سرویس اندیشه- خورداد، ماه رسايي و پويايي طبيعت است
به مناسبت 4 خوردادماه، جشن خوردادگان
خورداد، ماه رسايي و پويايي طبيعت است
سرويس انديشه: «خورداد، سرور سالها و ماهها و روزهاست؛ [و اين] از اين روي است كه او سرور همه است. او را آب دارايي گيتيك است. هستي، زايش و پرورش همهي جانداران جهان از آب است و زمين را نيز آباداني از اوست. چون اندر سال، [اگر] نيك شايد زيستن، از سر خورداد است... او كه آب را رامش بخشد يا بيازارد، آنگاه خورداد [از او] آسوده يا آزرده بود.»(بندهش)
صداي پاي آب را گوش، خواباندهام. بيگمان، جهان را، آباداني از آب است و من آب را نميآزارم، آب را نميآلايم تا آسوده باشم. من خوردادامشاسپند را نميآزارم چون ميدانم كه پاسدار آب است و آب الفباي آباداني است و آباداني يعني آسودگي، يعني آسايش و يعني آرامش. من جهان را آرام و در رامش ميخواهم.
صداي پاي آب را گوش خواباندم، باز هم ماه خورداد آمد و خورداد در اين جهان خاكي پاسدار آب است. جشن خوردادگان نزديك است.
بر سر سفرهي نوروزيمان، آنگاه كه كاسهاي آب ميگذاشتيم، مادرم ميگفت:«خورداد امشاسپند را ميهمان سفره كردهايم.» و پدرم ميگفت:«زلالي و بيعيبي را در آب ميشود، ديد.» و من هميشه بيعيبي را تندرستي، معنا ميكردم و از خوردادامشاسپند، هيچ، نميدانستم. نميدانستم كه چرا خوردادامشاسپند بايد ميهمان سفرهمان باشد. اما سالها بعد فهميدم كه چرا مادرم ميگفت، اين كاسهي آب نماد خوردادامشاسپند است و پدرم زلالي و بيعيبي را در آن ميديد.
واژهي خورداد همان هئوروتات اوستايي است. خورداد امشاسپند، خويشكاري(:وظيفهي) زمينياش پاسداري از آب است و خويشكاري آسمانياش(:مينوياش)، رسايي است و رسايي همان زلالي و تندرستي است. با گذاشتن آب بر سر سفرهي نوروزي، آباداني و رامش را از دريچهي زلالي، ميهمان خانه ميكنيم.
آب يگانهاي است، بيهمتا كه زمين، زايش، زندگي، آسايش، آرامش و آباداني را معنا ميبخشد، با گذاشتنش بر سر سفره، همهي آنها را ميهمان زندگي ميكنيم و يادمان خواهد ماند كه همچون خوردادامشاسپند بايد پاسدار آب باشيم.
موبد اردشير خورشيديان، فرنشين انجمن موبدان، گفت: «خورداد امشاسپند نماد مينوياش، رسايي است و ما از نظر مينوي زماني به رسايي و كمال ميرسيم كه انديشه را به دانايي و پويايي برسانيم. براي رسيدن به رسايي بايد دانش اندوخت. براي اندوختن دانش بايد همچون آب بود. آب نيرومندترين حلال طبيعي است. بايد همچون آب، حلال دانشها باشيم. و اين راز خوردادامشاسپند است.»
بازهم خورداد آمد. من ميدانم خورداد كه ميآيد بايد خوردادي باشيم به پاكي و زلالي آب و به حلاليت آن.
در خورداديشت كه بخشي از «اوستا» است، آمده كه خداوند، رستگاري، رامش و خوشبختي را از سوي امشاسپند خورداد به مردم پاكدين ميبخشد.
خورداد نام سومين ماه از سال است و نام ششمين روز از ماه ايراني. پيشينيان ما هر ماه را نامي نهادهاند درخور و سزاوار. هر روز ماه را هم نامي برگزيدهاند، شايسته. ماهها درگذرند و روزها ميآيند و ميروند اما آنگاه كه نام روز با نام ماه برابر ميشود، لختي بايست، جشن است. بايد دست برهم زد و پاي كوبيد، هنگامهي شادماني است چراكه در شادماني است كه انديشه بارور ميشود و ميشكوفد.
صداي پاي آب را گوش خواباندم، خوردادماه آمد. جشن برابري روز خورداد با ماه خورداد آمد، جشن خوردادگان آمد.
موبد خورشيديان گفت: «تقويم چيزي است كه به هازمان(:جامعه) قوام ميدهد.»
خورشيديان قوام را همازوري و همبستگي معنا كرد و گفت: «تقويم زرتشتي، تقويمي است كه افزونبر روزشمار، گاهشمار هم هست. تقويم زرتشتي روزها را ميشمارد و نامگذاري ميكند. هر روز نامي دارد و اين به آن معنا است كه بر اساس آن نام و معنايش بايد زندگي كرد.»
خورداد كه ميآيد خوردادگان كه فرا ميرسد بايد همچون آب پاك بود و حلال. بايد خردمند بود و پويا، بايد دانشمند بود و دانا تا به رسايي و كمال رسيد.
جشن خوردادگان كه ميآمد، به كنار چشمهسارها، رودها و درياچهها ميرفتند، سپيدپوش و شستهروي. در دل طبيعت در كنار رودها رو به آب روان و دست برافراشته به آسمان، نيايش اهورامزدا، خداوند جانوخرد را به جاي ميآوردند و روز را با شادي و سرور به پايان ميرساندند. اهورامزدا از سرچشمهي بخشايندگي خويش اين فروزه، آب را، با ميانجي امشاسپند هئوروتات به آفريدگان خود، بخشيده تا هر پديدهاي رسا شود چرا كه رسايي آرمان(:هدف) جهانيان است.
خورداد آمد جشن خوردادگان نزديك است، همچون خورداد باشيم و با اين واژه و معنايش زندگي كنيم.
خورداد ماهي است كه طبيعت به كمال ميرسد.