سرویس خواندنی ها - خواندنی های تاریخ و فرهنگ ایران 40
خواندنیهای تاریخ و فرهنگ ایران
شماره ی40: از 4/ اسفند تا 10/ اسفند 87
گروه تاریخ امرداد: این بخش «امرداد»، آدینه هر هفته، شما را به میان رسانهها میبرد تا ببینید هفتهی پیش در روزنامهها و مجلهها چه نوشتهها و گزارشهایی در زمینهی تاریخ و فرهنگ ایران به چاپ رسیده است. شما میتوانید این نوشتهها و خبرها را نگهداری کنید و شمار زیادی نوشتههای خواندنی از تاریخ و فرهنگ ایران داشته باشید.
در این شماره می خوانید: 1: بازخوانى ماجراى گوماتا و داريوش / 2: ناتني ها ؛ يادداشتي از دکتر پرويز رجبي / 3: نمک هاي زهرآگين را جمع کنيد / 4: جايگاه شايسته ايرانيان در فرهنگ و تمدن بشري / 5: معماري دوره ساسانيان / 6: آسمان كرّه انداز شد / 7: نكوداشت دكتر منوچهر ستوده برگزار شد / 8:غزلهايي نويافته از حافظ مكتوب در زمان حيات او (؟) /9: چهار كل و بز با شليك تفنگ بيهوشي تلف شدند.
1) بازخوانى ماجراى گوماتا و داريوش
روزنامه ایران در نوشته زیر به داریوش بزرگ توهین کرده است. این نوشته از دكتر شاپور رواسانى استاد دانشگاه اندلبورگ آلمان است. هم چنین به نوشته استاد باستانی پاریزی در زیر(شماره ۶) نگاه کنید.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید و با سرگذشت راستین داریوش مقایسه کنید:
http://www.iran-newspaper.com/1387/871207/html/think.htm
2) ناتني ها ؛ يادداشتي از دکتر پرويز رجبي
اين روز ها در حال نوشتن جلد چهارم «سده هاي گمشده» هستم؛ تاريخ سلجوقيان. يکي از دشوارترين دوره هاي تاريخ اسلامي ايران. در پيشگفتاري مفصل گفته ام که چرا، تا کار نوشتن تمام نشود نيازي به اين پيشگفتار نيست.
اما امروز بعدازظهر که کار گزارش کشته شدن آلب ارسلان، دومين سلطان يا فرمانرواي سلجوقي را پشت سر مي گذاشتم، در جمله هاي آخر طنزي ديدم که دچار خنده يي بي اختيار شدم. اهالي خانه در حال استراحت بودند و ناگزير از پنهان کردن خنده ام بودم و اين حالت بر شدت خنده ام مي افزود.
مورخ که باشي عادت مي کني به چاپلوسي همکاران قديم. اما امروز اين چاپلوسي ابعاد تازه يي يافته بود. مورخي تقريباً از همان روزگار سلجوقيان نوشته بود؛
آلب ارسلان سلطاني بود نيکوسرشت، شکيبا، رحيم، بخشنده و بسيار مردمدار و مهربان. بلندبالا با ريشي بلند، که به هنگام شکار ناگزير از گره زدن آن مي شد. سلطان عظيم الشأن هنگامي که جلوس مي فرمودند چنان هيبت وحشت انگيزي مي يافتند که حتي سفيران از نزديک شدن به او دچار خوف مي شدند و چهار ستون شان مي لرزيد (يعني زهره ترک مي شدند)...
سپس مورخ درباره توانايي هاي جسماني آلب ارسلان نوشته بود؛ در تيراندازي چنان مهارت داشت که هرگز تيري از او به خطا نرفت...
و آنگاه مورخ فراموشکار درباره چگونگي کشته شدن او نوشته بود؛
يوسف قصد جان مبارک سلطان را کرد. سلطان تيري به سوي او انداختند که به خطا رفت و در اين هنگام سلطان سکندري خوردند و با صورت نقش بر زمين شدند. يوسف از فرصت استفاده کرد و ناجوانمردانه چاقوي خود را تا دسته در تهيگاه مبارک سلطان فرو برد...
سلطان در همين مجلس شاهانه قصد داشت يوسف را به گناهي بخشيدني، براي عبرت رعيت، به چهارميخ بکشد، تا مرگي آسوده نداشته باشد...
راستي مگر مورخان قديم ما نياکان ناتني ما بوده اند؟...
مورخ که باشي ذهنت مشغول است هميشه ...
