سرويس مردم - ٢٢شهريورماه، سالروز ثبت آتشكده يزد در سياههي آثار ملي
٢٢شهريورماه، سالروز ثبت آتشكده يزد در سياههي آثار ملي
شرارهای از نوربیپایان در سینهی آتشورهرام یزد
فرید شولیزاده: «نور»، رازآمیزترین پدیدهی هستی است. در کتاب «اوستا» از ذاتگوهرین «اهورامزدا»، باعنوان «انغرئوچنگهام»(:ذاتنوربیپایان) یاد میشود. این سخن در کتاب پهلوی «دینکرد» به گونهی «roshne.e.bon.roshn»(:روشناییبنیادهمهیروشناییها) بیان شده. و این همان است که «شهابالدینسهروردی» در گفتمان یزدانشناسی خویش، آن را بهصورت «نورالانوار» بیان داشته است. از نگاه عرفانزرتشتی، همهی جلوههای گوناگون آفرینش، سرشته از یک اصل نهایی هستند، و آن اصل نهایی، «نور» است. بهزبان سادهتر همه چیز از نور ساخته شده و وابسته و همبسته با نور است. درختان و گیاهان همه بهسوی نور رشد میکنند و در نور ادامهی زندگی برایشان ممکن است. انسان نیز بهمانند دیگر موجودات زنده تنها در کنار نور میتواند به هستی خود ادامه دهد. در کتاب دینکرد میخوانیم: «هر پرتویی از نور، ذرهای از ذات بیکران روشنایی و یکی از مظاهر بیپایان اوست.» سهروردی نیز بر این گمان بوده و مینویسد: «نور، موثر حقیقی وجود و بینیاز از تعریف است.»
بیشک یک چنین جهانبینی والایی، همواره در جستجوی ردپایی پیکرمند از نور در جهان جسمانی است. موبداندانشمند این ردپا را به درستی در شرارههای نورافروز آتش یافتند. چه، آتش پدیدهای است برخاسته از عشق که ذاتش تنها با راستی و اشا سازگار و از دورنگی و ناراستی بیزار است. کتاب اوستا، آتش را در پیوند با نیروگان «بهترین راستی»(:اشهوهیشت) میشمارد؛ چنانکه در نماز «برساد»، از «آذر» در شمار یاوران «اردیبهشتامشاسپند» یاد میشود. نسکهای پهلوی دینکرد و بندهش، آمدن آتش به جهان گيتي(:مادي) و آميخته شدن آن با ماديات را تجلی عشق آفریدگار به آفرینش شمرداند. «مولوی» این سخن را با استادی تمام چنین به نظم میکشد:
آتش عشق است كاندر ني فتاد جوشش عشق است كاندر مي فتاد
جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق پاک از نور حق دارد نشان میبرد دل را بدان جانب کشان
«سهروردی» در اثر گرانسنگ «حکمتالاشراق» پیرامون آتش و پیوند آن با نور ذات خداوندی مینویسد: «آتش کنایه از جمال سرمدی ذات حقتعالی و معرفت محض است.» از همین روست که زرتشتیان در هنگام نماز و نیایش، رو بهسوی روشنایی میکنند و پرستشسوی خویش را نور قرار دادهاند. زیرا انسان در برابر روشنی و نورافشانی شرارههای آتش، احساس نزدیکی بیشتری به حقیقت هستی یا «ذات بیکران نور» میکند.
