سرویس اندیشه-مهرگان، نماد برجستگی اخترشناسی ایرانی
سورنا فیروزی: مهرگان، دومین جشن بزرگ ایرانیان در درازای تاریخ بوده است. به همانگونه که نوروز، در نخستین روز از بهار، برابر با نقطهي اعتدال یکم، برگزار میشود، جشن مهرگان نیز در نقطهي دوم اعتدال(نامور به اعتدال پايیزی) برگزار میشده و ميشود.
با نگرشي بر اين دو اعتدال ميتوان دريافت كه ستارهشناسان و ریاضیدانان ایرانی توانسته بودند تا با شناسایی این دو نقطه که در آنها، مدت روز و شب(میزان تاریکی و روشنایی) با هم برابر میشود، کاملا دریابند که در پی این دو بخش از سال است که دگرگونیهای آب و هوایی در زمین، پدید میآیند. از همين رو است كه هویت و ذهنیت فرهنگ ایرانی، این دو زمان را، در قالب دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان به یادگار گذارد و با توجه به ارزشمندي آنها در روند زندگی زمینی، آن جشنها را بزرگ داشت.
روز اخترشناختی برای برگزاری جشن مهرگان، یکم مهرماه بوده است. در بررسی دیرینگی این جشن، «مجمل التواریخ» چنین آورده(1) که در هنگامهي فرمانروایی همای(نخستین فرمانرای زن در تاریخ ایران که پس از زرتشت میزیسته)، واحدهای قابل داد و ستد(لزوما سکه نیست) از زر ضرب شد که بر روی آن این جمله نوشته شده بود: «بخور بانوی جهان، هزار سال نوروز و مهرگان». این نگاشته، دیرینگی فراهخامنشی این جشن را نمایان میسازد.
امروزه، برپایهي سامانهي گاهشماری ساسانی که هر روز را نام ویژهای بوده، روز شانزدهم مهر، برابر با مهرروز از مهرماه را جشن مهرگان، برپا ميدارند كه با دهم مهرماه گاهشمار کنونی ايران، برابري دارد، رویدادی که میتوانسته ریشهای تاریخی داشته باشد. این ریشهي تاریخی را شاهنامه چنین گزارش داده است:
فریدون چو شد بر جهان کامکار/ ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی/ بیارسات با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهر ماه/ به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی / گرفتند هر کس ره بخردی
دل از داوریها بپرداختند / به این آيین یکی، جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان، شادکام / گرفتند هر یک ز یاقوت، جام
می، روشن و چهرهی شاه نو / جهان نو ز داد از سر ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند / همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست / تنآسانی و خوردن آیین اوست
کنون یادگارست از و ماه مهر / به کوش و به رنج ایچ منمای چهر
چنان که دیده میشود، خیزش ملت ایران در برابر بیدادگریهاي بیوراسپ یا ضحاک، در مهر ماه به بار مينشيند. اینکه این پیروزی و در پی آن، قدرتگیری فریدون(از فرمانروایان پیش از عصر گشتاسپ که بعدها حالت استورهای یافت)، به عنوان فرمانروای برگزيده، در مهرگان بوده، و این مهرگان، اکنون در دهم مهر(شانزدهم مهر در گاهشماری زرتشتي) برگزار میشود، میتواند روشن سازد که رخداد دو جشن در هم آمیخته شده و بهگونهي یک جشن با عنوان نیرومندتر(مهرگان تا پیروزی بر بیوراسپ) به يادگار مانده است.
چنانکه بیرونی گزارش میدهد، بهدورهای دو جشن مهرگان و امروز را بهگونهي یک جشن برگزار میکردند(2) که این به معنای رواج سنت درهمآميختن جشنهای نزدیک(از نظر زمانی) نزد ایرانیان است. بیرونی در راستای گزارش شاهنامه، پیرامون مهرگان، چنین نگاشته است: (3) «مهر ماه... روز شانزدهم مهر است که عید بزرگی است و بهمهرگان نامور است که خزان دوم باشد و این عید مانند دیگر عيدها، برای همهي مردم است و تفسیر آن دوستی جان است... سبب اینکه این روز را ایرانیان بزرگ داشتهاند، آن شادمانی و خوشی است که مردم شنیدند فریدون خروج کرده، پس از آنکه کاوه بر ضحاک بیوراسپ، خروج نموده بود و او را مغلوب و منکوب ساخته بود؛ مردم را به فریدون خواند... ایرانشهری میگوید که خداوند از نور و ظلمت، ميان نوروز و مهرگان، پیمان گرفت... متوکلی... میگفت در روز مهرگان آفتاب میان نور و تاريكي، برميدمد... آن دسته از ایرانیان که به تأویل قائلند برای اینگونه مطالب تأویل قائل میشوند و مهرگان را دلیل بر قیامت و پايان جهان میدانند بهاین دلیل که هرچیزی که دارای نمو باشد در این روز به پايان نمو خود میرسد... چنانکه نوروز را آنچه در مهرگان گفته شد، بهعکس میدانند و آنرا آغاز جهان میدانند.».
