سرویس اندیشه - یادی از استاد جمشید سروش سروشیان
یادی از استاد جمشید سروش سروشیان
فرید شولیزاده: «استاد جمشید سروشیان» در هفدهم آبانماه 1293خورشیدی در کرمان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهی پسران زرتشتی در کرمان پشت سر گذاشت. سپس برای ادامهی تحصیل به مدرسهی روزانه مرسلین مسیحی در کرمان و پس از آن مدرسهی شبانهروزی مرسلین کلیسا در اصفهان رفت. جمشید سروشیان تنها شاگرد زرتشتی در آن مدرسه بود و این شوند تنهایی او در آن مدرسه میشد. بیتوجهی اولیای مدرسه به وی و بذل توجه بیشتر ایشان به شاگردان مسیحی و مسلمان بر رنج و تنهایی جمشید میافزود. اما چنانکه خودش میگفت، این تنهایی هیچگاه ارادهی و استواری بر باورهای دینیاش را در هم نشکست.
پس از پایان تحصیل و بازگشت به کرمان در کنار پیگیری فعالیت اقتصادی خانوادگی، هیچگاه از مطالعات دینی و پژوهش در تمدن نیاکان غافل نشد. با شوقی وافر به گردآوری کتاب میپرداخت و در این راه از آثار دانشمندان نامآوری چون «دینشاه ایرانی» و «ابراهیم پورداوود» بهرههای فروان برد. استاد جمشید همواره پورداوود را به پاس دلآگاهی ژرف و دانش و دانایی شگرفش میستود.
استاد جمشید شیفتهی تاریخ دراز دامن ایران و دین و فرهنگ اشوزرتشت بود. او به کرامت انسانی ایمان داشت و آموزههای اشوزرتشت را از آن روی میپسندید و به آن عشق میورزید که انسان را وجودی جهانی و برترین آفریدهی پروردگار میشناسد و در هر زمان و مکان او را گرامی میبیند و ستوده میداند. به شوند همین شور و شوق بود که در راه روشن کردن اذهان همکیشان خود بلندپروازانه میکوشید. استاد جمشید در کنار آموزههای دینی با شاهنامه حکیم توس نیز انسی شگرف داشت و از آن برای سخن گفتن و اثبات گفتار خویش سود میجست.
استاد جمشید سروشیان در حوزهی پژوهش، نویسندهای پرکار بود. امروزه بیش از همه او را به کتاب «فرهنگ بهدینان» میشناسند. این کتاب واژهنامه گویش زبان دری زرتشتی است و انتشارات دانشگاه تهران بارها آن را تجدید چاپ کرده است. از دیگر آثار استاد باید به کتاب «سوادآموزی و دبیری در دین زرتشت» اشاره کرد. این کتاب پیرامون ارزشمندی تعلیم و تربیت همگانی در ایران باستان سخن میگوید. اثر دیگر استا کتاب «بهیاد پیر مغان» است که پژوهشی در دین و فرهنگ زرتشتی است. «تاریخ زرتشتیان کرمان» به همراه «پندنامه محمد (ص)»، «شاهنامهی هخامنشیان» و «آب، گرمابه و پاکیزگی نزد زرتشتیان ایران» از دیگر آثار استاد جمشید سروشیان به حساب میآیند. آخرین اثر استاد کتابی است با نام «چاشت» که به رفتار نامساعد اعراب با زرتشتیان بلوچستان میپردازد.
فراست، تیزهوشی و کاردانی وافر استاد جمشید سروشیان شوند آن شد تا از سوی همکیشان به فرنشینی انجمن زرتشتیان کرمان برگزیده شود. در این راه قابلیتهایش چراغی فراراه هازمان محبوبش بود. استاد جمشید سروشیان در میانه دههی 1320 خورشیدی با بانو «همایون کیانیان»، دخت ارباب سهراب کیانیان پیوند همسری بست که ثمرهی این ازدواج پنج فرزند بود.
استاد جمشید سروشیان در آخرین سفر خویش از کرمان، در شهر تهران بهشوند بیماری قلبی در دهم اسفندماه 1377خورشیدی درگذشت. پیکرش را به خواست خودش به زادگاه محبوبش کرمان بازگشت دادند و در آرامگاه زرتشتیان کرمان به خاک سپردند. حضرت استاد فرمود که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق... و به راستی که استاد جمشید چنین بود. به راستی که جانش آکنده از مهر و عشق به آیین زرتشتی و ایران بود. همچندان که با کوشندگی به کشاورزی و آبادانی زمین میپرداخت، به همان میزان به به کارهای اجتماعی نیز دست مییازید. وی چون سروشی بیدار دل آموختن را در همهی سطوح و برای هرگونه استعداد تشویق میکرد و از سادهترین کارگر تا برترین اندیشمندان را از این نظرگاه به اندیشیدن و کار وامیداشت و به شوق برمیانگیخت و در این راه از هیچ کوششی فروگذاری نمیکرد... استاد جمشید سروشیان به راستی از دلدادگان مزدا بود. اشونام فروشیم یزهمیده.