يادداشت-آذرگان را به آتشكده ميرويم؟
آذرگان را به آتشكده ميرويم؟
ميترا دهموبد: شايد به گمان شما هم خندهدار باشد كه امروز، ٢١ مهرماه، بخواهم دربارهي آذرماه، سخن بگويم يا از آذرگان، اين جشن نياكاني بنويسم.
اما راستش را بخواهيد موضوعي پيش آمد كه مرا بر آن داشت تا اندكي به آذرماه و جشن آذرگان بيشتر بينديشم.
دوشنبه، ١٩ مهرماه، در نشست انجمن زرتشتيان تهران، مصوبهاي به تصويب رسيد كه درخواست انجمن موبدان تهران بود. برپايهي اين خواسته، انجمن زرتشتيان تهران، مصوب كرد كه جشن آذرگان در دبستان دخترانهي «گيو» با تلاش انجمن موبدان برگزار شود.
راستش را بخواهيد، آنگاه كه بنابر خواستهي انجمن موبدان تهران، مصوب شد كه در دبستان گيو، جشن آذر يا آتش، جشن گرفته شود، با خودم گفتم: «ايبابا، اين هم شد همچون ديگر جشنها كه در فضاي تالارهاي كوچك و بزرگ جشن گرفته ميشوند، بياينكه به آيينهاي وابسته به آن، بينديشيم.»
بيگمان شما هم به ياد داريد كه جشن آذرگان را، كت و كلاه ميكرديم و ميرفتيم پاي آتش آدريان. نيايش ميكرديم و روبه آتش مينشستيم و آتشنيايش ميخوانديم. آذرگان فرصتي بود براي پاكي درون و برون، با آتش كه سودمندترين آفريدهي اهورامزدا است؛ «درود بر تو ای آتش/ ای برترین آفریدهي سزاوار ستایش اهورا مزدا ... به تو ای آتش/ ای پرتو اهورامزدا/ خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد/افروخته باش در این خانه/ پیوسته افروخته باش در این خانه/ فروزان باش در این خانه/ تا دیرزمان افزاینده باش در این خانه...»(بخشي از آتشنيايش)
هر كتابي را كه دربارهي جشنهاي ايراني نوشته باشد اگر بازكنيد يا حتا اگر اهل رايانه و اينترنت باشيد و در اينترنت، واژهآذرگان را جستجو كنيد، بيگمان خواهيد شد كه جشن آذرگان، جشن آتش و جشن آدريان است.
ابوريحان بيروني، از دانشمندان بنام ايران، در كتاب «آثارالباقيه» چنين نوشته: «روز نهم آذر، عيدی است که به مناسبت توافق دو نام، آذرجشن میگويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند میباشند و اين روز جشن آتش است و بهنام فرشتهای که بههمهي آتشها موکل است، ناميده شده. زرتشت امر کرده در اين روز آتشکدهها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند.»
هريك از كتابهاي كهن يا تازهنگارششده را كه البته به استناد تاريخهاي كهن اين سرزمين يا برپايهي پژوهشهاي مردمنگارانه، نوشته شده، اگر بنگريد، چنين ميبينيد: «نزد ایرانیان، جشن آذرگان از ارزش ویژهای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج میگذاردهاند. در این روز آتشکدهها را آراسته و آذینبندی میکردند و در آن جایگاه مقدس، آيين ویژهای برای جشن برگزار میکردند. نظافت و پاکیزگی، در این روز نیک بود و باور داشتند كه در این روز، رایزنی دربارهی كارها و دشواریها به نتیجهي مطلوب میانجامد.»
با همهي آنچه كه از آذرگان به ياد داشتم و با همهي آنچه كه در كتابها و اسناد آمده، هنوز نميفهمم چرا «جشن آذرگان» بايد در يك مدرسه برگزار شود، تنها براي اينكه آنجا تالاري نيكو دارد يا يك آموزشگاه زرتشتي است يا اينكه همه بايد در نگهداري و پاسداري از آموزشگاههايمان بكوشيم!
يعني همينها بسندهاست تا آيينهاي يك جشن را كه البته هزارانسال، سينه به سينه، پاس داشتهايم، به كناري بگذاريم!؟ آيينهايي كه هيچكدام بيپايه و بنيان نيستند و هريك درونمايهاي ژرف دارند.