يكي از پزشكان پارسي درگذشت:
درگذشت پزشك پارسي پونا در سن ٩١ سالگي


سرويس برون‌مرز – كوروش مراديان: دكترككي ب. گرنت، بنيانگذار و فرنشين بنياد درماني «گرنت» كه سال‌ها بيمارستان «روبي هال» شهر پوناي هندوستان را اداره مي‌كرد، در ٩١ سالگي درگذشت.
دكتر ككي ب.گرنت، دو روز پيش از درگذشتش، به بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان «روبي هال» جابه‌جا شد، ولي تلاش پزشكان به‌نتيجه نرسيد و پيكرش در آرامگاه پارسيان در «پارك كورگان» و در كنار آرمگاه همسرش به خاك سپرده‌شد.
مراسم نيايشي هم پيش از خاكسپاريش در بيمارستان «روبي هال» برگزارشد.
گرنت، يك پسر به نام «پرويز» كه متخصص قلب و عروق شناخته شده است و دختري به نام «زرين» دارد. پسرش پرويز مي‌گويد:« او پدري بزرگ، مردي مهربان و فردي كه به خواسته‌هايش رسيده، بود. او چيزهاي بسياري به ما آموخت و زندگاني بلند و ارزشمندي داشت.»
اين پزشك نامي، دوره‌ي دبيرستان را در«سنت وينسنت» شهر پونا گذراند و تحصيلات پزشكي را در دانشكده پزشكي گرنت و بيمارستان «ج.ج» بمبيي انجام داد. او سپس به بوستن رفت تا آخرين روش‌هاي تشخيص و درمان بيماري‌هاي قلبي و عروقي را زير نظر «پل د. وايت»، پدر پزشكي قلب و عروق، بياموزد.
دكتر گرنت درمانگاه روبي هال را در سال 1959 با تنها چهار تخت راه‌اندازي كرد كه اكنون 550 تخت دارد. دانشكده «ب.ج» و بيمارستان «ساسون» مدرك دكتراي افتخاري خود در پزشكي قلب و عروق را به او دادند. بسياري از دانشجويانش اكنون از برجسته‌ترين پزشكان قلب و عروق هندوستان هستند.
دكتر گرنت، اعتبار بسياري به دست آورد، زيرا برخي از جديدترين فن‌آوري‌هاي پزشكي را به شهر پونا آورد و همچنين چند دهه پيش بخش مطالعات قلب و عروق را در بيمارستان «ساسون» و كالج پزشكي «ب.ج» راه‌اندازي كرد.
«بومي بهوت»، فرنشين بيمارستان روبي هال، مي‌گويد:«دكتر گرنت بسياري از جديدترين فن‌آوري‌هاي درماني را به پونا آورد، فن‌آوري درماني چون كبالت درماني براي پرتو درماني سرطان، آنژیوگرافی، آنژیوپلاستی، سی تی اسکن، ام آر آی، اسکن عمل جراحی بای پس و همچنين براي نخستين بار در جنوب شرق آسيا شتاب دهنده خطی با پرتو درمانی هدايت شده را مي‌توان مثال زد.»
دكتر گرنت پژوهش‌هاي بسياري هم انجام مي‌داد و بسياري از نوشتارهاي پژوهشي او در مجله‌هاي معتبر به چاپ رسيده‌است. او هموند افتخاري جامعه دانشكده آمريكايي پزشكي قلب و از بنياد گزارندگان جامعه دانشكده پزشكي هندوستان بود. بسياري از سازمان‌هاي شهر پونا به ويژه دانشگاه اين شهر به خاطر نقشش در تبديل شهر پونا به يكي از مراكز شناخته شده‌ي درماني، احترام بسياري به او مي‌گذارند.
علاقه‌ي او براي بودن دراجتماع، براي مردمان پونا به خوبي شناخته شده بود و بسياري او را هنگام پياده‌روي از بيمارستان تا منزلش در «لولانگر» و در حال بازي كردن گلف ديده بودند. او بسيار منظم بود و اعتقاد به صرفه جويي و داشتن  رژيم غذايي ويژه اي داشت.