سرویس اندیشه - پروردگار در زمان حاضر با ما گفتگو میکند
پروردگار در زمان حاضر با ما گفتگو میکند
گفتاری از دستور دکتر جهان بگلی(Dastur Dr. jehan Bagli)

آواز خدا همیشه در گوش دل است
کو دل که دهد گوش به آواز خدا...
پرسش این است که آیا در زمان حال بودن دستاوردی جز حسدوزی و عیبجویی ندارد؟ قرار گرفتن ذهن در زمان حال، انسان را با حقیقت عریان زندگی روبهرو میکند. آنکه از شناخت خوشتن و پروردگارش غافل است به دام حسد و آز پناه میبرد، دریغ آنکه ندای پروردگار جهانآفرین پیوسته در همین لحظه با ما سخن میگوید. دریغ که ندای پروردگار را نمیشنویم. برای آنکه بر ذهن خویش کنترل نداریم.
شناخت عملکرد ذهن و کنترل آن برای زندگی در زمان حال احتیاج به تمرینها و تجربههای زیادی دارد. در ابتدا کار آسان نیست، بهویژه زمانی که تصمیم داشته باشیم رفت و آمد کنترل شدهای بین ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه برقرار کنیم. اساسا" ذهن، فرمانبردار مطیعی نیست. وقتی تصمیم میگیریم عادتهای کهنهی آنرا تغییر دهیم شروع به مخالفت میکند و آنرا پس میزند. زیرا ذهن انسانی، عادت توجه به لحظه حال ندارد. او دوست دارد یا به گذشته فکر کند یا به آینده. از این رو برای تغییر توجه ذهن به زمان حال و چیرگی داشتن بر آن، تمرینها و تجربههای ویژهای لازم است. این تمرینها باید آنقدر ادامه پیدا کند تا ذهن عادت زندگی در زمان حال را پیدا نماید و با تسلط بر آن فرصت فراز آمدن «وهومن»(:اندیشه نیک) و شنیدن ندای پروردگار برای انسان فراهم شود.
اما چگونه جسم و جان را آماده چنین تجربهی بزرگی کنیم؟
برای گفتگو مستقیم با پروردگار باید جسم، جان و روان انسان آماده شود. میبایست در برابر نور و روشنایی، بوی خوش و ترنم با طبیعت ارتباط برقرار نماییم. با گوش کردن به حرکت باد، نوای آبشار، پرندگان، صدای ریزش برف و نواهای طبیعت، خود را با «گئوش اوروان»(:نفس زمین) و «گئوش تشن»(:روان سازنده جهان) و «اشا»(:قانون هنجار هستی) هماهنگ سازیم.
نخست با ورزش، نظافت، استحمام، پوشیدن لباسهایی با رنگهای روشن، نوشیدن آب گوارا و شیرههای گیاهی و غیر صنعتی، غذاهای سالم و بهطور کلی پاکی و پاکیزگی بدن یا جسم خود را آماده میکنیم.
سپس با دوری از: دروغ، حسد، کینهورزی، شقاوت و بیرحمی، بدگویی، مردمآزاری و شکنجه دیگران، گریه و زاری و... بسیاری نیروهای کاهنده جهانهای درون «انگره مینو» را به زیر پا میافکنیم.
تلاش میکنیم، با راستگویی، شادی، خوشی، رقص، موسیقی، ستایش زیباییهای اهوراداده، مهر، عشق، دوستی، درستکاری، خنده و شادی، کمک به دیگران، کوشش و کار، شرکت در مهمانیها و جشنها، خوشحال کردن دیگران و بسیاری نیروهای مثبت و افزاینده جهانهای درون «سپنتا مینو»، جان خویش را مملو از پالودگی و پاکی کنیم.
آنگاه در برابر پرتوهای نور و روشنایی بیپایان خداوندی به طبیعت جاندار روی میآوریم، به زیباییها نگاه میکنیم. به کشاورزی و کشاورزان، درختان، گردش در طبیعت و با تفکر به جهان هستی و آنچه که در طبیعت میبینیم و میشنویم، کوشش میکنیم با هنجار طبیعی بوسیله ستایش و نیایش همگون شویم. آنچنان همگون که قابل تفکیک نباشد...
من تو شوم، تو من شوی
من جان شوم، تو تن شوی
تا کس نگوید بعد از این
من دیگرم تو دیگری(۱)
پی نوشت:
۱: ابیات این نوشتار، افزوده مترجم است
در همین راستا بخوانید:
شهود در بیداری (گفتاری از دستور دکتر جهان بگلی)
رهیافتی به مفهوم «رویا»(گفتاری از دستور دکتر جهان بگلی)