن حوقل» در کتاب «صورة الارض» مینویسد: «جایی در خوزستان نیست که از شکر بیبهره باشد». «المقدسی» در جغرافیای خود«احسن التقاسیم» دربارهي خوزستان مینویسد: «معدن شکر و قند و حلوا و شیرهي انگبین است». كموبيش همهي جغرافیانویسان روزگار اسلامی چه ایرانی و چه تازی همچون «یاقوت حموي» و... از کشت نیشکر و فرآوری شکر از آن، در خوزستان و برخی جایهای گرمسیر کرمان و کرانههای شاخابفارس(:خلیجفارس) یاد کردهاند.
از دست دوست هرچه ستانی شکر بود
وزدست غیر دوست تبرزد، تبر بود (سعدی)
«حمدالله مستوفی» در «نزههالقلوب» که بهسال 740هجری نوشته شده از «طرازک» یکی از شهرهای خوزستان یاد کرده است: «طرازک شهری وسط است و در آنجا نیشکر بهتر و بیشتر از دیگر مواضع خوزستان و عظیم و فراوان باشد» و دربارهی گندشاپور مینویسد: «در آنجا نیشکر بسیار دارد.»
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزید
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند (حافظ)
آشنایی اروپاییها با شکر در قرون وسطا به روزگار جنگهای صلیبی بازمیگردد. جنگجویان مسیحی در سدهي دوازدهم میلادی همزمان با جنگهای صلیبی، شکر ایرانی را از سوریه با خود به اروپا بردند. با دستیاری همین اروپاییها، نیشکر نخستینبار در سال 1506ميلادي به قاره آمریکا راه یافت و به فراواني در جزایر کوبا کشت شد. کار کشت نیشکر در قارهی جدید چنان بالا گرفت که در سدهي شانزدهم شکر یکی از کالاهای اصلی بود که از آمریکا به اروپا فرستاده میشد.
در روزگار معاصر به كوشش «اميركبير» تلاشهايى در راستاي كشت و بهبود صنعت نيشكر و تصفيهی شربت آن انجام شد و توانستند شكرى مانند شكر هندوستان بهدست آورند و تلاش در توليد قندى كنند كه با قند روسى رقابت كند اما پس از مرگ «اميركبير»، صنعت قندسازى از نيشكر تا دیرزمانی بهدست فراموشی سپرده شد تا آنکه در سال 1316خورشیدی کوششهای تازهای برای زندهگرداني اين صنعت در ایران انجام شد. در این سالها قلمههایی از نیشکر در آهودشت اهواز، حمیدیه و ديگر جاهاي خوزستان نشانده شد. در آغاز امید فراواني بود که این كار با بررسی و آزمایشات بعدی، پیشرفتهای درخشاني توليد شکر از نیشکر باشد اما در سال 1319 «شرکت نفت انگلیس» از آنجايي که گسترش کشت نیشکر را با منافع استعماری خود، همراستا نميديد نه تنها از کشت آن جلوگیری کرد، بلکه به دنبال برخي كارشكنيهاي آن شرکت پس از چند سال همهي قلمههای کشت شده نیز خشک و دوباره کشت نیشکر در ایران تا ديرزماني به دست فراموشی سپرده شد.
اما در فروردینماه 1335 خورشيدي نخستین پيماننامهي مالی برای کشت صنعتی نیشکر، ميان سازمان برنامه و شرکت عمران و منابع بسته شد. و از آنهنگام نیشکر بهگونهي كشتزارهاي بزرگ صنعتی در جلگهی خوزستان کشت میشود. امروزه ایران بهعنوان خاستگاه نیشکر در کنار کشورهای هندوستان، برزیل، کوبا و گینهنو بخش بزرگي از نیشکر جهان را تولید میکند.
بخش نخست: گیاه ایرانی در چنگال واژهی مغولی
بخش دوم: پيشكشهايی کهن، از سرزمین چین