همین نگارندهي ایرانی، در التفهیم مينويسد: «شانزدهم روز است از مهرماه و نامش مهر و اندرین روز افریدون پيروزي یافت بر بیوارسپ»(4)
برخي بر اين باورند كه این چرخش زمانی از یکم به دهم مهرماه، به شوند(:علت) گم شدن برابري برآوردهاي گاهشماری با رخدادهای اقلیمی و ستارهشناختي دقیق بوده است(به دلیل به شمار نياوردن چند ساعت افزوده در پایان هر سال).
اما بازگشت به سندهای تاریخی، میتواند این گونه نگرشها را سست كند. آنجا که مسعودی(پیش از خیام) به روشنی، ميگويد که در گاهشماری خورشیدی ایرانیان، یک سال زمینی برابر با 365 روز و ربع روز بوده است(5)، آشکارا ميتوان دريافت كه شوند دگرگوني روز مهرگان نمیتوانسته درپي نجوم سست ایرانی بوده باشد. بنابراین، تنها چيزي كه ميتوان شوند چنين رخدادي برشمرد؛ هماهنگ كردن دو رخداد جشن مهرگان و پیروزی ملت بر بیوراسپ(ضحاك) است؛ رخدادی محسوستر(خيزش یادشده) در روز رویداد آن(دهم مهر کنونی و شانزدهم مهر در گاهشماری پیشین)، با نام برجستهتر(مهرگان مربوط به یکم مهر).
نزدیکی رخداد پیروزی داریوش یکم بر گئومات مغ به تاریخ مهرگان نیز از دیگر نکات تأثیرگذار است. برپایهي گزارش بیستون، پیروزی بر گئومات در روز دهم از ماه «باگَ یادَئیش»، رخ داده که برابر با هفتمین ماه سال میشود؛ یعنی مهرماه. سنجش دو نام نیز ما را به همين نتیجه میرساند.
نام یادشده در بیستون، به معنای «ستایش خدا» است(6). مهر نیز از ریشهي «میثرَ» است که در کنار نام یکی از فرشتگان، در زمانهاي همچون روزگار پارتی، نام خداوند در نظر گرفته میشد. هرودوت گزارش داده است که در روز پیروزی بر گئومات، مردمان به برپایی یک جشن میپردازند(7). جشنی که هرودوت آن را به گونهای ناهماهنگ با جریانهاي تاریخی و متضاد با دیگر اسناد، بازگو كرده است. به هر روي آنچه برای ما در اینجا ارزشمند است، همان برگزاری جشن در روز دهم از ماه یادشده، برابر با دهم مهر است. شانزدهم مهر نیز، دقیقا روزی است که داریوش به قدرت میرسد.(8)
دربارهي جشن مهرگان، بیرونی در التفهیم چنین مينويسد: «و روزها که سپس مهرگان است، همه جشناند و بر کردار آنچه از پس نوروز بود. و ششم آن، مهرگان بزرگ بود و "رامروز" نام است و بدین دانش». (9)
برپایهي گزارشی از «ثعالبی»، ما در میيابیم که این جشن، به روزگار فرمانروایی پارتیها(اشکانیان) نیز در ایران برگزار میشده است. این گزارش، به ما نشان میدهد که فرمانروا، بار همگانی میداده(10).
