سرویس شاهنامه- نشست دیگر شاهنامه شناسی برگزار شد
منوچهر صانعیدرهبیدی:
خردورزی، كلید اصلی شاهنامه فردوسی است

آناهید خزیر: "گوهر انسانیت و اخلاق انسانی در رفتار عقلانی یا خردورزی او آشکار میشود. خرد، گوهر انسان و وجه امتیاز او از هر موجود غیرانسانی است. عمل خردورزانه، عمل شجاعانه است و شجاعت به عنوان کردار خردمندانه، پایه آموزشهای شاهنامه فردوسی است".
دکتر منوچهر صانعیدرهبیدی، استاد دانشگاه شهید بهشتی در چهارمین مجموعه درسگفتارهایی درباره فردوسی در شهرکتاب درباره «فضایل انسانی در شاهنامه» سخن گفت و با بیان این مطلب افزود:« فضایل اخلاقی، ایرانی و انسانی در شاهنامه فردوسی به روشنی آشكار و افتخار هر ایرانی است و ما شادمانیم كه چنین اثری در تاریخ ایران منتشر شده و از روحیه ایرانی برخوردار است».
وی افزود: «در تاریخ جهان فقط یك كتاب با شاهنامه فردوسی قابل مقایسه است و میتوان به ایلیاد و اودیسه هومر اشاره كرد و كتابهای نظیر «ریگودا» و «اوپانیشاد» در ردیف شاهنامه قرار نمیگیرند. شاهنامه منبع فضایل اخلاقی است و میتوان جنبههای گوناگونی را در این كتاب مقایسه كرد».
این استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: «اهمیت شاهنامه، نگرش اسطوره و تاریخ است. شاهنامه در بخشی به اسطوره و در بخشی دیگر به تاریخ میپردازد. صنایع ادبی، شعری و ظرافتهای شاعرانه كه حكیم فردوسی به كار گرفته، از دیدگاه فلسفه اخلاق است و میتوان در شاهنامه فضایل اخلاقی را از دیدگاه اصول عقلی بررسی كر».
وی افزود: «در شاهنامه مجموعه فضایل پهلوانی، انسانی، خرد، خردورزی و خردمندی در رأس فضایل آمده است و برای این كه جایگاه فضایل را در فرهنگ بشناسیم، لازم است كه الگوهای اخلاقی و آموزنده آن را دریابیم. فضایل اخلاقی موسوم به فلسفه اخلاق است و مسئله كلیدی آن شناخت حقوق و تكالیف آن است».
صانعیدرهبیدی به سپس دیدگاه فردوسی اشاره كرد و گفت: «ارسطو معتقد است عالیترین درجه شجاعت، خرد را وادار میكند كه با دشمن به مقابله بپردازد و درمییابیم كه این مسئله اوج شجاعت را به تصویر میكشد. شجاعت، صفت اصلی پهلوانان، رزمندگان و جنگجویان است. شجاعت پهلوان، قلدری نیست و نمونه آن شجاعت رستم، سهراب، سیاوش و... در شاهنامه است».
این استاد دانشگاه همچنین به عواطف اخلاقی شاعران ایرانی اشاره كرد و یادآور شد: «عواطف اخلاقی در شعر «میازار موری كه دانهكش است» از حد انسانی هم فراتر رفته است و در «بنی آدم اعضای یكدیگرند، كه در آفرینش ز یك گوهرند» نكتههای اخلاقی زیبایی بهچشم میخورد، ملتی كه چنین فضایلی دارند، باید به خود ببالند، زیرا این اشعار هویت ایرانی را دربردارد».
وی افزود: «ناصرخسرو نیز بر طبق همین مضامین انسانی نوشته است كه «خلق همه یكسره نهال خداوند است». در اشعار پروین اعتصامی نیز جلوه این روایات را میبینید. سراسر دیوان پروین همین مفاهیم را دربردارد و هنگامی كه كتاب «دین در محدوده عقل» كانت را میخوانیم، به قدری مضامین آن تقابل خیر و شر و برگرفته از مفاهیم ایرانی است كه گاهی ما ایرانیها با خواندن این كتاب احساس میكنیم بندهش و دینكرد میخوانیم.
این استاد دانشگاه به منابع فردوسی اشاره كرد و گفت: منابع فردوسی كتاب «اوستا» و «خداینامه» است كه متأسفانه امروزه خداینامه در دست ما نیست، ولی كتابهای ارزشمندی نظیر «دینكرد»، «بندهش» و «ارداویرافنامه» موجود است كه نشان میدهد فردوسی سند تاریخی در دست داشته است.
استاد دانشگاه شهید بهشتی خاطرنشان كرد: مسئله كلیدی شاهنامه خردورزی و مملو از رفتار خردمندانه است. «نوس» واژهای یونانی و به معنی جوهر الهی، روحانی و نورانی است كه منشا حركت خردمندانه است. نوس یونانی، خرد را دربردارد و خردی كه فردوسی میگوید، یكی از ایزدان و امر روحانی است كه میتوان آن را مبدأ سنجش نامید، انسان خردمند هر دو جهانش را بهدست میآورد و با خرد میتوان به بهشت دست یافت.
در همین راستا: