پرونده ی جشن سده-"سده" در چكامهها شعله ميكشد
از ديرباز چكامههاي بسياري پيرامون جشن سده اين جشن نياكاني سروده شدهاست، امروز با نگاه به اينكه ٥ روز تا برپايي آتش هميشهجاودان سده، برجاي است، بازهم دلمان هواي سده را كرد، دلمان هواي شعر و سرود كرد، گفتيم شايد شما هم دلتان هوايش همچون هواي ما باشد. اگر اينگونه است ميهمان ما باشيد، ما خودمان را ميهمان چكامهي "پرويز غيبي" كرديم، شما هم ميتوانيد ميهمان اين چكامه، پيرامون سده باشيد.
جشن سده
سده از جشن آتش يادگار است
به عالم تا ابد آن ماندگار است
سده روزيست كآتش گشت پيدا
زنورش گشت روشن دشت و صحرا
سده جشني زعهد باستانست
پديدارنده ي يك داستانست
روايت كرده پير توس بر ما
كه آتش را چه كس بنموده پيدا
به هوشنگ از شهان شاهنامه
همي نسبت دهد اين كارنامه
چو انسان شد از آن نعمت خبردار
به مجمر كرد و شد دایم نگهدار
ستايش كرده، شكر آورده يزدان
كه اين رحمت بر او گشته نمايان
به پا جشن و سرورِ بيكران كرد
چنين روزي به ايران يادمان كرد
وزان پس شد همه ساله درين روز
به پا كوهي زهيزم آتش افروز
به جاي آور تو هم رسم نياكان
كه اين رسمي كهن باشد به ايران
تو هم انبوهي از هيزم برافروز
به پنجاه روز مانده تا به نوروز
به هنگامي كه پنهان گشت خورشيد
هوا روشن، نه از مهتاب و مهشيد
زآتش كن هوا را گرم و روشن
مترس از سوزِ سرما، پوش جوشن
مكن هرگز فراموشت وطن را
همه اعياد ملي و كهن را
چو غيبي گر تو هم ايران پرستي
مشو از ياد آن تا زنده هستي