گروه انديشه - داد و آیین شهریور امشاسپند، نیرومندی و آزادی است
«داد و آیین شهریور امشاسپند، نیرومندی و آزادی است»
رهيافتي به مفاهيم فلسفي شهريور امشاسپند
فرید شولیزاده:
واژهی «شهریور»، فارسی شده واژهی اوستایی «خشترهوئیریه» است و آن نام یکی از امشاسپندان یا فروزههای جاودان ذات خداوندی در جهانبینی زرتشتی است. واژهی «خشترهوئیریه» واژهای مرکب است که از دو بخش «خشتره» و «وئیریه» تشکیل شده. «خشتره» در زبان اوستایی و پارسی هخامنشی به معنی کشور است. این واژه در زبان فارسی بهصورت شهر در آمده است و در مفهوم خاص بهمعنی شهریاری و توانایی است. بخش دوم یعنی «وئیریه» صفتی است از مصدر «ور» که بهمعنی برگزیدن است. با چنین اوصافی واژهی مرکب «خشترهوئیریه» یا شهریور روی هم بهمعنی کشور برگزیده یا شهریاری آرزو شده است. در فرهنگهای واژگان اوستا چون «بارتولومه»، «کانگا» و... درونمایه واژهی «خشترهوئیریه» را بهمعنای اقتدار و شهریاری آرزو شده، شهریاری آسمانی، توانایی خداوندی(:صفت قادر متعال)، ملکوت آسمانی، شهریاری بر خویشتن یا تسلط بر نفس، پادشاهی آرزو شده، نیروی فرمانروایی، نیروی ایزدی و حکومت اهورایی نیز آوردهاند. نام امشاسپند شهریور به دفعات در سرودهای مینوی گاتها یاد شده است: (هات30بند7، هات31بند21، هات32بند2، هات33بند11، هات34بند1، هات43بند6، هات47بند1 و...)
امشاسپند شهریور در گاتها همواره در پیوند با دو امشاسپند «وهومن»(:منشنیک) و «اشا»(:راستی) است. این بدان معنا است که دستیابی به شهریاری آرمانی و آرزو شده، یعنی شهریاری مینوی و شهریاری بر خویشتن مادی خویش زمانی محقق خواهد شد که انسان دارای منشنیک بوده و اندیشه، گفتار و کردارش با اشا همراه باشد.
ز شهریور بادی تو پیروزگر
بهنام بزرگی و فر و هنر
زندهیاد «موبد رستم شهزادی» پیرامون امشاسپند شهریور مینویسد: «منظور از شهریور در جهانبینی زرتشتی این است که همهی مردم جهان در راه برقراری حکومت اهورایی یا شهریاری راستی به تلاش پردازند و کلیه مظاهر فساد را که از دروغ یا دروج سرچشمه میگیرد، براندازند و حق را به جای باطل بنشانند.»(1)
این حکومت اهورایی یا «آرمان شهر»(:مدینهی فاضله) در جهانبینی زرتشتی که «موبد شهزادی» بدان اشاره میکند، در زبان اوستایی بهصورت واژهی «ونگهِئوشخشَترَه» یاد شده است(:هات43بند6، هات48بند5، هات51بند1 و یسنای35بند5) و یکی از اصول محوری حکمت عملی و فلسفهی سیاسی در آموزههای مینوی گاتها است. همین آموزه است که توسط «افلاطون»، فیلسوف اشراقی یونانباستان مورد استناد مستقیم قرار گرفته و در فلسفهی وی بهصورت واژهی «مدینهی فاضله» بسط و توسعه مییابد. یکی از ارکان اصلی این «آرمانشهر» یا «ونگهِئوشخشَترَه»، چنانکه از درونمایهی بند5 هات48 گاتها برمیتابد، حیات سالم ذهنی و جسمی مردمان از بدو تولد تا هنگامه مرگ است(:تنی و روانی، گیتی و مینو). وجود فرمانروایی خردمند، دادگر، دیندار، دلسوز و مردمدار در تحقق این آرمان بایسته است. چنانکه در هات48بند5 دراینباره میخوانیم: «باشد که شهریاران نیک، با کردار نیک و دانش و پارسایی، بر ما فرمان برانند، نه شهریاران بد.»
این شهریاران پارسا و نیککردار که گاتها بدانها اشاره دارد نمودی از همان شهریور و زمینهساز همان شهریاری آرزو شده و آرمانشهر هستند. در دو نماز سیروزه کوچک و بزرگ از شهریور امشاسپند بهعنوان پشتیبان و یاری دهندهی بینوایان و درویشان یاد شده است؛ و لازمهی پشتیبانی از بینوایان و ارزانیان، چنانکه گفته شد، شهریاری دادگر و مردممدار است. افلاطون این سخن را بهصورت آموزهی «شاهفیلسوف» بیان کرده و آرزومند شکلگیری مدینهی فاضلهای است که در آن «حاکمانفیلسوف» و «فیلسوفانحاکم» فرمان برانند.
