سرويس زرتشتيان-سخنراني در سازمان زنان زرتشتی پيرامون درمان بيماري ها به روش طب سنتي
دلاك حمامهاي ايراني همان ماساژور خارجيها است
طب سنتي ايران در دستان خارجيها
خبرنگار امرداد- ميترا دهموبد: «جهانيان از ارزش و اعتبار طب سنتي ايران، آگاهند به جز خودمان. همهي جهان، طب سنتي ما را گرفته و دارد با آن، خودش را همهجا مطرح ميكند اما ما، از آنچه داشتهايم، خبر نداريم. كافي است «زالو» را درون اينترنت، جستجو كنيد، هرچه مقاله و نوشتار، ميآيد از آمريكاييها و آلمانيها است، همهي چيزهايي هم كه به نام خود آوردهاند، همان چيزهايي است كه در طب سنتي خودمان بوده است، همان چيزهايي كه رازي، پورسينا و ديگر پزشكان و دانشمندان ايراني به آن دست يافته و مطرح كردهاند.»
اميرمحمد گلبخش، پزشك و متخصص طب سنتي ايران، در نشستي كه امروز، ٩اسفندماه، در سازمان زنان زرتشتي برگزار شد، با اشاره به اين كه داشتههاي خودمان را خارجيها با بستهبندي ديگري دارند به خورد خودمان ميدهند، گفت: «طب سنتي ايران ١١٤ تا ١٢٠ رشته دارد، بودرماني(رايحهدرماني)، انرژيدرماني، ماساژدرماني، طب سوزني، دعادرماني و... همه از رشتهها و بخشهاي طب سنتي ايران با پيشينهاي چندينهزار ساله است.»

وي با اشاره به روشهاي درماني با بوها و رايحههاي گوناگون كه آن را رايحهدرماني، مينامند، گفت: «اين اصلا چيز تازهاي نيست مگر ما خودمان باور نداشتهايم كه بوي اسفند، كندر، عود، گلاب و...، جنبهي درماني دارد.»
دكتر گلبخش به ماساژدرمانيهاي تازه به بازارآمدهي خارجيها، پرداخت و در اين ميان سري به حمامهاي قديم ايران زد و گفت: «دلاكهاي حمامهاي ايراني، همان ماساژورهاي خارجي اين روزهاي آنسوي آبيها هستند. اصلا، دل يعني ماساژ و دلاك يعني ماساژور.»
او به بخشي از نوشتههاي پورسينا(ابنسينا)، اشاره كرد كه در آن ميگويد، پس از حمام بايد از تخت روان استفاده كرد. گلبخش دراين باره گفت: «حمام كردن، آن چيزي نيست كه اين روزها ما انجام ميدهيم. حمامهاي قديم به معني ماساژ بود، حجامت، كيسه كشيدن و ...،.
همهي اين كارها را هم آدمهاي كارآزمودهاي انجام ميدادند. آنجا هم كه پورسينا ميگويد پس از حمام از تخت روان، سود بجوييد، نشان ميدهد كه ايرانيها، چه اندازه، بدن را ارجمند، ميشمردهاند چراكه دگرگوني هواي درون حمام با هواي بيرون حمام، به بدن آسيب ميزند پس بايد، ارج اين تن را بهجا آورد.»
او با استناد به طب سنتي ايران، گفت: «اينها نشان ميدهد كه همه چيز ما روي اصول علمي بوده كه هنوز هم كاربرد دارد. البته شوربختانه همه از آن بهره ميبرند به جز خودمان.»
او رو به سوي باشندگان اين نشست كرد و گفت: «گمان مبريد هنگامي كه پيش پزشكان سنتي ميرويد، قرار است يك كيسه علف دستتان بدهند و بگويند، برو. نه اصلا اينگونه نيست.»

به گفتهي وي در طب سنتي، مته روي خشخاش ميگذارند يعني زن يا مرد بودن، سن و سال و حتا مراحل سني، ارزشمند است و به آن توجه ميشود. در طب سنتي، شناخت مزاج بيمار، بسيار مهم است. در طب سنتي، قرار نيست همهي سردردها با قرصهاي مسكن يكسان و يكشكل، درمان شوند بلكه هر كسي بنابر ويژگي هاي خودش، بايد درمان شود. اگر بيماري گرممزاج است، درمان سردردش با بيمار سردمزاج، تفاوت دارد. او گفت: «در طب سنتي ايران، شوند(:علت) بيماري بايد، پيدا شود.»
