سرویس اندیشه- جشن مهرگان، جشني به سپندينگي تاريخ ايران
جشن مهرگان، جشني به سپندينگي تاريخ ايران
رستم شهرياري: مهر را ميستاييم، (كسي) كه داراي دشتهاي پهناور است، (كسي) كه از گفتار راستين آگاه است، زبانآوري كه داراي هزارگوش است. نخستين ايزد مينوي كه پيش از خورشيد فناناپذير تيز اسب، در بالاي كوه «هرا» برآيد. نخستين كسي كه با زينتهاي زرين آراسته از فراز (كوه) زيبا سر بهدر آورد، از آنجا (آن مهر) بسيار توانا همهي سرزمينهاي آريايي را بنگرد. «مهر یشت*، بند4»
بار ديگر فرخنده جشن مهرگان از راه ميرسد، روز برابري مهرروز از خجسته ماه مهر**، جشني به سپندينگي تاريخ ايران، جشن کشاورزی و هنگام برداشت محصول، جشن فرخندگي پیروزی كاوه آهنگر بر ضحاک و بر تخت نشستن فريدون، جشني از براي پیمانداري و دشمن پیمانشکنی. مهري كه در يشتها، اين سرودهاي سپندينه، دارندهي دشتهای فراخ و دهنده ثروت و خرمی است.
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا اي نگار مهر چهر مهربان
«مسعود سعد ابن معاني»
هزاران سال است که نوروز، مهرگان و سده در کنار يکديگر، همانند سه پايهي استوار، پاسبان فرهنگ ايرانی بودهاند و برگزاری همين آيينهای ساده ولی زيبا، همدلي ايرانيان را به همراه داشته است. جشنهايي كه افزون بر شادماني، به گونهاي آباداني را نيز براي مردمان به ارمغان ميآورد. سراسر تاريخ ايران باستان و گاهشماري آن پر از جشن است و در آن اندوه راه ندارد، چه؛ راه سپاسداري از اهورامزدا، همانا شادماني و شادكردن مردمان است.
در آغاز مهر يشت، «مهر»، از آفريدههاي اهورامزداست كه براي نگاهباني از پيمان مردم گماشته شده است. و «مهر» از اينرو فروغ و روشنايي است تا هيچ چيز از او پوشيده نماند و در سراسر جهان آنچه از راست و دروغ ميگذرد و يا پيماني بسته و شكسته ميشود، نزد او آشكار باشد. و اينچنين است كه در مهريشت اهورامزدا به ايزد مهر هزار گوش و دههزار چشم داده تا توانايي اين كار را داشته باشد. «مهر»، «خورشيد» نيست، بلكه «مهر» ايزد روشنايي و فروغ است كه اين به خوبي در يشت دهم(مهر يشت) ديده ميشود كه از برخاستن مهر، پيش از خورشيد و گردش او پس از فرو رفتن خورشيد سخن به ميان آمده است.
در استورههاي ايراني جشن مهرگان از سويي ديگر ارزشمند ميشود و آن پيروزي ايرانيان بر ضحاك تازي است. فردوسي بزرگ(در شاهنامه)، ابوريحان بيرونى (در آثار الباقیه)، ابوسعید گردیزی (در زین الاخبار)، مسعودی (در مروج الذهب)، عزالدین ابن اثیر، طبري و ... به روشني مناسبت اين روز را، پیروزی بر ضحاک ميآورند. ضحاك، فرمانروای خودکامهاي است، كه نخست و پیش از هر کاری به سوي جوانان و«مغز»شان میرود. در مهرگان، با فریاد دادخواهی آهنگری، کاوه نام و با افراشته شدن درفش کاویانی و خیزش ایرانیان به رهبری فریدون، هزارسال ستم و بیداد ضحاک به پایان ميرسد. جالب آنجاست كه پس از بهزير آوردن ضحاك، بهجای کشتن وی، او را در دل کوه به زنجیر میکشند زیرا او هرگز نمیمیرد و شايد هرآن، خودکامگی بازگردد. كه این آمادهبودن، رمز پیروزی است.
در گذشته، جشن مهرگان شش روز بهدرازا ميكشيد. از روز شانزدهم مهر(روز مهر- مهرگان كوچك يا عامه) آغاز و به روز بيستويكم (روز رام – مهرگان بزرگ يا خاصه) پایان مییافت. چنين نامور است كه، ايرانيان در روز شانزدهم بر ضحاك چيره شدند و در روز بيستويكم وي را در كوه دماوند بهبند كشاندند. اين جشن حتا پس از چيرهشدن تازيان هم از بين نرفت، بهگونهاي كه از سرودههاي منوچهري برميآيد هنگام پادشاهي سلطان مسعود غزنوي كه در سال 421 هجري مهي(:قمري) به تخت نشت، اين جشن با شكوه هر چه تمام برگزار ميشده است. فرزانهي گرانمايه دكتر محمود روح الامینی فصل برداشت محصولات کشاورزی در مهرماه را نمادی از مهرگان بهشمار ميآورد: «ماه مهر و مهرگان در جامعه کشاورزی، فصل و زمان برداشت، انباشت فرآوردهها، پرداختن خراج و مالیات، اندوختن نیازمندیهای زمستانی و گرمی بازارهای موسمی بوده که هنوز هرچند - نه به نام مهرگان - برگزار میشود.»
از مهريشت، دو ويژگي «مهر» را به روشني ميتوان دريافت، يكي «راستي» و ديگري «دليري». به گونهاي كه اين يشت را بايد سرچشمهي راستگويي و پهلواني ايرانيان دانست كه در زمان باستان ايرانيان به اين فروزهها نامور بودهاند. در آغاز «مهريشت» ميخوانيم:
«اهورا مزدا به سپنتمان زرتشت گويد : من مهر را مانند خود شايسته ستايش و سزاوار نيايش آفريدم، اي سپنتمان كسي كه به مهر دروغ گويد و پيمان بشكند، ويرانكنندهي كشور و كشندهي راستي است.»
*كتاب سپندينهي(مقدس) زرتشتيان، اوستا نام دارد و داراي پنج بخش يسنا(سرودهاي اشوزرتشت تنها گاتها است كه بخشي از يسناست)، يشتها، ونديداد، ويسپرد و خردهاوستا است.
** جشن مهرگان (برابرشدن روز مهر از ماه مهر) شانزدهمين روز ماه مهر زرتشتي است كه با دهمين روز ماه مهر گاهنماي رسمي كشور برابر ميشود.