جانباختگان زرتشتی


توران شهرياري- شاعر زرتشتي
توران شهریاری: ای جامه عاشقی به بر کرده
آهنگ دیار باختر کرده
در پیش برنده تیغ نامردان
گه سینه و گاه سر سپر کرده

هنگام نبرد با بد اندیشان
کار پدران باهنر کرده
بیگانهِ شوخ چشم را با خشم
از مهد دلاوران بدَر کرده
این خاک عزیز آریایی را
بوسیده و سرمه بصر کرده
در پنه رزمگاه، رستم‌وار
مو بر تن خصم نیشتر کرده
با دشمن بد نهاد نا بخرد
پیکار چو سام و زال زر کرده
پیکان سلاح آرش آهنگت
جا در دل خصم بدگهر کرده
پروانه صفت سر و تن و جان را
در آتش عشق شعله‌ور کرده
جانباخته چون سیاوش ناکام
زان سوگ زمانه را خبر کرده
رویین‌تن شاهنامه را از نو
در نزد جهانیان سمر کرده
جان داده به راه مادر میهن
خود را به زمانه مفتخر کرده
پیغام تو این بزرگ ملت را
با دیده دل خدانگر کرده
در مکتب عشق میهن فرمند
دیباچه عاشقی ز بر کرده
با حمله خود سپاه دشمن را
چون مرغ شکسته بال و پر کرده
زنهار از اینکه خصم نامردم
پای از حد خود درازتر کرده
فریاد رسا و تندر آسایت
از سینه آسمان گذر کرده
از اوج گذشته همچنان شاهین
وز شیوه کرکسی حذر کرده
در پهنه رزم، گاه جانبازی
حق را همه وقت راهبر کرده
بشکسته در حصار تن و آنگاه
در عرش گروسمان مقر کرده
در سوگ تو مادرت را به سوز دل
نالیده و مویه از جگر کرده
از ماتم جان‌خراش فرزندش
رخساره به آب دیده، تر کرده
آن چهره غمگین و زرد و اشک‌آلود
در خاره و سنگ هم، اثر کرده
بیچاره پدر که با غمی جانکاه
فریاد ز رفتن پسر کرده
از مرگ تو همسرت، غم دل را
در سینه خسته مستتر کرده
هم خواهر و هم برادرت، زین داغ
دل سوخته، سینه پر شرر کرده
نوباوه خردسال و زیبایت
در عکس تو روز و شب نظر کرده
هر قطره خون پاکت، ایران را
از لاله به داغ، سرخ‌تر کرده
زرتشت به راه معرفت جان داد
تو پیروی از راه پدر کرده
پرورده‌ی دامنت شقایق‌هاست
گلبرگ سیاوشان، ثمر کرده
تا فروهرت رسد به اصل خویش
از خاک بر آسمان سفر کرده
چون ذره به هور و نور پیوستی
جا در دل عالم دگر کرده
ای نام تو جاودانه، جاویدان
خود را به زمانه نامور کرده
آمرزش ایزدی از آن توست
کاین وعده خدای دادگر کرده
با خون تو جاودانه شد ایران
ای دور حیات مختصر کرده
گزیده روز تارنما:
سرویس زرتشتیان- نامه انتقادی اسفندیار اختیاری به انجمن زرتشتیان تهران
گزارش تصویری: مهرگان در خانه دولت کرج برگزار شد