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-12-07/308.htm
3) نمک هاي زهرآگين را جمع کنيد
در واقع يکي از مزاياي خاک تهران و ري اين بوده که طي صدها هزار سال، برف و باران نمک موجود در خاک آن را که بدترين آلودگي براي کشت و کار است شسته و با خود برده و در درياچه حوض السلطان و درياچه نمک انباشته، و از آبرفت البرز خاکي پاک و خوب در دامنه هاي آن برجاي نهاده است. انصاف نيست کاري را که طبيعت طي صدها هزار سال و بلکه ميليون ها سال انجام داده است چنين شتابان باطل کنيم و اين خاک را بيالاييم. درخت چنار که ويژه تهران است در مقابل نمک بسيار حساس است. حدود 45 سال پيش که پساب مرکز ورزشي و اسکي روي يخ شهر را که قصر يخ نام داشت در خيابان وليعصر کنوني قدري پايين تر از ميدان ونک به جوي خيابان سرازير کردند، تا يک کيلومتر پايين دست آن درخت هاي چنار خشکيد و با گذشت 45 سال هنوز آن نقطه کچل و بي درخت مانده، و البته کسي هم به فکر کاشتن درخت جايگزين نبوده است. در شهرک غرب پيش از آغاز عمران آن در 35 سال پيش، همزمان با خيابان بندي فازهاي نخست آن، هزاران درخت چنار کاشتند که اکنون بيش از 30سال دارند. متاسفانه در سال هاي اخير صدها درخت چنار 30ساله در آن منطقه خشکيده و از بين رفته است. درخت هاي حاشيه خيابان هاي اصلي که در معرض پاشيدن آب شور هستند بيشترين آسيب را ديده اند. اين آسيب ها در بخشي از خيابان وليعصر پايين تر از پل چمران به سمت جنوب بسيار وخيم است.
همه نوشته را در نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-12-07/279.htm#136129
4) جايگاه شايسته ايرانيان در فرهنگ و تمدن بشری
كلمه ايران در طول تاريخ تداعيكننده يك فرهنگ و تمدن است و اين فرهنگ و تمدن قبل از آنكه با كلمه ايران مانوس باشد با كلمه فارسي هماهنگي دارد و اين بدين لحاظ است كه تاريخ اين سرزمين به تاريخ و تمدن فارسي معروف شده است و اين خود از دلايلي است كه تمدن ايراني را مرزهاي ايراني ايجاد نكرده است بلكه آن واقعيتي خلاق و مستمر است كه از دوران باستان عليرغم همه فرازونشيبها وجود داشته است. استثنايي بودن تمدن ايران به خاطر پيوند آن با ملت ايران است و اين پيوند هميشه بوده و تاكنون ادامه دارد و باعث شده است كه ميراث گذشته واقعيتي زنده باشد.
همه این نوشته تاریخی را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2008\12\12-22\10-34-00.htm&storytitle=جايگاه%20شايسته%20ايرانيان%20در%20فرهنگ%20و%20تمدن%20بشري
5) معماري دوره ساسانيان
هخامنشيان با توسل به علوم معماري پيشرفته عصر خويش به گسترش معماري ايران پرداختند. پس از آنان طولي نكشيد كه امپراتوري موقت اسكندر متلاشي شد. ايران مغلوب كه تحت حكومت سلجوقيان بود و چپاول و قحطي بر ويرانههاي اين دنياي منهدم سايه افكند، در عرصه معماري ديگر در ايران ساخت ستون يوناني تداوم پيدا نكرد و تنها به ساخت خانههاي معمولي گِلي و كاهگِلي مبادرت ورزيدند.
پس از آن اين كشور به منابع ساده و طبيعي روي آورد و معماري به سوي هنري مردمي كه در مقايسه با فرهنگ بناهاي امپراتوري شاهان بزرگ محقر بود گرايش پيدا كرد. در اينجا بود كه ايران تواناييهاي آجر، طاقها و گنبد را كشف نمود. اين سه عنصر در حقيقت عناصر مركبي هستند كه با گسترش و تكامل بسياري كه پيدا كردند باعث خلق شاهكارهاي بزرگ معماري ايراني شدند.
آخرين يادگارهاي حضور مقدونيان و يونيان را ميتوان در كاخ آترا (نزديك سرزمين آشور، در كنار رود دجله) يافت. در آنجا طاق نيم دايرهاي با ستون چهار گوش جُفت و جور شده است. معماري ناقص هلني كه تغيير ماهيت داده بود به هيچوجه نشانههاي ايراني نداشت. بناهايي از سبك هلني را ميتوان در آسياي نزديك مديترانهاي مشاهده نمود...
