سرويس رويداد-آقاخان كرماني، پدر ناسيوناليسم نوين ايراني
آقاخان كرماني، پدر ناسيوناليسم نوين ايراني
خبرنگار امرداد-شهداد حیدری: «ميرزا آقاخان كرماني از شگفتيهاي روزگار و از مردان بزرگ همهي تاريخ ايران است. ژرفاي انديشه و پختگي نوشتارهاي او، خود گواهي روشن بر بزرگي اوست. اگر فراموش نكنيم كه ميرزا آقاخان در روزگار ناصري ميزيست و انقلاب مشروطيت را نديد و تنها ٤٤ سال زندگي كرد، آنگاه بزرگ خواندن و پيشگامي او را سخني گزافه، نخواهيم دانست. اما شگفت است كه كمتر به ديدگاههاي او پرداخته شده است. حتا ميتوان گفت كه ميرزا آقاخان چهرهاي گمنام دارد.»
آنچه بازگو شد بخش آغازين سخن بهرام روشنضمير، پژوهندهي تاريخ، در نشست بنياد فرهنگي جمشيد جاماسيان بود. او در ادامه، ديدگاه «فريدون آدميت» دربارهي انديشههاي ميرزا آقاخان كرماني را درخور يادآوري دانست و گفت: «آدميت، آقاخان كرماني را از پيشروان حكمت نوين ايران ميدانست و چنين نوشته كه؛ او نخستين كسي بود كه ديدگاههاي فيلسوفان باخترزمين را در چارچوبي انديشهورزانه و يگانه، به فارسي برگرداند و پايهي حكمت را بر دانش و آزمون نهاد. در نگاه آدميت، آقاخان از بنيانگذاران فلسفهي تاريخ در ايران و ويرانگر سنتهاي تاريخنگاري كهن و يكتا رويدادنگار انديشهور ايران آن روزگار است. افزونبر اين كه آدميت از نوخواهي او در سرايش شعر نيز ياد ميكند.»
روشنضمير سپس با اشاره به اينكه شايسته است ميرزا آقاخان كرماني را پدر ناسيوناليسم نوين ايراني بدانيم، افزود: «آقاخان هرچند از انديشههاي ميرزا فتحعلي آخوندزاده اثر پذيرفته بود، اما چنان چيرگي در فلسفه داشت كه نه تنها از آخوندزاده بلكه از ملكمخان و طالبوف و ديگر انديشهورزان همروزگارش نيز پيشي گرفته بود.»
نياكان آقاخان از زرتشتيان كرمان بودند
اشارهاي گذرا به رويدادهاي زندگي اين روشنفكر ايراني، بخشي ديگر از سخنان روشنضمير بود. او گفت: «نياكان آقاخان از زرتشتيان كرمان بودند. پدرش نيز با انديشههايي پيوند داشت كه آميختهاي از حكمت ايراني و فلسفهي اشراق و ديدگاههاي ملاصدرا بود. از اين رو آقاخان بسيار زود با دينها و روشهاي گوناگون آشنا شد و از آموزگاران فقيه و صوفي و زرتشتي خود، نكتهها آموخت. با اينهمه اختلاف با حاكمان محلي، او را ناگزير ساخت كه در ٣١ سالگي، نخست به اصفهان و آنگاه به تهران كوچ كند. دو سال پس از آن نيز چنان روزگار بر او سخت گرفت كه چارهاي نديد جز آنكه ايران را ترك كند و به عثماني پناه ببرد.»
روشنضمير سپس به سالهاي واپسين زندگي آقاخان كرماني پرداخت و افزود: «دههي پاياني زندگي آقاخان در استانبول گذشت. وي با اشاره به اينكه ميرزا آقاخان در سالهاي دوري از ميهن، با نويسندگي در روزنامهي «اختر» و آموزش زبان فارسي و عربي و نسخهنويسي، روزگارش را ميگذراند و ميكوشيد، شناخت خود را از زبانهاي فارسي و انگليسي و تركي بيشتر كند و از اين راه، راهي به آموختن دانشهاي روزگارش بيابد؛ گفت: «روزنامهي اختر، با انديشههاي ملكمخان پيوند داشت و ورودش به ايران، قدغن بود. نوشتهاند كه ناصرالدينشاه چنان از نوشتارهاي اختر به خشم ميآمد كه هرگاه نام روزنامه را ميبردند، يا از آقاخان و ملكم، سخني ميگفتند، پا بر زمين ميكوبيد.»