در فرهنگ زرتشتی، والاترین و پاکترین صورت آتش در جهانجسمانی، «آتشورهرام» نامیده میشود. این آتش، پيوسته از ١٧آتش پیشههای مختلف است. شوند این گوناگونی، نهفته بودن امواج افكار هريك از ايشان در آتش برگرفته است. در نتيجه آتشهاي برگرفته از پيشهوران، هر يك داراي امواج افكار همان پيشهوران است. اين شوند آن ميشود كه آتشورهرام آتشكده از امواج گروههاي گوناگون مردمان پديد آيد و نماد همازوري هازمان بهدينان و چونان پرچمي از براي ايشان باشد. باید دانست که این آتش حرمت بسیار دارد و بزرگساختن این آتش، شرایطی ویژه و مکانی پاک را طلب میکند. هماکنون در ایران دو آتشورهرام فروزان است. یکی از این آتشهایورهرام در یزد و دیگری در کرمان تختنشین است. پیشینهی آتشورهرام یزد به روزگار ساسانیان باز میگردد. این آتش در روزگار ساسانیان در آتشکدهی کاریان پارس فروزان بوده. بنابر گفتهي «هيربد دوردي» پس از تازش اعراب و چیرگی آنان بر بخشهای مرکزی ایران، موبدان برای در امان نگهداشتن آتشورهرام از گزند ناکسان، آن را با خود به کویرهای پیرامون یزد بردند و 30سال در غاری نامور به «اشکفتیزدان» در نزدیکی زیارتگاه پیربانو به پریستاری آن همت گماشتند.
شادروان «استاد رشيدشهمردان» بر اين باور است كه آتشورهرام پس از خروج از كوه «اشكفتیزدان»، زماني در «كسنويه» و پس از آن جايي نزديك «مهريز» و يا «فهرج» و «خويدك» نگهداري ميشده و پس از مدتی به قریهی «ترکاباد» در چند كيلومتري «شريفآباد» اردکان برده شد. در کتاب «روايات دستوردارابهرمزديار» نامهاي وجود دارد که بهروز بهمنامشاسپند و ارديبهشتماه ١٠٠٥يزدگردي از سوي دستوربزرگ ايران مقيم تركاباد به دستوران هند نوشته شده. در این نامه ميخوانيم: «بهدين مهرنوش از خطه گجرات هندوستان بخطه باصفاي شيراز آمد و از آنجا خواني از ارمغان، براي دستور زمان ساكن تركاباد تحفه ارسال و هزار دينار(:يكقران) براي نذر آتشورهرام فرستاده است.» میدانیم که باتکیه برسنت دین، آتشورهرام در جایی نگهداری میشود که دستورراندستور یا دستور بزرگ وقت حضور دارد. درونمایهی این نامه، گویای حضور دستوربزرگ وقت و آتش ورهرام در آن تاریخ در ترکاباد است. استاد شهمردان بر این باور است که قریهی «تركاباد» از حدود 750هجری، نشيمن دستوران كسنويه، شيراز بوده. در روزگار «شاه سلطانحسين صفوی» بهشوند ستمهای روا شده به بهدینان اصفهان، گروهی از ایشان با رهبري پيشواي بزرگشان نامور به «دستور كاووس» به ترکاباد پناه برده و به دستوران آن دیار میپیوندند... باتكيه بر نامهي دیگری كه دستوربزرگ وقت در سال ١١٣٢يزدگردي از يزد به دستياري «ملاكاووس» براي دستوران هند فرستاده، آگاه میشویم كه آتشورهرام در آن تاريخ به يزد انتقال يافته بود و در محلهاي نامور به محلهي دستوران در منزل دستور بزرگ تختنشين بوده است.