با وجود اين اصول شهرنشيني آترا، منطقهاي كه به وسيلة ولوژز اول (51 ـ 78 ميلادي) بنا نهاده شد به نظر جالبتر ميآِيد: اين شهر به شكل دايره ساخته شده بود و حصاري به طول 5 كيلومتر آن را احاطه كرده بود. اين شكل كه به نظر ميرسد از شكل اردوهاي نظامي آشوري الهام گرفته شده بود هفت قرن بعد توسط منصور در ساخت شهر بغداد به كار گرفته شد و در واقع آفرينشهاي ديگر معماري پارتها را نيز باز مينمايد مانند: تيسفون كه به زودي مبدل به پايتخت ساسانيان شد، تخت سليمان، و منطقه گور كه اردشير، مؤسس خاندان ساساني آن را بنا نهاد و بعدها به فيروزآباد مشهور شد. سرانجام ميتوان اين شكل را در اصفهان قديم مشاهده نمود كه به روايت ابنروستا اندازة كل محيط آن حدود سه هزار متر بود.
همه این نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009\02\02-15\12-06-23.htm&storytitle=معماري%20دوره%20ساسانيان
6) آسمان كرّه انداز شد
دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي : دو هزارو پانصدسال پيش، دركتيبهاي كه برسنگ نقر شده و درنتيجه تا زمان ما باقي مانده، داريوش شاه [داريوش اول] گويد: «اهوره مزدا مرا ياري كناد، با ديگرخدايان. اهوره مزدا اين سرزمين را از لشكردشمن نگه داراد، از خشكسالي و از دروغ. دراين سرزمين نه لشكر دشمن، نه خشكسالي و نه دروغ رخنه كناد.»
اين كتيبه داريوش كه من عقيده دارم او هرروز آن را بر سر نماز ميخوانده است، دعايي است كه امروز هم كاربرد واقعي دارد. مملكت واجتماع ما دشمن خارجي دارد؛ ولي دشمن خارجي آن دربرابر دشمن داخلي كه دروغ وخشكسالي باشد، بسيار ضعيفتر است. اين دعايي است كه به زبان امروزي، در دعاي باران و استسقا هم به زبان بسياري از بزرگان و روحانيون جاري و ساري ميشود.
همه این نوشته خواندنی درباره تاریخ خشکسالی در ایران را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009\02\02-17\14-59-06.htm&storytitle=آسمان%20كرّه%20انداز%20شد
7) نكوداشت دكتر منوچهر ستوده برگزار شد
همزمان با نمايش افتتاحيه فيلم مستند بلند «خون است دلم براي ايران» ساخته سيدجواد ميرهاشمي، مراسم نكوداشت «منوچهر ستوده» در سالن سينما حقيقت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي برگزار شد.
به گزارش فارس، در اين مراسم كه با حضور محمدرضا جعفريجلوه، محمدرضا شفيعي كدكني، ايرج افشار، اعضاي هياتعلمي مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي و... برگزارشد، از مقام علمي منوچهر ستوده استاد تاريخ و جغرافيا و باستانشناس ايراني تجليل بهعمل آمد.
در بخشي از اين مراسم سيدجواد ميرهاشمي كارگردان فيلم مستند بلند «دلم خون است براي ايران» (كه نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند جشنواره فيلم فجر بود) اظهار اميدواري كرد كه توانسته باشد با اين فيلم گوشههايي از هشت دهه فعاليت منوچهرستوده را به تصوير كشيده باشد.
در ادامه محمدرضا جعفريجلوه، احمد اقتداري و مجتبي عبدالهي شهردار منطقه 7 براي تجليل از مقام منوچهر ستوده هديه ويژهاي به وي اهدا كردند.
منوچهر ستوده از چهرههاي ماندگار سال 1385 ايران اسلامي است كه جايزه كتاب سال تاريخ را در سالجاري براي كتاب دوجلدي «آثار تاريخي ورارود و خوارزم» بهدست آورده و در پرونده كاري وي، تاليف بيشاز 50 كتاب و صدها مقاله نيز به چشم ميخورد.
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009\02\02-23\14-30-07.htm&storytitle=نكوداشت%20دكتر%20منوچهر%20ستوده%20برگزار%20شد
8) غزلهايي نويافته از حافظ مكتوب در زمان حيات او (؟)
بهاءالدين خرمشاهي: در بهمن ماه امسال (1387 ش) رسانههاي ايران و بعضي رسانههاي فارسي زبان خارجي، به شنوندگان، به ويژه دوستداران شعر حافظ، و خصوصاً حافظپژوهان، با شور و شوق و شتاب مژدهاي دادند به اين شرح كه «ديوان» نويافتهاي از اشعار حافظ كه در زمان حيات او نوشته شده، با جست و جوي پژوهندهاي به نام آقاي علي فردوسي، در كتابخانه بادليان كشف و به همت ايشان تصحيح و از سوي نشر ديبايه در تهران منتشر شده است. سپس در هفتم همان ماه، جشن رونمايي از آن با شركت جمعي از ادبا، حافظپژوهان، هنرمندان، ناشر و دكتر حسن انوري - اديب، فرهنگنگار، و حافظ پژوه و عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي - به خير و خوشي در فرهنگسراي نياوران برگزار شد.
