نقش پارسیان‌هند در مانایی و ماندگاری زرتشتیان ایران (بخش سوم)
«گلستان‌بانو» و نقش وی در یاری‌رسانی به زرتشتیان ایران


فرید شولیزادهفرید شولیزاده: در سال 1134ی دوتن از زرتشتیان کرمان به‌نام‌های «ایزدیار» و «آدرباد» از جور و ستم موجود در کرمان آن روزگار، به‌یزد پناه می‌برند. در یزد «کیخسرو» پسر ایزدیار با «گلنار» دختر آدرباد پیوند زناشویی می‌بندد. ثمره‌ی این ازدواج چند فرزند از جمله دختری به‌نام «گلستان‌بانو» بود. چندسالی می‌گذرد و گلستان‌بانو به سن رشد می‌رسد و این از چشم ناپاک لوتی‌ها پنهان نمی‌ماند. پدر آگاه می‌شود که لوتی‌ها به دخترش چشم دارند از این رو دختر خویش را شبانه برداشته و روانه‌ی بمبیی می‌شود. ایشان در سال 1146ی(:1795م) به بمبیی می‌رسند. در بمبیی شخصی به‌نام «ایدلجی پور داراب‌جی»، گلستان‌بانو را به فرزندی می‌پذیرد. «گلستان‌بانو» زمانی که بزرگ شد با جوانی پارسی به‌نام «فرامجی بیخائیجی» ازدواج کرد. وی در همه حال به‌یاد زرتشتیان ایران و رنج و سختی آنان بود. گلستان‌بانو در ترقیب همسرش و سایر پارسیان به‌منظور یاری‌رسانی به زرتشتیان ایران، نقشی مهم داشت. چنان‌که تشکیل «انجمن‌اکابر پارسیان‌هند» برای بهبود شرایط زندگی زرتشتیان ایران و اعزام «مانکجی‌هاتریا» به همین منظور به ایران را، به‌واسطه‌ی نفوذ او می‌دانند.
«گلستان‌بانو» همواره همسر و 3پسر خود را ترغیب می‌کرد تا برای تامین رفاه زرتشتیان ایران بکوشند. در سال 1834م «فرامجی» همسر گلستان‌بانو به همراه پسر بزرگش «بورجورجی» صندوقی برای کمک به زرتشتیان ایرانی پناهنده در هند، تاسیس کردند. بیست‌سال بعد دومین پسر این زن و شوهر «مهروانجی پاندانتی» برای کمک به زرتشتیان مقیم ایران صندوق دیگری تاسیس کرد. وی ابتدا با یاری «مانکجی نوشیروانجی» و پس از درگذشت او در سال 1859م با پسرش «سردینشاه» و خاندان «پتیت» که از بازرگانان به‌نام پنبه در بمبیی بودند، صندوقی برای بهبود شرایط زرتشتیان ایران دایر کردند. «انجمن اکابر پارسیان‌هند» با استفاده از نفوذ و اعتبار خانواده‌ی «پتیت» و برخی دیگر از دهشمندان پارسی توانست سرمایه‌ای مناسب گردآورد و در نهایت «مانکجی‌هاتریا» را به ایران اعزام کند. «بهرامجی» سومین پسر گلستان‌بانو نیز به‌نامگانه‌ی مادرش برج‌خاموشان(دخمه) و آتشگاه(برج فانوس) نزدیک آن را در کرمان به‌مبلغ 8075روپیه ساخت و در 10ژوئیه 1867م تقدیس و افتتاح کرد.
در گذشته(سال‌ها پیش) انجمن زرتشتیان کرمان گهنباری به‌نام و یاد این راد بانوی بزرگوار  برگزار می‌کرد. مانکجی‌هاتریا در کتاب «اظهار سیاحت ایران» در توصیف گلستان‌بانو می‌نویسد: «گلستان‌بانو بسیار نیک‌نفس و سخی طبع بود. نسبت به بینوایان و مسکینان دلسوزی و رافت نشان می‌داد. بانویی بود دانشور و دیندار، خوش خلق و شیرین‌سخن. با همه مدارا، محبت و سلوک می‌نمود. چنان این بانو نیک‌نفس و خوش‌قدم بود که پارسیان به هنگام دعا به فرزندان و خویشان و نوادگان خود می‌گفتند: چون گُلِ ولایت خوش‌یمن و خوش‌نصیب باشی.»(:گلستان‌بانو به‌شوند شیرین‌سخنی و نیکوکرداری در نزد پارسیان‌هند به «گُلِ ولایت» نامور شده بود.)(1)
گردهم‌آیی پارسیان در منزل خانواده پتیت
پس از کوشش‌های گلستان‌بانو و همسرش در ترغیب کردن بازرگانان پارسی، به‌ویژه خانواده‌ی «پتیت» برای کمک به بهبود شرایط زندگی زرتشتیان ایران و متعاقب آن اعزام «مانکجی‌هاتریا» برای اولین‌بار به ایران و وصول نخستین گزارش وی، در نیمروز 11ژانویه 1855م روانشادان «فرامجی‌نسروانجی‌پتل»، «کرست‌جی‌نسروانجی‌کاماجی»، «مهروانجی‌فرامجی‌پانده»، «بهمن‌جی‌فرامجی‌کاماجی»، «دینشاه‌مانکجی‌پتیت» و عده‌ای دیگر در خانه‌ی «مانکجی‌نسروانجی‌پتیت» گردهم آمدند و شالوده‌ی انجمنی را نامور به «انجمن رفاه زرتشتیان ایران» یا «انجمن اکابر پارسیان‌هند»(:Persian Zoroastrian amelioration fund) برای کمک به زرتشتیان ایران و پایه‌گذاری مدارس و معابد و بهبود وضعیت آنان پی‌ریزی کردند.(2) فرنشینی این انجمن از همان روزگار تاکنون بر دوش خانواده‌ی «پتیت» می‌باشد.(3)
بارتاب به‌ثمر رسیدن کوشش‌های این انجمن و نماینده‌ی آن «مانکجي‌هاتریا» در بهبود شرایط زندگی زرتشتیان ایران را حتا در یاداشت‌های جهانگردان غربی نیز می‌توان دید. برای نمونه «ادوارد یاکوب پولاک» پزشک آلمانی ناصرالدین‌شاه در بخشی از سفرنامه‌ی خویش می‌نویسد: «زرتشتیان به تعداد کم در شهرهای یزد و کرمان سکنی دارند. اینان هرگاه فرمان آزادی از حضرت علی در دست نداشتند و در حمایت پارسیان‌هند نبودند، تاکنون قلع و قمع شده بودند. پارسیان‌هند هرسال مقادیر متنابهی پول برای زرتشتیان ایران می‌فرستند تا بتوانند باج لازم(:خراج جزیه) را به حکام بپردازند. زیرا آنان(:اشاره به پارسیان) بسیار علاقمندند که بقای همکیشانشان در سرزمین مادری بمانند و آتش مقدس(:آتش‌ورهرام) را پاس دارند و به‌همین دلیل نگرانند که مبادا این‌ها تمام و کمال به‌مهاجرت بپردازند. نماینده‌ای از طرف پارسیان‌هند به تهران گسیل شد تا برای زرتشتی‌های ایران کسب اجازه کند که اولا" مالیت آنها از هندوستان پرداخته شود، ثانیا" مدرسه‌ای برای تربیت کودکان زرتشتی تاسیس شود.»(4)
جشن‌خوانی دو تن از موبدان پارسی در سده‌ی نوزدهم
این سخن در یادداشت‌های «جکسن» هم دیده می‌شود: «آن دسته از زرتشتیانی که ساکن یزد هستند بیشتر به تجارت و داد و ستد اشتغال دارند ولی تاحدود 50سال پیش امتیاز کسب‌وکار بدانها داده نشده بود، و آنها حتا در حال حاضر(:روزگار مسافرت جکسن) محدودیت‌هایی دارند که برای مسلمانان وجود ندارد. مثلا" اجازه ندارند که در بازارها اغذیه و مواد خوراکی بفروشند. تا سال 1882م مجبور به دادن جزیه بودند، و این خود دستاویزی بود که آنها را با گرفتن مالیات‌ها و عوارض اجحاف‌آمیز خرد کنند. ناصر‌الدین‌شاه بار جزیه را با صدور فرمانی در 27سپتامبر 1882م از دوش زرتشتیان برداشت. این اقدام شاه نتیجه و تاثیر پارسیان بمبیی بود. آنان از طریق نمایندگی انجمن رفاه زرتشتیان ایران که با صندوق اعانه‌ای در 1854م در هند تاسیس شده و نماینده‌ي آن برای مراقبت و حفظ منافع همکیشانشان به ایران گسیل شده بود، اقدام می‌کردند. تا زمانی که حکم ناصرالدین‌شاه صادر نشده بود، یک زرتشتی حق نداشت که خانه‌ای دوطبقه بسازد، یا درحقیقت، عمارتی که ارتفاعش از زمین، بلندتر از قامت مسلمانی با دست‌های برافراشته باشد، بسازد. حتا در سال بعد از صدور فرمان شاه، یک‌تن زرتشتی به‌علت تجاوز از حد مقرر و ساختن اتاقی بر روی طبقه اول خانه‌اش برای نجات جان خویش مجبور به فرار شده بود و مسلمانان خشمناک گبر دیگری را که به اشتباه عوض وی گرفته بودند، به‌قتل رسانیدند.»


