متن سخنراني نماينده‌ي زرتشتيان در كنگره‌ي نهم
اسفنديار اختياري زرتشتيان جهان را به ارتباط بيشتر فراخواند


خبرنگار امرداد - بهروز نميرانيان : ما زرتشتيان امروز در سراسر جهان پراکنده هستيم و مي‌توانيم از اين پراکندگي به عنوان يک فرصت بهره‌برداري کنيم. البته زماني پراکندگي به فرصت تبديل مي‌شود که با يکديگر ارتباط داشته باشيم و شبکه‌اي جهاني را شکل دهند .
اين بخشي از سخنراني اسفنديار اختياري، نماينده‌ي زرتشتيان در نهمين كنگره‌ي زرتشتيان جهان دردوبي خواهد بود، كه در آن به مشكلات جهاني زرتشتيان همچون مهاجرت  خواهد پرداخت.
متن كامل سخنراني نماينده‌ي زرتشتيان را در زير بخوانيد.
درود به فروهر پاک بزرگ پيام آور آريايي اشوزرتشت اسپنتمان و درود به روان پاک جان باختگان تا ابد جاويد راه ايران زمين
.
خانم‌ها و آقايان، همکيشان گرامي شرکت‌کننده در نهمين کنگره جهاني زرتشتيان و برگزار کننده‌گان زحمتکش و قابل تقدير اين همايش جهاني.
در اينجا نخست بسيار شادمانم که به نمايندگي از ايرانيان زرتشتي، بهترين شادباش‌هاي آنان را از سرزمين مادري زرتشتيان جهان براي شما عزيزان به ارمغان آورده‌ام. پيامي از تمامي ايران زمين، از درياي مازندران تا خليج هميشه پارس، از چکاد بلند دماوند، از تخت جمشيد، نماد شکوه ايران زمين، از آتشکده‌ها و زيارتگاه‌هاي اين کشور اهورايي و از زرتشتيان نيک‌انديش، نيک‌گفتار و نيک‌کردار.
آري از ايران اهورايي، از زادگاه اشوزرتشت نخستين پيام‌آور يکتايي آمده‌ام. از کشوري که فرهنگ و تمدن جهان آنچنان وامدار اوست، که غيرقابل انکار است. از کشوري که نه تنها زادگاه نخستين پيامبر جهان است بلکه پرورش‌دهنده‌ي کورش کبير نخستين نويسنده منشور حقوق بشر است، منشوري که نشان از عالي‌ترين ويژگي‌هاي انساني دارد. از کشور فردوسي پاک نهاد.
از کشور آرش کمانگير پيام آورده‌ام. از کشور فرهاد، کيخسرو، رستم. از کشور کامران، بهروز ، پرويز. از کشور داريوش، اسفنديار، فريدون. از کشور ديهيم، جمشيد، جهانبخش و مهرداد  پيام آورده‌ام. از کشوري که تماميت آن با تار و پود وجود تک‌تک ايرانيان گره خورده است. از شرق تا غرب، از شمال تا خليج هميشه و هميشه پارس. از تمام جزايرش بخصوص جزاير سه گانه که جزو جدايي‌ناپذير ايران اهورايي است که اولين پيام اين است و غير از اين نيست که: چو ايران نباشد تن من مباد
به واسطه مسووليتي که اينجانب برعهده دارم، به چند نکته مهم و کليدي که مي تواند نقش موثري در پايداري بيش از پيش زرتشتيان و آيين و رسوم فرهنگ ما داشته باشد، اشاره مي‌کنم.
جامعه امروز زرتشتيان به ويژه در کشورهايي که سابقه طولاني دارد، با پديده‌اي به نام مهاجرت مواجه شده است. پديده‌اي که زماني سبب بقاي زرتشتيان شده است، امروز در کشورهاي زرتشتي‌نشيني مانند ايران و هند، تاثير معکوس دارد و شاهد مهاجرت بي‌رويه جوانان هستيم، جواناني که آينده‌سازان ما مي‌باشند. جواناني که بر موج پرزرق و برق مهاجرت سوار مي‌شوند و به دنبال زندگي در يک دنياي رويايي به سوي کشورهاي ديگر مي‌روند. مهاجرت به کشورهايي که آشنايي اندکي با آن دارند و برنامه‌ريزي مشخصي نيز جهت اين پديده نشده است. از همين روست که شاهد حل شدن بخش عمده‌اي از اين عزيزان در جامعه بزرگتر هستيم. جواناني که هر کدام سرمايه اصلي و اميد جامعه زرتشتيان هستند. براي کم کردن تاثير اين پديده، لازم مي‌دانم به چند نکته اشاره کنم.