در فرهنگستان زبان و ادب فارسي هم، در فرصت پيش از دستور يكي از جلسات، طبعاً بحث از اين كشف مهم به ميان آمد. نخستين سخني كه درباره اين اثر گفته شد، اين بود كه فقط 49 غزل، و يك بيت [كه در غزلي از غزلها هم آمده] در بردارد.
سخن دوم درباره تاريخ كتابت بود كه گفته شد كاتب در قطعه شعري چنين آورده است: «.. در سنه اثني و تسعين بود از هجر نبي/ در محرم اين محرر شد به رسم يادگار.»
سومين پرسش اين بود كه «اثني و تسعين» يعني 92 از كجا معلوم است كه 792 ق (آخرين سال حيات حافظ) بوده باشد و نه 892 ؟ بعضي از دوستان كه اثر را ديده بودند، گفتند در بالاي اغلب غزلها، عنوان يا عبارات دعائيه حاكي از حيات حافظ دارد؛ مانند: «و له سلمه الله تعالي» [و از اوست خداي تعالي تندرستش بدارد]، يا: «و له دام توفيقه» [و از اوست توفيقش پاينده باد]، يا: «و له طاب وقته» [و از اوست كه وقتش خوش باد] و نظاير اينها.
همه این نقد را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009\02\02-23\14-25-29.htm&storytitle=غزلهايي%20نويافته%20از%20حافظ%20%20مكتوب%20در%20زمان%20حيات%20او%20(؟)
9) در يك اقدام غيركارشناسي توسط سازمان محيط زيست رخ داد؛ 4 كل و بز با شليك تفنگ بيهوشي تلف شدند
مژگان جمشيدي: موضوع نقل و انتقال گونههاي جانوري كه در 3 سال اخير و با روي كار آمدن مديريت جديد سازمان محيط زيست به يكي از بحثهاي پرانتقاد از اين سازمان بدل شده اين بار با شكست سنگيني مواجه شد، به طوري كه در جريان انتقال چندين راس كل و بز از يكي از مناطق حفاظتشده استان همدان به منطقه ديگري در همين استان، بر اثر شليك تفنگ بيهوشي ماموران سازمان محيط زيست، تمامي حيوانات بيهوش شده جان باختند تا اين طرح در فاز نخست با تلفات صددرصدي مواجه شود. اين اقدام در شرايطي صورت گرفته كه همچنان پرسشهاي بيپاسخ زيادي درباره اهداف اين طرح مطرح است اما معاون محيط طبيعي سازمان محيطزيست و مديركل محيط زيست استان همدان حاضر به پاسخگويي و بيان جزئيات اين واقعه نشدند. در جريان اين نقل و انتقال، سازمان محيط زيست قرار بود با انتقال چندين راس كل و بز به منطقه ملوسان در استان همدان كه پيش از اين زيستگاه كل و بز بوده، بار ديگر نسل اين حيوان را در منطقه مورد نظر احيا كند به همين منظور سال گذشته با مرحوم هرمز اسدي وارد مذاكره شدند تا وي اين كار را به انجام برساند اما دكتر هرمز اسدي در جريان انتقال گوزن زرد به استان كهكلويه و بويراحمد در يك سانحه رانندگي جان خود را از دست داد و اين طرح متوقف شد تا اينكه دو هفته قبل اداره محيط زيست استان همدان تصميم گرفت سرانجام پس از يك سال اين پروژه را اجرا كند.
به همين منظور دو هفته قبل اين طرح اجرايي شد و در مرحله نخست، 4 كل و بز با شليك تير تفنگ بيهوشي در منطقه حفاظت شده خانگرمز بيهوش شدند تا به منطقه شكار ممنوع ملوسان در نهاوند منتقل شوند اما اين 4 راس حيوان كه 3 راس آنها كل و يكي از آنها بز باردار بود در اثر تزريق دوز بالاي داروي بيهوشي ديگر به هوش نيامدند و هر 4 حيوان تلف شدند.
همه گزارش را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.roozna.com دوشنبه, اسفند 05, 1387
گزیده روز تارنما:
سرویس خواندنيها- خواندنيهاي تاريخ و فرهنگ ايران 39
دیدگاه پروین شهزادی در باب لزوم پاسداشت زبان دری