(گزارش تصویری)
اردشیر خورشیدیان در جشن اسفندگان و روز سپاسداری از زن گفت:
زن، زمین و زندگی همه از یک ریشه اند و آن، زایندگی است


خبریار امرداد-آناهیتا اهورایی: زن، زمین و زندگی همه از یک ریشه اند و آن، زایندگی است. ما ایرانیان از هزاران سال پیش می دانستیم که زایندگی از زن است و به همین شوند، ایران، سرزمین دانش ژنتیک، شناخته شد.

 
اردشیر خورشیدیان، فرنشین انجمن موبدان تهران، در آیین بزرگداشت روز زن، سخن خود را این چنین آغاز کرد:«روز سپندارمذ از ماه اسفند، روز گرامیداشت زنان است و نباید آن را با جشن باختری ولنتاین همسان دانست. جشن سپندارمذگان روزی است که زنان بر تخت می نشستند و مردان به زنان پیشکشی می دادند. به همین شوند، این روز را «مزدگیران» نیز گویند. دادن مزد مینوی و ابراز مهر به زنان در این روز، شوند این نامگذاری است. روز عشق ایرانی، جشن مهرگان است. جشنی که مهرورزی و پیمان بستن را به یادها می آورد. در فرهنگ ایرانی زرتشتی، مهرورزی بدون پیمان، سپندینه نیست.»
اردشیر خورشیدیان، افزون بر سخن بالا گفت:«زن، زمین و زندگی همه از یک ریشه اند و آن، زایندگی است. ما ایرانیان از هزاران سال پیش می دانستیم که زایندگی از زن است و به همین شوند ایران، سرزمین دانش ژنتیک، شناخته شد.»
«خورشیدیان» در این آیین که از سوی بنیاد جمشید جاماسان برگزار شده بود، افزود: «اشوزرتشت، نخستین کسی است که پی برد، انسان ها «من» (:اندیشه) دارند و می توانند آن را به سوی هومنی و سپنتمی یا به سوی اژمنی و اکمنی، سوق دهند. وهمن(نیک اندیشی)، اردیبهشت(راستی)، شهریور(شهریاری بر خویشتن)، سپندارمذ(آرامش درون، مهر و فروتنی)، خرداد(دانش اندوزی و رسایی) و امرداد(جاودانگی) هفت پایه ی عرفان زرتشتی هستند که بر پایه علم و عمل بنا شده اند. هرکس می تواند با عرفان زرتشتی به وهومنی و سپنتمی دست یابد.»
اردشیر خورشیدیان با اشاره به آیین نوزوتی موبدیاران زن که بامداد روز آدینه برگزار می شود، گفت: «آیین زرتشتی بر نه اصل استوار گشته و انجمن موبدان بنا بر اصل پنجم، برابری زن و مرد و اصل هفتم، فرشگرد و تازه گردانیدن جهان، آیین موبدیاری هشت تن از زنان شایسته ی زرتشتی را برگزار می کند چراکه ما بر این باوریم که زنان نیز یاری گر فرهنگ و کیش خود هستند.»

قطب الدین صادقی، کارگردان، نویسنده و بازیگر تیاتر، سخنرانی خود را با اشاره به پیشینه ی درخشان ایرانیان در کشاورزی، یکجانشینی، تمدن و خردورزی  آغاز کرد و گفت: «شناخت ما ایرانیان از زمین، خورشید، باران و دیگر پدیده های جهان به شوند روی آوردن به کشاورزی، شناختی مینوی، آیینی و اسطوره ای است. ایرانیان که این پدیده ها را در استمرار زندگی خود موثر یافتند، جشن هایی را برای سپاس از پرودگار برپا کردند. در متون دینی زرتشتی می یابیم که همواره ایرانیان خداوند را بخاطر شادی، سپاسگزار بوده اند.»
او افزود: « باورهای ایرانیان از طبیعت و طبیعت از معنویت جدا نیست. زندگی معنوی از زندگی مادی گسسته نبوده و وابستگی منطقی و پایداری بین آن ها برقرار است. ماه اسفند، ماه بیداری زمین، رشد جوانه ها و رفتن به پیشواز برکت زمین، است. در این ماه چندین جشن برگزار می شده، همچون جشن درختکاری، لایروبی قنات ها، سوزاندن خس وخاشاک های روی زمین و آماده سازی آن برای بذرپاشی که همگی به اقتضای طبیعت این ماه بوده اند.»
«صادقی» در این آیین که در تالار دبستان گیو برپا شده بود، از توانایی زایش و پرورش زنان سخن گفت و جشن سپندارمذگان را جشن بزرگداشت زایندگی زن دانست. وی به سخن اردشیر خورشیدیان درباره ی سپندینگی پیمان نزد ایرانیان اشاره کرد و گفت: «خودآگاهی اساس آموزش های هر دینی است که بدون تنظیم روابط جنسی انسان ها، دست نیافتنی خواهد بود. به همین شوند پیمان و ایزد آن، «مهر»، نزد ایرانیان از سپندینگی برخوردارند. جشن باختری ولنتاین با داشتن ریشه ای در فرهنگ ایرانی، از معنویت تهی است و به ابراز احساسات محدود شده. سپندارمذگان نه تنها فردیت مدرن زنان بلکه سپندینگی زن، پیمان زناشویی و خانواده را ارج می نهد. افزون بر این، در کشورهایی که همواره مورد تاخت وتاز قرار گرفته اند، گسترش پیمان و همبستگی راهی است برای پاسداری از میهن در برابر گزند دیگران. باورهای معنوی، چیزهایی هستند که باید جایگزین باورهای مدرن جوانان امروزی شوند.»

