«پیر هریشت» آغوش می‌گشاید 


پیر هریشتفرید شولیزاده: همه هستند. زن و مرد، پیر و جوان همه دعوت پیر را اجابت کرده و آمده‌اند. همه گردهم در پیر به نماز و نیاش پروردگار یکتا و بی‌همتا مشغول‌اند. اینجا نمود عینی واژه‌ی «همازور هما اشوبیم» را به‌روشنی می‌توان دید و لمس کرد. در موسم زیارت پیر هریشت گستره‌ای از چند نسل را در کنار هم می‌توان دید. بانویی کهنسال دست در دست نوه‌هایش، عصازنان از پله‌های پیر بالا می‌رود. آن‌سوتر چند خانواده با شادمانی تازه دامادی را چوب می‌زنند. اینجا دیدارها تازه می‌شود و محبت‌ها فزونی می‌یابد، پیر دل‌های باشندگان را به هم نزدیک می‌کند و چه بسیار دل‌هایی که در کنار پیر به هم پیوند خورده‌اند...
در چهارده کیلومتری شریف‌آباد از توابع اردکان یزد، کوهی آهکی، کم ارتفاع و تهی از پوشش گیاهی، پیری سپند را در سینه دارد. اینجا در روایت‌های سنتی جایگاه ابدی بانویی آزاده از روزگار ساسانیان است که گذشتگان، آرامگاهش را به «پیر هریشت» نامور ساخته‌اند.
گویند که در شامگاه ساسانیان، آنگاه که اعراب به سرزمین پهناور ایران تازیدند، بانویی نامور به «گوهربانو» در پی تعقیب تازیان از کاروان همراهان جدا شده و پس از سرگردانی در این محل خسته، رنجور و ناامید به نیایش پروردگار یکتا می‌پردازد. به خواست خداوند این بانوی پاکدامن در این محل ناپدید می‌شود و دست ناپاک تازیان به او نمی‌رسد. آورده‌اند که سال‌ها پس از ناپدید شدن، گوهربانو بر کودکی گمشده نمایان ‌شد و به او فرمود تا از پدرش بخواهد که بنای پیر هریشت را بنیان گذارد.
زرتشتیان سراسر جهان، هر سال از روز امرداد امشاسپند تا روز خور ایزد از فروردین‌ماه(:7 تا 11 فروردین) برای زیارت در «پیر هریشت» گردهم می‌آیند. همازوربیم همازور هما اشوبیم.