سرویس ادب و هنر- سروده ای از توران شهریاری به یاد شادروان رستم گیو
سرودهاي از توران شهرياري به يادبود ارباب رستم گيو
به ياد شادروان رستم گيو
گروه ادب و هنر: در تاريخ 16 مهر 1361 روانشاد ارباب رستم گيو يكي از راد مردان و نيكوكاران هازمان(:جامعه) زرتشتي دور از وطن ديده از جهان فرو بست. مثنوي زير به همين مناسبت سروده شد و در مجالس يادبود آن شادروان خوانده شد. همسر آن شادروان مرواريد خانم نيز پس از چند سال دوري از وطن به سپنتا مينو پيوست. از دهش آن نيكنامان چند درِ مهر براي زرتشتيان خارج از كشور داير است. ياد و نامشان گرامي باد.
توران شهرياري:
رستم گيو، اَرچه به رفت از جهان
مانْد از او نامِ خوش جاودان
زانكه نكو سيرت و آزاده بود
نيكي و پاكيش خداداده بود
پيرو انديشه و گفتارِ نيك
در همه جا كرد بسي كارِ نيك
جز رهِ دادار قدم برنداشت
غير خدا مقصد ديگر نداشت
داد و دهش كرد و بسي كارِ خير
شد همه جا باني آثارِ خير
پرتو خود را به همه گستراند
در همه جا نغمهي توحيد خواند
كرد به پا معبد و آتشكده
شعله برافروخت به جشن سده
سودرسان بود و به عمر دراز
شد همه جا چاره گر و چاره ساز
دينِ بهي را همه جا پشتيبان
مايهي فخرِ همه زرتشتيان
بود ز جان عاشق اين آب و خاك
عاشق اين كشور و اين خاكِ پاك
جان و دل خويش به ايران سپرد
از غم دوري وطن جان سپرد
جايگهش باد بهشتِ برين
بر وِي و بر سيرتِ او آفرين
بانوي آزاده و بهدين او
بود به خوي وي و آيين او
تا كه توانست نكوكار بود
نيك زني آگه و بيدار بود
آن زن مهر آور نيكو سرشت
رفت پس از شوي، به سوي بهشت