اردشیر خورشیدیان، پیشکشی را از سوی بنیاد جمشید جاماسیان به رسم سپاس به قطب الدین صادقی تقدیم کرد.
مهران سپهری، هموند انجمن زرتشتیان تهران، به نمایندگی از این انجمن، این جشن بزرگ ایرانی را شادباش گفت. وی همیاری زنان را در برگزاری مراسم آیینی و دینی مهم شمرد و موبدیاری هشت تن از زنان را گامی به سوی این آرمان دانست. 
مهرا ضیاطبری، نونهال زرتشتی که برای شادباش جشن اسفندگان به روی سن آمده بود، چکامه ای را با لحنی آهنگین، برای باشندگان خواند و سخن خود را با جمله ای از سر راستی و پاکی پایان داد: «می خواهم بگویم که من دختر خوب و مهربانی برای مادرم هستم.»

افشین مارابی، هم میهن چکامه سرا نیز، با خوانش بخش هایی از اثر خود، «مزدیسنامه» درباره ی جشن بزرگداشت زنان ایران زمین، از پاکی، مهربانی و شجاعت زن ایرانی سخن گفت. «مزدیسنامه»، به گفته ی افشین مارابی، بخش هایی از تاریخ ایران است که در شاهنامه حکیم فردوسی، به نظم کشیده نشده و ادعای هم سنگی با این اثر گرانقدر را ندارد.

پریسا سیمین مهر، بانوی نقال، داستان عاشقانه ی زال و رودابه را، گاه با آهنگی کوبنده و گاه با نوایی محزون، بازگو کرد. این داستان را بارها وبارها شنیده ایم اما شاید کمتر کسی به نقش والای سین دخت، همسر محراب، پادشاه کابل، مادر رودابه، در این داستان، توجه کرده باشد. زنی که با پارسایی از خرد و صلح با سام، پهلوان ایران زمین سخن گفت و سرزمین کابل را از تاخت وتاز مصون داشت و برای پیمان ناگسستنی رودابه و زال بسیار تلاش کرد.
نصرت الله زندی تویسرکانی نامور به «پدرام»، دیگر چکامه سرایی بود که به روی سن رفت و از عشق که اسرار آفرینش بر آن بنا شده، سخن گفت. او با صدایی رسا و پر شور رو به باشندگان چنین گفت: «زندگی، دیدن و فهمیدن و رقصیدن است، زندگی دیدن و فهمیدن و خندیدن است، زندگی دیدن و فهمیدن و سنجیدن است.»
سپاسداری از دو تن از بانوان زرتشتی، بخشی از این آیین سراسر مهر بود. این دو تن، تیریتی باریا، دبیر زبان انگلیسی در بنیاد جمشید جاماسیان و پروین شهزادی، دبیر زبان دری در این بنیاد، بودند که با تشویق پر مهر باشندگان به روی سن رفته و نخستین دخت فرهادی هدایایی را به رسم سپاس، به آنان پیشکش کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 





گروهی از نوازندگان نیز به سرپرستی و خوانندگی ابولفضل شفیعی، با اجرای قطعاتی از چکامه های مولانا جلال الدین بلخی، شور و شوق را در باشندگان بیشتر کردند. حجت استادعلی و محمدصادق فرزانه، نوازندگان گیتار، نیز با تشویق شوندگان، بیش از پیش به سر ذوق آمدند و با واپسین اجرای خود، خاطره ی خوش بودن در این آیین را خوش تر کردند.


جشن سپاسداری از مقام بانوان ایرانی
جشن سپاسداری از مقام بانوان ایرانی
گروه رقص «رومنا»، به اجرای رقصی سماع گونه پرداختند.
دوشیزگان گروه رقص «رومنا» به راستی مورد تشویق و تحسین باشندگان قرار گرفتند.

یکی از باشندگان که سخنان کوتاهی را درباره معنای واژه «بانو» و «کدبانو» بازگو کرد. او گفت: «با، در زبان اوستایی فعل و به چم روشن کردن و پرتوافکندن و بانو اسم فعل و به چم روشن کننده و گرم کننده است.» وی افزود: «کدبانو نیز، به چم روشن کننده و گرم کننده ی خانه است و نه آشپز.»
باشندگان به هنگام خوانش گاتها، برخاستند و به پیام سپندینه اشوزرتشت گوش سپردند.

جشن سپاسداری از مقام بانوان ایرانی


برگه ای که از سوی بنیاد جمشید جاماسیان به رسم یادبود در اختیار همه باشندگان قرار گرفت، شامل بخش هایی از کتاب اوستا، درباره این جشن ایرانی بود.

در پایان، باشندگان به هنگام پخش سرود ای ایران برخاستند و با آن همنوا شدند.

فرتورها از خسرو پرخیده است../س۸۹۲۴۹۱۱۲۹۲۰