گروه ادب و هنر: سپندارمزدگان؛ جشن ستایش آفرینش زمین
سپندارمزدگان؛ جشن ستایش آفرینش زمین
جشن اسفندگان
سیمین ضیاء تبری:
زمین ای پایـه هستـی ، تـو ای امیـد سـرمستـی
زمین ای مهـد هر انسـان ؛ غنی مرد و تهیدستـی
زمین ای خاک گوهر خیز ، گهـرهای درشت و ریز
زمین ای گنـج پر معنی ، ز خاکت پرورد هر چیـز
فروتن در همه عالـم به جـز تو ، من که را گویم؟
ز صبر و بردباری ، من ، دریغ از تو ، چه را جویم؟
تو آن گنجینــه رازی ، پر از هـر گونـه احساسـی
به حق گـویـم برای ما ، همـان تـک دانـه آســی
تمـام گفتـه هـایـم را ، مـروری گـر کـه بنمـایی
چه بینی جـز یکی مادر ، بسی خوب و تماشـایی
به هر سـو بنگرم ،گویی ، نشـان از مهـر یک مادر
نشستـه در بـر طفلـش ، ثنـا گویـد برش یکسـر
کنـون ای مادر هستـی ، به نام پاک تـو سوگنـد
که هرگز کس نمی خواهد تو را افسرده و در بنـد
چه فرخنـده بـود روزت ، مهین بانـو مبـارک باد
در آغوشت چو یک مادر ، همیشه پر ز کودک باد