سرویس تاریخ- نگاهی به پیشینهی گاهشماری ایرانی- زرتشتی
به مناسبت پیام انجمن موبدان برای پاسداشت گاهشماری زرتشتی
نگاهی به پیشینهی گاهشماری ایرانی- زرتشتی

بوذرجمهر پرخیده: گاهشماری ایرانی - زرتشتی خورشیدیست. ویژگی این گاهشماری این است که «سال» با دو گذر پیاپی پدیداری خورشید از اعتدال بهاری تعریف می شود.
این گاهشماری بر رصدهای دقیق اخترشناختی استوار است، و دارای سیستم «کبیسه» ایست که بسیار هوشمندانه بوده و آن را از همتای اروپایی اش ــ گاهشمار گرگوری ــ دقیقتر میکند. این گاهشماری پیشینهای بس دراز دارد و به ویژه در ژرفترین ریشههایش به آیینهای زرتشتی میپیوندند.
گاهشماری ایرانی – زرتشتی امروزی زاییدهی اصلاحی است که به رهبری اخترشناس و ریاضیدان نامور عمر خیام، در یکم فروردین ۴۵٨ هجری خورشیدی(٢١ مارس ١٠٧٩ میلادی) صورت گرفته است.
از آنجا که این اصلاح به فرمان جلال الدین ملکشاه بوده، آن را «گاهشماری جلالی» میخواندند. تقویم کنونی کشور، که با دگرگونیهایی در گاهشماری آغازین جلالی پدید آمده، از ٣١ مارس ١٩٢۵ میلادی(١١ فروردین ١٣٠۴خورشیدی) در کشور ایران به کار گرفته شد. شش ماه نخستین گاهشماری کنونی و رسمی کشور، که دیرینگی کمتر از نود سال دارد ( در دوره رضاشاه و به کوشش سید حسن تقی زاده، در ١١ فروردین ١٣٠۴ به تصویب مجلس شورای ملی رسید)، هر یک ٣١ روز، و پنج ماه دیگر هریک ٣٠ روز و واپسین ماه ٢٩ یا ٣٠ روزه است. این گونه تقسیم سال به ماههایی با طولهای گوناگون با این واقعیت که فصلهای اخترشناختی درازای یکسانی ندارند و بهار و تابستان از پاییز و زمستان درازترند، توافق کامل دارد. در این گاهشماری، آغاز نوروز هنگامی است که خورشید در سفر خود در آسمان بر اعتدال بهاری برابر می شود. این رویداد می تواند در هر لحظه ای از دوره ی شبانه روزی ٢۴ ساعته پیش آید. هم اکنون در ایران، رویداد نوروز با دقتی بیشتر از یکهزارم ثانیه اندازه گیری می شود.
در هر سال خورشیدی اعتدال بهاری کمی دیرتر ، با درنگی کمتر از ۶ ساعت نسبت به رویداد پیشین روی میدهد. این درنگ برابر است با کسری از روز که بر ٣۶۵ روز کامل افزوده میشود تا یک سال خورشیدی پدید آید. برای جبران این کسر روز «سال کبیسه» نوآوری شد، به این ترتیب که هر چهار سال یکبار با افزودن یک روز به سال (برای جبران آن کمتر از 6 ساعت اضافی در هر سال)، سال کبیسه می شود. چنین مینماید که در گاهشماری ساسانی کبیسه ۴ ساله نبوده، و در عوض هر ١٢٠ سال یک بار یک ماه به سال میافزودند. سبب اینکه زرتشتیان تا چند سال پیش از تقویم فصلی عقب افتادن این است که پس از شکست از تازیان این کبیسه 120 ساله را فراموش کردند. گاهشماری ایرانی ـ زرتشتی، بر عکس گاهشماری به کار رفته توسط تازیان ـ که پایه اش بر ماه قمری هلالی ٢٩٫۵٣٠۶ روزه و سال قمری ٣۵۴ روزه نهاده شده ــ دوازده ماه سال داشته که سخت به فصل های سال پیوند خورده اند.
از نشانههای تاریخی و باستان شناسی چنین بر می آید که گاهشماری رسمی ــ اداری عصر هخامنشی گاهشماری ماهی- خورشیدی بوده و از بابلیان اقتباس شده است. گاهشماری خورشیدی دیگری وجود داشته که تودهی مردم آن را به گستردگی به کار می بردهاند. دلیل پذیرش گاهشماری بابلی سیاسی بوده است. بابلیها تجربهی بیشتری در کشورداری داشتند و هخامنشیان از آنان پیروی می کردند و از قانون ها و رسم های عملی اداری آنان بهره می گرفتند. پذیرش این گاهشماری همچنین نشانهی احترام هخامنشیان به بابلیها بود. میدانیم که هخامنشیان به آیینها و دینهای قومهای دیگر ارج میگذاشتند، و کورش بزرگ در مراسم تاجگذاری خود خدای بزرگ بابلیها ــ مردوک ــ را ستایش کرد.