در کلام سپند اوستا و به پیروی از آن در نسکهای پهلوی و شاهنامهی حکیمتوس، ما جلوهگری این آموزهی گاتها را در شهریاری پادشاهی آرمانی چون «کیخسرو» میبینیم.
بیسبب نیست که فرزانگانی فرهمندپژوه چون «بزرگمهر بختگان» و «شهابالدین سهروردی» الگوی آرمانی خویش را در سیمای شاهفیلسوفی چون «کیخسرو»(2) میجویند. این تا بدانجا است که عرفانزرتشتی یا فرزانشفرهمندی، نام «حکمتخسروانی»(:منصوب به کیخسرو) بهخود میگیرد. سخنی بیراه نخواهد بود اگر شهریاران دادگری چون «فریدون»، «کوروش»، «داریوش»، «اردشیربابکان» و «انوشیروان» را هم شاهفیلسوف و در شمار یاوران شهریورامشاسپند بهنامیم.
فریدون فرخ فرشته نبود
به مشک و به انبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
فریدون ز کاری که کرد ایزدی
نخست این جهان را بشست از بدی
چنان باش در پادشاهی و داد
که هرکس به نیکی کند از تو یاد
فریدون شد و زو ره دین بماند
به ضحاک بدبخت نفرین بماند
دراز است دست فلک بر بدي
همه نیکویی کن اگر بخردی
اگر دادگر باشی و پاک دین
ز هر کس نیابی جز از آفرین
به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
اوستا، آشوب و فساد را در تضاد با شهریور امشاسپند و شهریاران دادگر میداند و از آن بانام دیو «سَئوروَ» یاد میکند. این خود گویای آن است که خویشکاری شهریار دادگر، حرکت در راستای نیروگان سپنتامینو و همنیروی با پهریورامشاسپند و یاورانش، ایزدان «خور»، «مهر»، «آسمان» و «انارام»(3) در راه پیکار با آشوب و فساد است.
برابر آموزههای اوستا، هریک از امشاسپندان دارای دو جنبهی گیتوی و مینوی بوده و در گیتی یا عالم مادی دارای نمادی ویژه و نگهبان بر یک داده اهورایی هستند. شهریور یا نیروی شهریاری و فرمانروایی بر خویشتن، در عالم مادی نگهبان بر فلزات است. نماد این فروزهی اهورایی بر سفرهی آیینی زرتشتیان، ظرف فلزی همچون سینی یا پیاله رویین(:کاسهروزین) یا سکه است. در نامههای پیشینیان به دفعات آمده است که شهریور امشاسپند، آزرده میشود از کسی که سیم و زر و فلزات دیگر را به کار نیندازد و گذارد بماند و زنگ بزند.(4)
در اندرز گواهگیری پیرامون شهریورامشاسپند میخوانیم: «داد و آیین شهریور امشاسپند، نیرومندی و آزادی است. اندر راه سروری و توانگری کوشا باشید، شهریاران و سروران دادگر را فرمان برید و گرامی دارید. از درستی و درستکاری خواسته اندوزید. شغل شرافتمندانه برای خود برگزینید. از بیکاری و گدایی دوری نمایید. برخواستهی کسان دست دراز نکنید و رشگ مبرید. زر و سیم و مس و روی و آهن و ارزیز و برنج را پاک نگاهدارید تا زنگ نزند و بهکار آید.»
«ابوريحانبیرونی» در «آثاروالباقيه» پیرامون نمادهای شهریور امشاسپند در جهان گیتی مینويسد: «شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن میباشد و آنرا شهريورگان گويند. معنی شهريور، دوستی و آرزو است. شهريور فرشتهای است که بهجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنيا و مردم به آنها بستگی دارد موکل است.»
در کتاب پهلوی «بندهش» بههریک از امشاسپندان و ایزدان گلی منسوب میشود، در فصل 27 این کتاب، «گل ریحان»(:شاهاسپرغم، Basilicum) که گلی سفید با برگهایی معطر است، گل ویژهی شهریور امشاسپند شمرده شده است.
پینوشت:
1: موبد رستم شهزای، جهانبینی زرتشتی ص68
2: سهروردی در کتاب «حکمتالاشراق» از وی باعنوان «ملک کیخسروی مبارک» یاد میکند. سهروردی میگوید که «کیخسرو» شارع فهلویون و دارای فرهی کیان(:خوَرنَنگه) بوده است. در کلام سهروردی، کیخسرو نمونهای بارز از حکیم کامل و خلیفهی الاهی بر روی زمین بود. درونمایهی اوستا و نسکهای پهلوی چون دینکرد و نیز شاهنامهی فردوسی، بر درستی سخن سهروردی گواهی میدهد.
3: در نماز «برساد»، ایزدان «خور»، «مهر»، «آسمان» و «انارام» در شمار یاوران شهریور امشاسپند، ستوده شدهاند.
4: م.اورنگ، جشنهای ایران باستان، ص71