وجه مشترک همه ما، زرتشتي بودن و اعتقاد به انديشه‌هاي پيامبري بزرگي به نام اشوزرتشت است. نخستين پيشنهادم نيز در اين مورد است، آموزش‌هاي درست و تاثيرگذار که بتواند کودکان و نوجوانان ما را بر اساس انديشه‌هاي اشوزرتشت و گاتها به‌بار آورد.   آموزش‌هايي که تا پايان عمر همراه آنها باشد. آموزه‌هايي که در  دل خود اصول پايه‌اي دين زرتشت همچون راستي و اشويي را داشته باشد، اولين قدم است. برداشتن اين گام خود نيازمند زيرساخت‌هاي زيادي است، زيرساخت‌هايي که لازمه آن ارتباط درست و سيستماتيک است.
ما زرتشتيان امروز در سراسر جهان پراکنده هستيم و مي‌توانيم از اين پراکندگي به عنوان يک فرصت بهره‌برداري کنيم. البته زماني پراکندگي به فرصت تبديل مي‌شود که با يکديگر ارتباط داشته باشيم، اين ارتباط‌ها زماني موثرتر مي‌شود که انجمن‌ها و موبدان ما در سراسر جهان با يکديگر ارتباط داشته باشند و شبکه‌اي جهاني را شکل دهند .
فراموش نکنيد بيش از 100 سال پيش نيز ارتباط پارسيان و ايراني‌ها که در راس آن سوشیانت زمان، مانکجی بوده است، تاثير غير قابل‌انکاري بر زرتشتيان داشته است، تحولاتی که تا به‌حال نیز ادامه پیدا کرده است.
آري ارتباط، آغاز يک سيستم است، سيستمي که شايد در ديگر جوامع کوچک و پراکنده وجود دارد، اما جامعه‌ي ما کمتر از آن بهره برده است. همچنان که همگي مي‌دانيم جامعه زرتشتيان جهان در اين راه نيازمند يک برنامه‌ر‌يزي است. برنامه‌اي که داراي استراتژي بلندمدت و کوتاه‌مدت باشد.
امروز نزديک نيم قرن از آغاز کنگره‌هاي جهاني زرتشتيان مي‌گذرد، کنگره‌اي که شايد مهمترين نتيجه‌اش برقراري ارتباط بين زرتشتيان جهان و آشنايي با مشکلات و فعاليت‌هاي يکديگر است. اما اين کافي نيست، بايد گام‌هاي بلندتر ديگري برداريم و نبايد فراموش کنيم که مشکلات نمي‌ايستند تا ما چند سال ديگر شروع کنيم. بايد از همين امروز آغاز کنيم. در اين راه يکي از نقاط مشترک تمام زرتشتيان جهان، مادر وطن، ايران است.
ايران اهورايي با داشتن بسترهای فرهنگی، دینی، اقتصادی و اجتماعی زرتشتیان، اصلي‌ترين حلقه اين ارتباط خواهد بود و ايراني‌هاي مهمان‌نواز، مهمترين رکن آن. اينجانب از همه باشندگان به ويژه نمايندگان انجمن‌هاي کشورهاي مختلف دعوت مي‌کنم تا از طرق مختلف، حلقه ارتباطي با انجمن‌ها و نهادهاي زرتشتيان ايران را برقرار کنند. اين مهم از يک نامه‌نگاري ساده آغاز گرديده و مي‌تواند با ديد و بازديد ادامه يابد. کم کم اين حلقه‌هاي جداگانه به همديگر وصل می‌شوند و آغاز شکل‌گيري يک شبکه جهاني را نويد می‌دهند.
در ايران بيشترين برنامه‌هاي اجتماعي زرتشتيان برگزار مي‌گردد. برنامه‌هايي که در دل خود از جشن‌هاي ماهيانه تا جام‌هاي ورزشي را جاي داده است. حضور تيم‌هاي ورزشي از کشورهاي شما در جمع ايرانيان زرتشتي شروع حرکت عملي در اين مسير است. اين موضوع سبب نزديکي فرهنگ‌ها و ديد بهتري از کشورها نسبت به هم خواهد شد و تاثير بلند مدت در رفتارهاي اجتماعي، ديني و به‌خصوص اقتصادي براي اين جوانان ما خواهد داشت.
ما يک خانواده هستيم، خانواده‌اي که افراد بسيار باهوش و قدرتمند و خلاقي در آن وجود دارند، پس بياييد بيش از پيش همديگر را بشناسيم و در حل مشکلاتمان به يکديگر ياري برسانيم.
سخنانم را با کلام اوستا و سرود همازوربيم به پايان مي‌رسانم، آرزويي که هميشه بدنبال آن مي‌باشيم.

همازوربيم، همازور همااشوبيم