نسبت به جایگاه ما در زمان، در روزگار ساسانی، ملموسترین جشنها دربارهي مهرگان انجام میشده؛ پوشیدن جامههای پرزیور، نواختن دف، بار همگانی، از ويژگيهاي جشن در این دوره بوده است.(11) آنچه سپسها به روزگار پس از باستان(عصر اسلامی) نیز راه یافت و حتا در حکومتهای اسلامی نیز بزرگ داشته شد(12). یکی از شوندهاي این بزرگداشت، عدم تضاد و در برابر، همراستایی اندیشههای پشت این جشن(چون ستایش خداوند) با جهانبینی مسلمانان بود. شوند دیگر، گرایش خلفا به دریافت هدایا از مردمان در این روز بوده است. تأثیر و نکوداشت مهرگان در دورههایی از روزگار اسلامی تا به آنجا بود که واژهي «مهرجان»، در زبان عربی به معنای «جشن» بهکار رفت و هنوز نیز کاربرد دارد.
از نگاه نگارنده، ارزش جنبهي ستارهشناختی كه در اين رسم و نیز نوروز، نهفته است، کمتر از ارزش تاریخی آن نیست. ديدگاهي هست كه چنين ميگويد که این بابلیان و ریاضیدانان آنان بودهاند که جشن سال نوی بهاری را با نام «زگموگ» برپا ساخته و ایرانیان نوروز را از این مردمان آموختهاند. اما این نگرش را میتوان با در نظر گرفتن مهرگان، نادرست دانست. زیرا جداي از سنجش ديرينگي دو تمدن ایرانی و بابلی، در اندیشه و دانش ایرانی، دو نقطهي تعادل هست که روند مطالعه، آرمان(:هدف) آن، کلیت کیهانشناخت و راه دستیابی به دادههای ستارهشناختي مورد گفتوگو را روشن میکند. اینکه دانشمندان ایرانی میدانستهاند سال زمینی درست چه اندازه است و در کدام دو نقطه، اعتدال رخ ميدهد، گزينهاي است که همتایان بابلی فاقد دریافت آن بودهاند و بنابراین، حالت وامگیری فرهنگی، منطقا از فرهنگی با درک کاملتر از وضعیت مورد بحث، به فرهنگی با دانستهای ناکامل بوده است؛ به زباني ساده تر، یابش اعتدالین از اندیشهي ایرانی به ذهن بابلی گذر کرده است.
ژرفای دانش ستارهشناسی ایران در این زمينه هنگامی بیشتر، دريافت ميشود که دریابیم، در نوشتههاي کلاسیکي همچون بندهش و زاتسپرم، سخن از برقراری پیمانی میان دو سوی روشنایی و تاریکی میشود که این رخداد در حضور زمان بیکران انجام میگیرد. مهر(میثرَ) در واژه به معنای پیمان است. و در شماری نوشتارهاي دیگر، مهر ناظر بر این پیمان است، پیمانی که شوند برقراری تعادل میان روشنایی(سازندگی و پدیدارگری) و تاریکی(ویرانگری) است. کراندار شدن زمان، از این دوره است. برقراری زمان و کرانهمند شدن آن، یعنی برقراری جنبش تعریف شده و این در فیزیک عامل کنش و واکنش است.
در یک نگاه، مهرگان یک جشن نجومی- تاریخی در نزد ایرانیان بوده است. رسمی که از روزگار باستان تا دوران اسلامی همواره بزرگ داشته شده و هنوز نیز ادامه دارد.
پی نوشتها:
1- مجمل التواریخ و القصص، بتصحیح ملک الشعرای بهار، کلالهي خاور، رويهي 55
2- آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمهي اکبر دانا سرشت، انتشارات ابن سینا، 1352، رويههاي 292 و 293
3- همان، رويههاي 291 و 292
4- التفهیم، ابوریحان بیرونی، بتصحیح جلال الدین همایی، نشر هما، رويههاي 254 و 255
5- التنبیه و الاشراف، مسعودی، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، نشر علمی و فرهنگی، رويهي 192
6- فرمان های شاهنشاهان هخامنشی، رلف نارمن شارپ، نشر پازینه، کتیبه بیستون
7- کتاب سوم، بند 79
8- همان، بندهای 80 و 86
9- التفهیم، همان
10- غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ثعالبی، ترجمۀ محمود هدایت، رويهي 220
11- نخبت الدهر فی عجایب البر و البحر، ص 473
12- ر. ک به تاریخ بیهقی، بتصحیح علی اکبر فیاض، رويههاي 655 و 697. زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، محمد مناظر احسن، ترجمۀ مسعود رجب نیا، رويهي 350