به مناسبت 18بهمن‌ماه، سال‌روز درگذشت «دستور اردشیر آذرگشسب»
دلی که به عشق دین می‌تپید


دستور اردشیر آذرگشسبفرید شولیزاده: روز دین‌ایزد از بهمن‌ماه برابر با هجدهم بهمن‌ماه خورشیدی، سال‌روز درگذشت یکی از دلسوزترین کوشندگان هازمان(:جامعه) زرتشتی، «دستور اردشیر آذرگشسب» است. دستور آذرگشسب با زبان‌های اوستایی، پهلوی و پازند آشنایی کاملی داشتند. چیرگی ایشان بر زبان انگلیسی مزید بر علت شده، بستری را مهیا کرده بود تا آثار بسیاری از پژوهشگران پارسی و اروپایی را مورد پژوهش و بررسی قرار دهند. از ایشان تالیفات ارزشمندی به شرح زیر به یادگار مانده است: «آیین سدره‌پوشی زرتشتیان»، «آتش در ایران باستان»، «آیین کفن و دفن زرتشتیان»، «آیین برگزاری جشنهای ایران‌باستان»، «مقام زن در ایران باستان»، «پاسخگویی به اتهامات»، «مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان»، «گاهنمای زرتشتی» (:تقویم کامل خورشیدی)، «آیین زناشویی زرتشتیان»، «ترجمه و تفسیر کتاب مقدس خُرده اوستا»(:پاورقی‌های ارزشمند این ترجمه بسیار در خور توجه است)، «اندرزنامه‌های پهلوی»(:اندرزنامه آذرباد مهراسپندان و اندرز خسرو قبادان) و بسیاری نوشتارها و مقالات پژوهشی در زمینه‌ی دین و فرهنگ زرتشتی که در نشریات همگانی درون ایران و برون مرز به چاپ رسیده است.
ویژگی بارزی که نگارنده پس از برسی تمامی کتاب‌های «دستور اردشیر آذرگشسب» دریافتم را در این چند واژه می‌توانم خلاصه کنم: «آثار ایشان از لحاظ محتوا و غنای دانش دینی، کامل و جامع و در عین حال مختصر، مفید و عوام فهم می‌باشد.» زنده نگه داشتن یک اندیشه دینی متعالی که قرن‌های متمادی، سینه به سینه و نسل به نسل به‌جای مانده بر هر انسان مومن و دیندار بایسته و شایسته است و دستور اردشیر آذرگشسب در زمره کسانی است که این بایستگی را به شایستگی و تمام و کمال به انجام رسانده‌اند. دستور اردشیر آذرگشسب می‌نویسد: «وظیفه‌ی یک موبد زرتشتی حقیقی بنا به مندرجات کتابهای مذهبی، تعلیم اصول دین و گسترش آن و حفظ مذهب از اوهام و خُرافات است.»
از نگاه نگارنده زندگی خود موبد مصداق کامل همین سخنان بود. اگر با معیار دانش دینی به زندگانی دستور اردشیر آذرگشسب نظری افکنیم، بی‌شک او را حکیمی کامل و مجتهدی جامع الشرایط و به معنای واقعی یک رهبر دینی بزرگ خواهیم یافت که در تمام دوران حیات پربارش از هیچ کوششی در راه تپنده و پویا نگهداشتن آرمان‌های حقیقی دین فروگذاری نکرد و بیشتر عمر شریفش را در راه ارشاد همکیشان خویش صرف نمود. یک رهبر دینی بزرگ کسی است که قادر باشد مشکلات توده‌ی مردم پیرامون خویش را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرده، غمخوار حقیقی جامعه خویش باشد. او باید به درد دل مردمان و دردمندان حقیقی برسد. دستور اردشیر آذرگشسب می‌نویسد:«من خدای واحد را شاهد می‌گیرم که در زندگی و نوشته‌هایم این اصل را که می‌گوید دل یا جای کین است یا جای دین، همیشه حفظ و هیچوقت حق و حقیقت را از نظر دور نداشته ام...»
ویژگی بارز یک رهبر دینی بزرگ، داشتن توانایی ارائه دانش دین به همه‌ی طیف‌های فکری اجتماع است. او باید قادر باشد که دانش دین را هم به شکل عوام فهم به توده مردم و هم به‌صورت کاملا تخصصی در قالب پژوهش‌های ژرف دینی به پژوهشگران دین ارایه کند. منش زندگانی او باید سرمشقی تام برای سایر رهروان باشد. هر مقدار بزرگی درون و ژرفای اندیشه فزونی یابد و شوریدگی و عشق انسان نسبت به ذات پاک حضرت پروردگار بیشتر شود، انسان خود را به نور بی‌پایان حق و حقیقت نزدیکتر ببیند، به همان میزان وارستگی و افتادگی برونی انسان بیشتر می‌شود، این مثال همان درختی است که هر چه بیشتر بار می‌دهد، افتاده‌تر و سنگین‌تر می‌شود، و این چیزی است که من در سیمای دستور اردشیر آذرگشسب می‌دیدم. قناعت و ساده زیستی، فروتنی در زندگی، و حتی ساده و فروتنانه مُردن(:آرامگاه بسیار ساده و معمولی «به زبان ساده‌تر حداقل ممکن» دستور اردشیر آذرگشسب در قصر فیروزه خود شاهدی بر این مدعا است) صفت بارز این مردان خداست که همه‌ي آنها در وجود گرانقدر و اندیشه بلند دستور اردشیر آذرگشسب به معرصه‌ی ظهور رسیده بود.
پیر طریقت، دستور بزرگوار، آن پاکمرد آزاده در روز دین‌ایزد از بهمن‌ماه 3731 برابر با 18 بهمن‌ماه 1372خورشیدی چشم از گیتی فروبست و به مینو شتافت. باشد که روانش به مینو شاد و آرام باد.

در همین راستا بخوانید:
سیری در زندگانی استاد رشید شهمردان
یادی از دکتر اسفندیار یگانگی
یاد استاد بخیر، یادی از استاد خدابخش یزدانی