ادامه دارد...


پی‌نوشت:
1: برای آگاهی بیشتر پیرامون «گلستان‌بانو» می‌توانید به کتاب «اظهار سیاحت ایران» به خامه‌ی «مانکجی لیمجی هاتریا» سری بزنید. در رویه‌ی410 «دانشنامه مزدیسنا»، ماخذ «گلستان‌بانو» چکیده‌ای از آن را خواهید یافت.
2: این انجمن تحت شماره 914 در تاریخ 6اکتبر 1953م در دفتر اوقاف هند به ثبت رسیده است. این انجمن در ایران به شماره 456 در تاریخ 11خوردادماه 1339خورشیدی به‌نام انجمن هیات خیریه بهبود زرتشتیان ایرانی، نامور به انجمن اکابر پارسیان هند به ثبت رسیده است.
3: جهانگیر اشیدری، تاریخ پهلوی و زرتشتیان ص453 و 454
4: ادوارد یاکوب پولاک، سفرنامه‌ی پولاک ص31 و 32

درهمین راستا بخوانید:
بخش دوم: شرایط ناگوار بهدینان ایران در شامگاه صفویان و بامداد قاجارها
بخش اول: نگاهی به شرایط پارسیان‌هند و بهدینان ایران
نگاهی به وضعیت اجتماعی پارسیان‌هند در دو سده‌ی گذشته