گلبخش در دنبالهي گفتارش، به مزاجها پرداخت و گفت: «مزاج افراد با بيماريهايي كه با آن، دستبهگريبانند، پيوند تنگاتنگي دارند بنابراين شناخت مزاج بيماران، يكي از نخستين كارهايي است كه يك طبيب انجام ميدهد.»
بنابر گفتههاي گلبخش، بلغم، سودا، دم و صفرا، ٤ مزاجي است كه در طب سنتي ايران، شناخته شده است و اين ٤ مزاج برپايهي ٤ عنصر آب، آتش، باد و خاك، هستند.
گرم و خشك يا همان آتش، «صفراويمزاج»، هستند. گرم و تر يا همان هوا، «دموي مزاج»، هستند. سرد و خشك يا همان خاك، «سودامزاج»، هستند. سرد و تر يا همان آب، «بلغممزاج»، هستند.
وي در ادامه به ويژگيهاي اخلاقي و ظاهري مزاجهاي گوناگون پرداخت و گفت: «حالا خواهيد ديد كه به سادگي ميتوان، مردم را شناخت و اين همان خودشناسي است.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا ميشود، مزاجها را دگرگون كرد، گفت: «ما اين كار را ميكنيم ولي اين آدم ميشود همچون يك چيني بندزده.»
وي دربارهي اين دگرگونيهاي مزاجي به درخت انجيري اشاره كرد كه انجير ميدهد و ما غصه ميخوريم كه چرا پرتقال نميدهد و به زور ميخواهيم كه يك درخت انجير، پرتقال هم بدهد.
البته بنابر سخنان وي، بلوغ، ازدواج، حاملگي، دگرگونيهاي دورهاي سن، بهگونهي فيزيولوژيك، ممكن است، دگرگوني مزاجي، پديد آورند و اين چيز تازه يا شگفتي نيست و البته مشكلي هم پيش نميآورد چون فيزيولوژيك است. وي دراين باره، كساني را نمونه آورد كه عاشق لواشك بودهاند اما پس از ازدواج، عاشق شيريني ميشوند و از لواشك و ترشي، بدشان ميآيد يا وارون(:برعكس) آن.
وي در پايان برخي ويژگيهاي مزاجي را برشمرد:
ويژگي صفراويها(گرموخشكها): گاهي دوستدار ادبيات و گاهي دوستدار رياضيات، گاهي بااراده، گاهي سست، داراي استعداد معنوي، گاهي كمانرژي، گاهي پرانرژي، تند و تيز و بيقرار، داراي استعداد خشونت، عجول، تيزبين، باحافظه، حساس، پايبند به اصول، آيندهنگر، دقيق در تصميمگيري، سخاوتمند، پرگو، داراي پوست خشك و گندمگون، لاغر و با موهاي كموبيش رنگي.
ويژگي دمويها(گرم و تر): دوستدار ادبيات و موسيقي، اهل طبيعت و گردش، اهل عشق و مهر، بلندپرواز، خوشخو، اهل دهش و معنويت، داراي اعتماد بهنفس بالا، اهل ريسك و خطر، استعداد خشونت آني دارند، بينظم، با حافظه، سريع، چالاك، نوعدوست و...
ويژگي سوداييها(سرد و خشك): دوستدار حسابگري و حساب و كتاب، داراي دقت بالا، داراي هوش بالا، كماحساس و منطقي، سوظندار، زود عاشق ميشوند، ميانهرو، كمانرژي و محتاط هستند، مداومت در كار دارند، تمايل كم به معنويت، ناآرام، وسواس، نگران، دودل، انتقامجو، كساني كه اصلا ريسك نميكنند، شيفتهي چيزي نميشوند، در خيالات خود غرقند و...
