مهربان پولادي، پژوهشگر زرتشتي گفت:
«اشا»، پايه‌ي دين زرتشتي است

مهربان پولاديفرشيد منوچهري- گرشاسب مهرباني: «اشا» مهم‌‌ترین و پایه‌ي اصلی دین زرتشتی است و در «گاتها»(سروده‌هاي اشوزرتشت) از اشا بسیار سخن به ميان آمده است و اشا دربردارنده‌ي دو بخش است که دارای معانی گسترده‌ای است مانند راستی، پاکی،خوشی وخرمی، بهترین نیکی و....»
مهربان پولادي، پژوهشگر زرتشتي، در نشست پرسش‌و پاسخي كه در بنياد جمشيد جاماسيان برپا بود درباره‌ي اشا، افزون‌بر سخنان بالا، گفت: «در کل اشا، برانگیزاننده‌ی وجود آدمی است و شوند(:سبب) آن می‌شود تا انسان به سوی خوشبختی گام بردارد.»
وي پيوند ميان انسان و خدا را پيوندي طولی برخواند كه برپايه‌ي آن، هر‌چه انسان، نیکوکار تر و پایبند قانون اشا باشد به خدا نزدیک‌تر می‌شود.
پولادي گفت: «خدای زرتشتی، اهورامزدا نام دارد که اهورامزدا یک نام و یک واژه است. اهورا یعنی هستي‌بخش و سرور همه‌ي آفريدگان و مزدا یعنی بزرگ. اهورامزدا بر روي هم به معناي دانای بزرگ هستی‌بخش(سرور هستی) است.»
به باور اين پژوهشگر، در دین زرتشتی، انسان، خود به‌گونه‌ای خداست و ذره‌ای از خدا درون او نهفته است. خداوند دوست انسان است و انسان از او هیچ ترسی ندارد، انسان از خداست و به خدا بازمي‌گردد.
وي خداشناسی و خود باوری را از گزينه‌هايي برخواند که ما را به شناخت خداوند، رهنمون مي‌شود و گفت: «در جهان، بدی وجود ندارد و انسان با برخي از کارهای نادرستی که برای رسیدن به آرمان(:هدف) خود انجام می‌دهد،‌ شوند(:سبب) ایجاد بدی می‌شود. اگر در ذهن انسان نیکی را همانند نور بپنداريم، بدی مانند یک سایه است و هنگامي‌كه دیواری در برابر این نور باشد، سایه پديد مي‌آيد که همان تشکیل بدی است.»
به گفته‌ي پولادي در واقع بدی در اندیشه‌ی آدمي، شكل می‌گیرد. در دین زرتشتي، خوی بد، «انگره‌مینو» و خوی نیک، «سپنته‌مینو» می‌نامند.
وي در دنباله‌ي گفتارش از مراحل رسیدن انسان به خداگونگی، نام برد.
اشوزرتشت، پیامبر زرتشتیان است و با گاتها، سروده‌هاي آسماني‌اش، انسان‌ها را به راه اشا، راهنمايي كرده است. پولادي در پاسخ به پرسشي كه درباره‌ي اشوزرتشت و زندگي‌اش، پرسيدند، گفت: «مادر اشو زرتشت‌، دغـدو، نام دارد که زني دانا و آگاه بوده‌است. دغدو از همان آغاز، دانایی را به اشوزرتشت می‌آموخت و پدرش، پوروشسپ، هم کارها و هنرهای فراوانی از همچون اسب‌سواری را به او آموخت.»
به گفته‌ي وي در گذشته اسب حیوانی با‌ارزش بود که احترام ويژه‌اي داشت، از همين‌روي برخي از نام‌ها مانند لهراسب، گشتاسب و گرشاسب بر‌گرفته از واژه‌ي اسب است که نشان از با‌ارزش بودنش دارد.
پولادي با اشاره به آيين سدره‌پوشي كه در آن، نوجوان زرتشتی که به سن بلوغ رسيده، سدره(پوششي نخي و سپيد و نه تكه) مي‌پوشد و کشتی(كمربندي سپيد بافته‌شده از ٧٢نخ پشمي) بر كمر می‌بندند، گفت: «امروزه ثابت شده كه کشتی بر روي چاکرای خورشیدی، بسته مي‌شود و اين چاكرا را گرم نگه مي‌دارد و شوند(:سبب) آن، می‌شود كه فـرد بیشتر به کارهای نیک بگراید و از بدی‌ها دوري گزيند.»
اشوزرتشت در 20 سالگی چون چرايي بسياري از کارهایی که مردم پيرامونش انجام مي‌دادند را درنمي‌يافت، به تنهايي پناه برد تا بينديشد كه در بسياري از روايت‌ها، چنان كه برمي‌آيد، به كوه سبلان رفته و در آنجا به ژرف‌اندیشی به طبیعـت مي‌پردازد. پولادي در اين باره گفت: «پس از اين ژرف‌انديشي چندين‌ساله است كه اشوزرتشت به  جايگاهي رسيد كه توانست با خداوند در ارتباط باشد، به‌گونه‌اي كه از سوي خداوند به او الهام می‌شد و این‌گونه پاسخ پرسش‌هاي خود را می‌گرفت.»
او در پايان گفت: «اشوزرتشت در دین خود، بدترین گناه را دروغ می‌داند و انسان‌هایی را که نادان هستند و از نیکی رو‌گردانده‌اند با آگاهی دادن به راه راست راهنمايي مي‌كند. زرتشتی اجازه ندارد فرد نادان و بد‌کار را از آن‌رو كه خطاکار است از بین ببرد و بکشد بلکه باید با آگاهی دادن او را به راه راست فراخواند. اين‌گونه افراد سوشیانت، خوانده می‌شوند که با دانایی، جهان را به سوی تکامل پیش مي‌برند.»
 وي خويشكاري(:وظیفه‌ي) هر فرد زرتشتی را  سوشیانت بودن، برخواند كه جهان را به سوي آبادي پيش مي‌برد.
اين نشست ٣٠خوردادماه در بنياد جمشيد برپا بود.