جشن نامه‌ای برای دکتر موبد سهراب خدابخشی، به مناسبت روز پزشک
«پزشکی در ایران باستان»
رساله‌ای بی مانند در تاریخ پزشکی ایران باستان


سهراب خدابخشي- پزشك پرسابقه زرتشتيان

کورش مرادیان: کتاب پزشکی در ایران باستان از محدود نوشته‌هایی است که در زمینه‌ی پزشکی و درمان‌گری در ایران باستان نوشته شده است. این کتاب با دیباجه‌ای از دکتر عباس نفیسی آغاز شده و پس از پیش گفتار که به شوند برگزیدن این موضوع و اهمیت پزشکی پرداخته، در چهار بخش پزشکی در ایران باستان را بررسی کرده است.
در بخش نخست به تاریخچه‌ی پزشکی به ویژه در ایران پرداخته است و در بخش دوم نظریات ایرانیان باستان درباره‌ی درد شناسی، اندام شناسی، رده بندی و شناسایی بیماری‌ها و ... آورده شده است.
بخش سوم ویژه روش‌های درمان مورد استفاده در ایران باستان است که از آنها می‌توان به گیاه درمانی، کارد درمانی، بیهوشی، رستم زایی، مانتره درمانی و... است؛ و در بخش چهارم به روش‌های جلوگیری از پخش شدن بیماری‌ها مانند نابودی خره فستران (موجودات موذی)، برشنوم و جدا نمودن بیماران، آبسرواسیون، پلشت بری و یوژداثرگری اشاره شده است.
این کتاب که انتشارات فروهر آن را در سال های 1332 خورشیدی و 1376 خورشیدی به چاپ رسانده به وسیله ی دکتر موبد سهراب خدابخشی نگاشته شده است. سهراب خدابخشی در سال 1307 خورشیدی در یزد چشم به جهان گشوده و تحصیلات خود را در این شهر به پایان رسانده است. پس از گذراندن  دوره دبیرستان در تهران ، در دانشکده پزشکی تهران، پزشکی را آموخته است.
خدابخشی از موبدان دانشمند زرتشتی است. او به همراه دکتر رستم صرفه، مهندس رستم پارکی، موبد رستم شهزادی، دکتر فرهنگ مهر، دکتر مهربان شهروینی از فرووردین 1329 خورشیدی مجله هوخت را پایه گزاری کردند. مجله ای که به مدت سی و سه سال به طور منظم هر ماه، و در سال 12 شماره به چاپ می رسید.
دکتر موبد سهراب خدابخشی چند سالی ست که دچار بیماری آلزایمر شده‌اند. این جشن نامه به مناسبت روز پزشک برای سپاس از کوشش هایشان در پیشبرد فرهنگ ایران و فرهنگ زرتشتی نوشته شده است.
مسعود لقمان در دیباچه کتاب ارزشمند «پزشکی در ایران باستان» ــ در سایت «شاهنامه و ایران» ــ می نویسد: روزی در کتابخانه دانشکده پزشکی دانشگاه تهران در کار بررسی پايان نامه های دانشجويان دهه های پيشين بودم که به پايان نامه دکتر سهراب خدابخشی بر خوردم که با نام «پزشکی در ايران باستان» در سال ۱۳۳۱خورشيدی، نگاشته شده بود. آن را خواندم و بسيار شاد گشتم و بر او درود فرستادم و بر آن شدم، آن را واژه نگاری کنم و تا آن جا که در توان دارم، ويرايش و پيرايش کرده، از واژگان بيگانه بزدايم و در دسترس دوستان در تارنمای «شاهنامه و ايران» بگذارم تا بدين گونه در دسترس همگان قرار گيرد.
برای خواندن متن کامل و ویرایش شده این کتاب ارزشمند به سایت زیر نگاه کنید:http://www.shahnamehvairan.com/article/behdasht-iranbastan