ويژگي بلغميها(سرد و تر): گرايش به علوم عقلي، حسابگر و محتاط، منطقي، ميانهرو،ترسو، در تجارت، كموبيش، كاميابند، گوشهگير، كند،گذشتهنگر، ريزبين، افسرده، اهل ريسك نيستند، اهل سازشند، بياراده، دورنگرا، منفيباف، نيازمند مهر و محبت، كينهتوز، چاق، بيحال، سفيد و رنگپريده و...
اين نشست بنابر هميشه، نخستين دوشنبهي ماه، برگزار شد. در اين نشست كه در تالار لعل نوذر جمشيديان برگزار شد، بانوان همكيش، باشنده بودند.
اميرمحمد گلبخش، پزشك و متخصص طب سنتي ايران، در نشستي كه امروز، ٩اسفندماه، در سازمان زنان زرتشتي برگزار شد، با اشاره به اين كه داشتههاي خودمان را خارجيها با بستهبندي ديگري دارند به خورد خودمان ميدهند، گفت: «طب سنتي ايران ١١٤ تا ١٢٠ رشته دارد، بودرماني(رايحهدرماني)، انرژيدرماني، ماساژدرماني، طب سوزني، دعادرماني و... همه از رشتهها و بخشهاي طب سنتي ايران با پيشينهاي چندينهزار ساله است.»

وي با اشاره به روشهاي درماني با بوها و رايحههاي گوناگون كه آن را رايحهدرماني، مينامند، گفت: «اين اصلا چيز تازهاي نيست مگر ما خودمان باور نداشتهايم كه بوي اسفند، كندر، عود، گلاب و...، جنبهي درماني دارد.»
دكتر گلبخش به ماساژدرمانيهاي تازه به بازارآمدهي خارجيها، پرداخت و در اين ميان سري به حمامهاي قديم ايران زد و گفت: «دلاكهاي حمامهاي ايراني، همان ماساژورهاي خارجي اين روزهاي آنسوي آبيها هستند. اصلا، دل يعني ماساژ و دلاك يعني ماساژور.»
او به بخشي از نوشتههاي پورسينا(ابنسينا)، اشاره كرد كه در آن ميگويد، پس از حمام بايد از تخت روان استفاده كرد. گلبخش دراين باره گفت: «حمام كردن، آن چيزي نيست كه اين روزها ما انجام ميدهيم. حمامهاي قديم به معني ماساژ بود، حجامت، كيسه كشيدن و ...،.
همهي اين كارها را هم آدمهاي كارآزمودهاي انجام ميدادند. آنجا هم كه پورسينا ميگويد پس از حمام از تخت روان، سود بجوييد، نشان ميدهد كه ايرانيها، چه اندازه، بدن را ارجمند، ميشمردهاند چراكه دگرگوني هواي درون حمام با هواي بيرون حمام، به بدن آسيب ميزند پس بايد، ارج اين تن را بهجا آورد.»
او با استناد به طب سنتي ايران، گفت: «اينها نشان ميدهد كه همه چيز ما روي اصول علمي بوده كه هنوز هم كاربرد دارد. البته شوربختانه همه از آن بهره ميبرند به جز خودمان.»
او رو به سوي باشندگان اين نشست كرد و گفت: «گمان مبريد هنگامي كه پيش پزشكان سنتي ميرويد، قرار است يك كيسه علف دستتان بدهند و بگويند، برو. نه اصلا اينگونه نيست.»

به گفتهي وي در طب سنتي، مته روي خشخاش ميگذارند يعني زن يا مرد بودن، سن و سال و حتا مراحل سني، ارزشمند است و به آن توجه ميشود. در طب سنتي، شناخت مزاج بيمار، بسيار مهم است. در طب سنتي، قرار نيست همهي سردردها با قرصهاي مسكن يكسان و يكشكل، درمان شوند بلكه هر كسي بنابر ويژگي هاي خودش، بايد درمان شود. اگر بيماري گرممزاج است، درمان سردردش با بيمار سردمزاج، تفاوت دارد. او گفت: «در طب سنتي ايران، شوند(:علت) بيماري بايد، پيدا شود.»
گلبخش در دنبالهي گفتارش، به مزاجها پرداخت و گفت: «مزاج افراد با بيماريهايي كه با آن، دستبهگريبانند، پيوند تنگاتنگي دارند بنابراين شناخت مزاج بيماران، يكي از نخستين كارهايي است كه يك طبيب انجام ميدهد.»
بنابر گفتههاي گلبخش، بلغم، سودا، دم و صفرا، ٤ مزاجي است كه در طب سنتي ايران، شناخته شده است و اين ٤ مزاج برپايهي ٤ عنصر آب، آتش، باد و خاك، هستند.
گرم و خشك يا همان آتش، «صفراويمزاج»، هستند. گرم و تر يا همان هوا، «دموي مزاج»، هستند. سرد و خشك يا همان خاك، «سودامزاج»، هستند. سرد و تر يا همان آب، «بلغممزاج»، هستند.
وي در ادامه به ويژگيهاي اخلاقي و ظاهري مزاجهاي گوناگون پرداخت و گفت: «حالا خواهيد ديد كه به سادگي ميتوان، مردم را شناخت و اين همان خودشناسي است.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا ميشود، مزاجها را دگرگون كرد، گفت: «ما اين كار را ميكنيم ولي اين آدم ميشود همچون يك چيني بندزده.»
وي دربارهي اين دگرگونيهاي مزاجي به درخت انجيري اشاره كرد كه انجير ميدهد و ما غصه ميخوريم كه چرا پرتقال نميدهد و به زور ميخواهيم كه يك درخت انجير، پرتقال هم بدهد.
البته بنابر سخنان وي، بلوغ، ازدواج، حاملگي، دگرگونيهاي دورهاي سن، بهگونهي فيزيولوژيك، ممكن است، دگرگوني مزاجي، پديد آورند و اين چيز تازه يا شگفتي نيست و البته مشكلي هم پيش نميآورد چون فيزيولوژيك است. وي دراين باره، كساني را نمونه آورد كه عاشق لواشك بودهاند اما پس از ازدواج، عاشق شيريني ميشوند و از لواشك و ترشي، بدشان ميآيد يا وارون(:برعكس) آن.
وي در پايان برخي ويژگيهاي مزاجي را برشمرد:
ويژگي صفراويها(گرموخشكها): گاهي دوستدار ادبيات و گاهي دوستدار رياضيات، گاهي بااراده، گاهي سست، داراي استعداد معنوي، گاهي كمانرژي، گاهي پرانرژي، تند و تيز و بيقرار، داراي استعداد خشونت، عجول، تيزبين، باحافظه، حساس، پايبند به اصول، آيندهنگر، دقيق در تصميمگيري، سخاوتمند، پرگو، داراي پوست خشك و گندمگون، لاغر و با موهاي كموبيش رنگي.
ويژگي دمويها(گرم و تر): دوستدار ادبيات و موسيقي، اهل طبيعت و گردش، اهل عشق و مهر، بلندپرواز، خوشخو، اهل دهش و معنويت، داراي اعتماد بهنفس بالا، اهل ريسك و خطر، استعداد خشونت آني دارند، بينظم، با حافظه، سريع، چالاك، نوعدوست و...
ويژگي سوداييها(سرد و خشك): دوستدار حسابگري و حساب و كتاب، داراي دقت بالا، داراي هوش بالا، كماحساس و منطقي، سوظندار، زود عاشق ميشوند، ميانهرو، كمانرژي و محتاط هستند، مداومت در كار دارند، تمايل كم به معنويت، ناآرام، وسواس، نگران، دودل، انتقامجو، كساني كه اصلا ريسك نميكنند، شيفتهي چيزي نميشوند، در خيالات خود غرقند و...
ويژگي بلغميها(سرد و تر): گرايش به علوم عقلي، حسابگر و محتاط، منطقي، ميانهرو،ترسو، در تجارت، كموبيش، كاميابند، گوشهگير، كند،گذشتهنگر، ريزبين، افسرده، اهل ريسك نيستند، اهل سازشند، بياراده، دورنگرا، منفيباف، نيازمند مهر و محبت، كينهتوز، چاق، بيحال، سفيد و رنگپريده و...
اين نشست بنابر هميشه، نخستين دوشنبهي ماه، برگزار شد. در اين نشست كه در تالار لعل نوذر جمشيديان برگزار شد، بانوان همكيش، باشنده بودند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 19:25 توسط امرداد
|