با قوت گرفتن پیوند و آمدوشدهای میان پارسیانهند و بهدینان ایران، یکی از پارسیان سورت نامور به «نوشيروانجي كوهيارجي» با هزينهي خويش باغي پر درآمد نامور به «باغچنار» را در يزد خرد و وقف آتشورهرام كرد تا درآمد آن به هزينهي سوخت و روغن آتشورهرام برسد. در سال ١٢٢٥يزدگردی، بههمت رادمرد بزرگ زرتشتی، «مانکجیلیمجیهاتریا» و از خیراندیشی پارسیانهند، در محلهی دستوران ساختمانی آبرومند برای آتشورهرام ساخته شد. در روز سروشایزد و مهرماه، آتشورهرام از منزل «دستورشهریار»، دستور بزرگ روزگار «ناصرالدینشاه» به محل جدید منتقل شد. از آن پس بهدینان توانستند در کنار پرتوافشانی شرارههای آتشورهرام به نیایش پروردگاریکتا بپردازند. ٣٥سال بعد، از خيرانديشي «اردشيركيخسروگشتاسبيزدي» و بهكوشش «خدابخش» و «جمشيد» فرزندان «موبد كيخسرو» و «موبد خداداد» ساختمان آتشورهرام مورد مرمت قرار گرفت. چندی بعد از دهش «خورشيدجيكاووسجيبناجي» ساختمان قدیمی آتشورهرام توسعه داده شد. وي مقداري از آب مباركه را نیز خريد و وقف آتشورهرام كرد. در آن روزگار درآمد «باغچنار» و آب وقف شدهي مباركه براي آتشورهرام به دويست تومان ميرسيد. براي آنكه آتشورهرام در تهيهي سوخت و هزينههاي روزمره در مضيقه نباشد، سالانه ٥٠روپيه نیز پول نقد به يزد ميفرستاد. پس از وي فرزندانش نيز راه پدر را ادامه دادند. در سال ١٢٦٠يزدگردي «باغچنار» بهشوند بيآبي خشك شد. خبر اين پيشامد به پارسی نامآور، «سردينشاهپتيت» رسيد. وي فورا قرار پرداخت سالانه ١٢٠روپيه به آتشورهرامهاي يزد و كرمان را صادر كرد. اين پول همهساله نوروز بهدست آتربانان هر دو محل ميرسيد.
در آبانماه ١٣٠٣ي(:١٣١٣خ) سنگبناي ساختمان جديد آتشورهرام يزد به هزينهي «انجمن اكابر پارسيانهند» بر روی زمین اهدایی زرتشتیان ایران در جنب محلهی دستوران گذاشته شد. با پایان یافتن ساخت این ساختمان، در فروردینماه 1321خ آتش سپند طی آیینهایی به محل جدید انتقال یافت و تا امروز در آن محل شبانهروز فروزان است. در سنگبنایی که در آتشورهرام یزد نسب است، چنین نوشته شده: «زمین زیر ساختمان و چهاردیوار این جای پاک آتشورهرام انجمن پارسیان بمبئی را دهشمندان زیر نیاز نمودند. 1- برادران امانت بنامگانه پدر خودشان شادروان اردشیرمهربانرستم 3767گز 2- دستور رشید دستور شهریار بنامگانه پدر خود دستور شهریار دستور نامدار و مادر خود سرور دستور بهمن 1365گز 3- دستورنامدار پور شادروان دستور شهریار بنامگانه فرزند ناکامش شادروان بهمن 1130گز. اهورامزدا روان همگان را آمرزش دهاد. سالمه فروردین 1321»
پس از استقلال هندوستان از بریتانیا، دولت انقلابی هند بسياري از اموال سرمایهداران پارسيان را مصادره و ملي اعلام كرد و جلوي ارسال كمكهاي پارسيان به همكيشان خود در ايران را گرفت. اینها شوند آن شد تا مراكز خيريهي زرتشتيان يزد بهويژه آتشورهرام در شرايط سختي از لحاظ تامين هزينهها قرار گیرند. در اين روزگار تنگنا دو رادمرد نيكوكار، ارباب فريدون و ارباب مهربان زرتشتي با خیراندیشی خویش هزينهي سوخت آتشورهرام، برق، آب، تعميرات، نگهداري و حقوق موبد را بر دوش گرفتند... ساختمان کنونی آتشورهرام یزد، این شرارهی کهن چندهزارساله، در 22شهریورماه 1378خ بهشمارهی «2431» در سیاههی آثار ملی ایران به ثبت رسید.