سرهاي بريده را به تهران فرستادند
روشنضمير با اشاره به سرانجام ميرزا آقاخان كرماني، گفت: «در آن سالهاي تبعيد، شيخ احمد روحي از دوستان نزديك ميرزا آقاخان بود. آنها روزگار كم و بيش آسودهاي را ميگذراندند تا آن كه شورش ارمنيان عثماني پيش آمد و آن دو را به اتهام پوچ همدستي با ارمنيان، به طرابوزان، تبعيد كردند. چندي پس از آن ناصرالدينشاه در ايران ترور شد و سفارت ايران از دولت عثماني خواست كه تبعيديان را به ايران بازگرداند. عبدالمجيد، سلطان عثماني، نيز از ترس دسيسهي آقاخان و روحي، آنها را به ايران بازگرداند، در حالي كه هيچ گناهي از آنها سر نزده بود. پس از گذراندن تبعيديان از مرز، آن دو را به همراه خبيرالملك، به دستور مظفرالدين شاه و بهدست محمدعلي شاه وليعهد، در زندان تبريز كشتند و سر بريدهي هر سه را به تهران فرستادند.»
به گفتهي روشنضمير، ميرزا آقاخان با ملكمخان، يكي ديگر از انديشهورزان اثرگذار آن دوره، تفاوت آشكاري دارد. ملكم را ميتوان چهرهاي رفرميسم و اصلاحگر دانست اما آقاخان، انقلابي بود كه خواهان خيزش طبقهي متوسط بود، نه پابرهنگان و پاييندستان جامعه.
زبان، شناسانندهي درجهي تمدن هر ملتي است
از ديگر سويههاي زندگي آقاخان، انديشههاي فرهنگي اوست كه به باور روشنضمير با آنكه آن انديشهها ناديده گرفته شده است اما جايگاه برتري به آقاخان كرماني ميدهد و نشان از كارهاي برجستهي او در اين زمينه دارد. روشنضمير گفت: «از ميان بيست كتابي كه آقاخان نوشت، تنها شش كتاب او چاپ شده است. يكي از آن كتابها "ريحان" ناميده شده كه دربارهي ايجاد فرهنگستان براي زبان فارسي است. تلاش آقاخان بر اين بود كه همانند اروپاييان، پايه را بر دگرگوني زباني بگذارد. اما شوربختانه كتاب او ناتمام مانده است.»
اين سخنران در ادامه به ديگر ديدگاههاي آقاخان اشاره كرد و افزود: «ميرزا آقاخان دربارهي زبان و فرهنگ نيز سخن تازهاي دارد و مينويسد كه زبان، شناسانندهي درجهي تمدن هر ملتي است. از ديد اقتصادي نيز هوادار ليبراليسم اقتصادي بود و سياست درهاي باز را ميپسنديد و با گمرگ مخالف بود.»
دين زرتشت و كمترين لغرشها
به گفتهي روشنضمير، آقاخان هنگامي كه سخن از دين به ميان ميآورد بر اين نكته پافشاري ميكند كه زرتشت آورندهي ديني است كه كمتر لغزشي در آن راه يافته است و او را كسي ميداند كه قدرت و فرمانروايي را برپايهي ميانهروي(:اعتدال) نهاده است. آقاخان دربارهي فلسفهي تاريخ نيز ديدگاههاي نويني دارد. او بيشتر رويدادنگاران پيشين را از آن روي كه چاپلوس و گزافهگو بودهاند، نكوهش ميكند و خرافهگويي و بيهودهگويي آنها را درخور سرزنش ميداند.
بهرام روشنضمير در پايان به اشاره به اين كه پرداختن به همهي ديدگاههاي و انديشههاي پيشرو ميرزا آقاخان كرماني زمان بيشتري ميخواهد، گفت: «ديدگاه آقاخان را بايد ناسيوناليسم مثبت دانست. او دشمني با جهان ندارد و نه تنها ايرانيان بلكه همهي انسانها را شايستهي برتري ميداند.»