تاریخ نویسان باستان (پلوتارک، دیودروس، کؤینتوس، کورتیوس، بریان و دیسه آرکوس)، بر این باور بوده اند که هخامنشیان در کنار گاهشماری بابلی دارای گاهشماری خورشیدی بودند که سال آن از ٣۶٠ روز( 12 ماه 30 روزه) و ۵ روز اندرگاهی تشکیل شده بود( یعنی مردم و بخشی از پادشاهی، گاهشماری زرتشتی را به کار می بستند). واقعیت های تاریخی دیگری نیز در کار بودن گاهشماری خورشیدی را در ایران آن زمان تأیید می کند. برای نمونه: پس از فتح آسیای کوچک توسط کورش بزرگ و ورودش به شهر سارد، در ۵۴۶ پیش از میلاد، گاهشماری خورشیدی زرتشتی به کاپادوس (جایی در ترکیه کنونی) راه یافت و به پذیرش کاپادوسییان درآمد. گاهشماری خورشیدی کاپادوسی، که ١٢ ماه ٣٠ روزه به اضافه ی ۵ روز اندرگاهی داشت ، و به نوشته دانشنامه ی ایرانیکا برداشتی بود از گاهشماری زرتشتی. ماه های آن نام ایرانی داشتند و از ترتیب گاهشماری زرتشتی پیروی می کردند. فراموش نکنیم، در طول سدههایی که آسیای کوچک بخشی از امپراتوری ایران بود، ایرانیان به این ناحیه مهاجرت کردند. حتا در سده ی چهارم میلادی، یعنی نزدیک به ٧٠٠ سال پس از پیروزی اسکندر، نسل های بعدی نخستین مهاجران ایرانی در دهکده های کاپادوس می زیستند. این واقعیت ها از بررسی مدرک های باستان شناختی، روایت های یونانیان، سنگ نوشتههای گورها، و سکه های بازمانده به دست آمده اند. همچنین آگاهیهای بسیار داریم در باره ی پرستشگاههای زرتشتی در آسیای کوچک. کهن ترین آنها را کورش بزرگ یا سردارانش در سده ی ششم پیش از میلاد بر پا کرده بودند. این واقعیت که در دوره ی فرمانروایی هخامنشیان، کاپادوسیان گاهشماری زرتشتی را از مردم ایران برداشته بودند و نه گاهشمار دولتی را، نمایانگر ریشه دار بودن گاهشماری زرتشتی در میان مردم ایران، به ویژه برای به جا آوردن امور دینی و فرهنگی روزانه، بوده است. و این نکته دلیل کهن تر بودن گاهشماری زرتشتی از گاهشمار دولتی هخامنشی است.
مدرک های تاریخی مربوط به گاهشماری در دوران های کهن ایران چنان نایاب اند که هیچ آگاهی یی را نباید نادیده گرفت، به ویژه نوشته های ابوریحان بیرونی را. درستی آگاهی هایی که ابوریحان بیرونی از گاهشماری پیش از اسلام ایران داده بارها به اثبات رسیده است.
بنا بر گفته بیرونی، پیشدادیان سال را ٣۶٠ روز می گرفتند و ماه را ٣٠ روز. هر ۶ سال یک ماه کبیسه داشته و هر ١٢٠ سال دو ماه: یکی برای ۵ روزه رها شده و دیگری برای یکچهارم روزهای فروهشته، یعنی همان ویژگی های گاهشماری زرتشتی را داشته است. این که این گاهشماری از کی آغاز شده است دانسته نیست. هرچند بیرونی ابداع کبیسه یک ماهه را از خود زرتشت می داند، ولی دیگران آن را به زمان هخامنشیان نسبت می دهند، چرا که بیرونی تاریخ اساتیری ایران را با تاریخ ایران آمیخته است.
ویژگی برجسته ی گاهشماری ایرانی نوروز است، که در باورهای زرتشتی با آتش، هفتمین آفریده ی اهورامزدا پیوند دارد. در واقع، نوروز مهم ترین جشن در گاهشماری ایرانی - زرتشتی به شمار می رود. بنا بر گاهشماری زرتشتی تنها نوروز است که نماد کیشی دارد، زیرا جشن نوروز در اعتدال بهاری است، هنگامی که خورشید، نیرومندترین نماد آفرینش آتش، از نو به جهان گرما و زندگی می بخشد. ... بسیار نزدیک به باور می نماید که نوروز را، که دارای پیام نمادین مینوی است، خود زرتشت بنیاد نهاده باشد.
یاری نامه ها:
1)٭ عبداللهی، رضا، ١٣٧۵ ، تاریخ تاریخ در ایران، تهران، امیر کبیر
2)٭ بهروز، ذبیح، ١٣٣١ ، تقویم و تاریخ در ایران، تهران، ایرانکوده، شماره ی ١۵
3)٭ بیرشک، احمد، ١٣٧٣ ، گاهنامه ی تطبیقی سه هزار ساله، بنیاد دانشنمه ی بزرگ ایرانی
4)٭ بیرونی، ابوریحان، ٣٩٠ هجری قمری، آثار الباقیه عن القرون الخالیه، ترجمهی علی اکبر دانا سرشت، تهران، ١٣۵٢ ، انتشارت ابن سینا
5)٭ تقی زاده، سید حسن، گاهشمارهای کهن ایرانی.
گزیده روز تارنما: