حتا نباريدن باران يا سيل از شومي زرتشتيان دانسته مي‌شد
زمينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي يزد در روزگار قاجار


خانواده‌ي زرتشتي در يزدخبرنگار امرداد- آفتاب يزداني: در دويست‌و‌هفتاد و هفتمين شماره‌ي اطلاعات سياسي‌اقتصادي، نوشتاري پژوهشي با نام «زمينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي زرتشتيان يزد در روزگار قاجار(١٢١٠-١٣٤٤ هجري قمري)»، به چاپ رسيده است. علي‌اكبر تشكري، هموند هيات‌علمي گروه تاريخ دانشگاه يزد، نگارنده‌ي اين نوشتار است و در آغاز چنين آورده:
«برپايه‌ي مدارك در دسترس، شرايط اجتماعي زرتشتيان از آغاز روزگار صفوي تا به قدرت رسيدن قاجار، چندان بهنجار نبوده است، چنان‌كه در روزگار شاه‌اسماعيل، حتا نباريدن باران و خشكسالي يا زياد باريدن و ويراني، هر دو از شومي وجود زرتشتيان دانسته مي‌شده و آنان را مستوجب قتل مي‌ساخته است.
... همچنين با فروپاشي امپراتوري صفوي و برآمدن افغان‌ها، اشرف افغان در يزد به تلافي ايستادگي اهالي، فرمان قتل‌عام داده است و در سايه‌ي آن، بسياري از زتشتيان، جان باخته‌اند.»
اين نوشتار به رفتارهايي كه با زرتشتيان مي‌شده، اشاره كرده و پس از آن، از آغاز قاجار و فراز و نشيب‌هاي زندگي زرتشتيان، نوشته است. در اين بخش به «شرايط اجتماعي زرتشتيان يزد از آغاز فرمانروايي قاجار تا مشروطيت» و «از پيروزي مشروطه تا فروافتادن قاجار»، پرداخته شده است.
در بخش شرايط اجتماعي زرتشتيان يزد از فرمانروايي قاجار تا مشروطيت، به برداشت اجتماعي از اين اقليت و شرايط سياسي منطقه پرداخته شده و اشاره دارد به اين نكته كه؛ هرچند اين برخورد در گذر زمان براي زرتشتيان عادي شده بود ولي در شورش‌ها و بحران‌هاي داخلي يا در سايه‌ي رفتارهاي خودكامانه و دلبخواهي حكام، فشارها فزوني مي‌گرفت و زرتشتيان ناگزير از باج‌دادن‌هاي گوناگون مي‌شدند. در اشاره به اين فشارها، چنين آورده:
«براي نمونه دوران حكومت محمد‌تقي‌خان و به هنگام ساخت باغ دولت‌آباد، ماموران فرماندار، هر روز مزدوران و بنايان زرتشتي را به زور به كار ساختمان واگمي‌داشتند و تا نيمروز بي‌دادن يك‌شاهي، از آنان كار رايگان مي‌گرفتند و حتا خشت‌هايي كه بر بام‌ها به كار رفته‌است بر پشت زنان حامله‌ي زرتشتيان نرسي‌آباد و كسنويه به بالا حمل مي‌شده تا شايد به اين طريق، جنين آنان سقط شود.»
در اين نوشتار  پيرامون نابساماني‌ها و فشارها به زرتشتيان به درونمايه‌ي نامه‌هاي زرتشتيان تهران به پارسيان هند، استناد شده و در دنباله از صدارت ميرزا تقي‌خان اميركبير در زمان ناصرالدين‌شاه، سخن رفته است. فشارها همچنان ادامه دارد تا زمان امير‌كبير:
«در فرماني به حكام، آنان را موظف به احاله‌ي دعاوي هريك از اقليت‌هاي ديني(زرتشتي، يهودي، عيوي) با طرف مسلمان به تهران ساخت و خود رسيدگي به اين دعاوي را زير نظارت گرفت.»
اما همان‌گونه كه ديگر كارهاي امير نتوانست، نهادينه شود، فشار به اقليت‌ها به ويژه زرتشتيان هم با مرگ او به روند پيشين بازگشت.
اين نوشتار در ادامه به آمدن مانكجي‌ليمجي هاتريا به ايران از سوي انجمن زرتشتيان هند، اشاره مي‌كند و به تلاش‌هاي مانكجي براي برداشتن جزيه از گردن اقليت‌ها و راه‌اندازي انجمن ناصري زرتشتيان. اما با همه‌ي اينها اشاره دارد كه در اين دوره،‌فشارها، همچنان، كمرشكن است.
در بخش وضعيت زرتشتيان در زمان مشروطه اشاره شده به همراهي بزرگان و بازرگانان زرتشتي در اين بخش از تاريخ.
اين نوشتار را مي‌توانيد به گونه‌ي كامل در اين نشاني http://www.ettelaat.com/ethomeedition/Siasi/277/104.PDF بخوانيد.