عاشقي كه خود حديث عشق شد...
به مناسبت بيست‌ويكم‌ آذرماه سال‌روز درگذشت استاد رشيد شهمردان



استاد رشيد شهمردانفريد شوليزاده: كمتر كسي را مي‌توان يافت كه با جستارهاي درپيوند با دين زرتشتي و پژوهش‌هاي مربوط به تاريخ زرتشتيان سروكار داشته باشد و استاد رشيد شهمردان را نشناسد و بي‌نياز از نوشته‌هاي ارزشمند او باشد.
شوربختانه جز زندگي‌نامه‌اي كه استاد از خودشان در كتاب ارزشمندشان «فرزانگان زرتشتي» ارايه مي‌دهند  و كم‌وبيش مورد بهره‌ي پژوهشگران قرار گرفته است، گزارش مستند فزون‌تري را از زندگي استاد ديده نشد. هم‌اكنون نيز بدست آوردن آگاهي‌هاي بيشتري از زندگي استاد رشيد شهمردان به دليل‌هايي چند امكان‌پذير نمي‌باشد، نخست دوري و زندگي‌نكردن پيوسته استاد در ايران و اساسا در يكجا! ديگري دسترسي نداشتن به بستگان درجه يك و يا حتا خويشان درجه دوم استاد در ايران، زيرا كه كم‌وبيش همه‌ آنها در كشورهاي هند و آمريكا زندگي مي‌كنند و نكته‌ي پاياني آنكه بيشتر هم سالان استاد كه كم‌وبيش او را مي‌شناختند به مانند خود او ديگر زنده نيستند. پس درگذشت استاد در بيست وپنج سال پيش از اين شوند آن شده است  كه جزييات زندگي آن پاكمرد براي نسل امروز در هاله‌اي از فراموشي قرار گيرد.
با وجود همه‌ي اين سختي‌ها آنچه كه مي‌تواند ما را به انديشه‌هاي راستين استاد رهنمون سازد، نوشتارها و اثرهاي بسيار ارزشمندي است كه از وي برجاي مانده (و افسوس كه همگي هم ناياب هستند) و يكايك آنها بيانگر انديشه ناب و گسترده‌ي آن دانشمند بزرگ است. استاد در نوشته‌هاي خويش به سه جنبه‌ي: تاريخچه مذهب و پيروان دين، علم بيان و حكمت عملي درباره‌ي پايه‌هاي دين و شريعت توجهي ويژه نشان مي‌دهد كه بدان‌ خواهيم پرداخت.
استاد رشيد شهمردان درباره‌ي خود مي‌نويسد: «در اوان جواني هواي جستجوي حقيقت بر سر داشتم. از هرجا و هركس جوياي راه(:طريقت) و شناخت(:معرفت) بودم. به خدمت صاحبدلان و رازپژوهان(:عارفان) رسيدم، تذكره‌هاي بزرگان و عارفان پيشين را ورق مي‌زدم. نفوذ و شهرت و كار آنها را مطالعه مي‌نمودم. از خواندن شاه‌بيت لسان‌الغيب خواجه حافظ شيرازي عليه الرحمه
مريد پيرمغانم ز من مرنج اي شيخ
چرا كه وعده تو كردي و او بجا آورد
كيميايي‌ست عجب بندگي پيرمغان
خاك او گشتم و چندين درجاتم دادند
بباغ تازه كن آيين دين زرتشتي
كنون كه لاله برافروخت آتش نمرود
حيران و متعجب مي‌بودم...»
استاد شهمردان مي‌نويسد كه از دانش دو تن در جواني بهره بسيار برد، نخست دانشمند بزرگ پارسي دينشاه ايراني سليستر و ديگر استاد ابراهيم پورداوود، هنگامي كه در سال (1925م) فرزانه دينشاه ايراني، استاد پورداوود را براي كار گزارش اوستا و فرهنگ مزديسنا به بمبيي خواند، استاد رشيد شهمردان از سوي دينشاه ايراني براي رونويسي نوشته‌ها به كمك استاد پورداوود گماشته شد و در آن هنگام از دانش استاد بهره‌هاي فراوان برد... استاد با فروتني تمام از به زبان آوردن كارهاي اجتماعي بسياري كه انجام داده است چشم‌پوشي مي‌كند و مي‌نويسد: «ذكر خدمات اجتماعي بايد در گمنامي انجام يابد، چه بيان آن خارج از شيوه مردمي است.»
هم‌سخن شدن با چند تن از كهنسالان هازمان(:جامعه) زرتشتي كه شناخت كمي از ويژگي‌هاي استاد رشيد شهمردان داشتند و البته خواندن بيشتر نوشته‌هاي آن بزرگوار شرايطي را بوجود آورد كه به خود جرات مي‌دهم پيرامون باورهاي استاد رشيد شهمردان به داوري بنشينم.
بايد گفت كه از ديدگاه نويسنده، استاد رشيد شهمردان فرزانه و دانشمندي بود با گرايش‌هاي ژرف اشراقي و پيرو مكتب خشنوم (=دانش اسرار)، مكتبي كه دستور آذركيوان از سرآمدان آن در تاريخ تصوف و عرفان است. به‌راستي مي‌توان گفت در ايران كمتر كسي را مي‌توان يافت كه تا به اين اندازه با باورها و ديدگاه‌هاي فلسفي پيروان مكتب دستور آذركيوان (نامور به ذوالعلوم )و آموزه‌هاي آن عارف برجسته‌ي زرتشتي آشنايي داشته باشد.
استاد رشيد شهمردان مي‌نويسد: «حضرت دستور آذركيوان از حكماي اشراقي بود و مريدان بسيار داشت، گروه فراواني از زرتشتي، مسلمان، هندو، كليمي، مسيحي و جوكي در زمره‌ي گردان او بودند و گروهي از آنها به بركت نفس مرشد، مراحل سلوك را طي و به مدارج بلندپايه رسيدند.
ارادت ويژه‌ي استاد به دستور آذركيوان را در بيشتر اثرها و نوشتارهايش به‌روشني مي‌توان ديد. استاد كتابخانه‌هاي بسياري را در هند به دنبال نوشته‌هاي دستور آذركيوان و پيروانش جستجو كرده و در اين راه سختي بسياري را نيز بر دوش كشيده بود، شرح كامل اين شيفتگي و شوريدگي استاد و گفتن ويژگي‌هاي دستور آذركيوان و مريدان وي به‌طور كامل در كتاب بسيار ارزشمند فرزانگان زرتشتي نوشته‌ي خود استاد شهمردان در دسترس است.
نكته‌اي كه پس از خواندن سه اثر «آذركيوانيان»، يعني كتاب‌هاي «دساتير»، «دبستان‌المذاهب» و «شارستان»، و سپس برابرنهاد درون‌مايه‌ي انديشه‌ي آنها با گزيده‌اي از مكاشفه‌هاي دستور آذركيوان، ديده مي‌شود درستي پيشنهاد استاد رشيد شهمردان در جدايي‌افكندن ميان باورهاي راستين دستورآذركيوان و سخنان برخي مريدان منسوب به اوست، كه البته پيروان دين‌هاي گوناگون بوده‌اند و انديشه‌ها و باورهاي مذهبي خويش را در لواي پيروي از مرشد بزرگ دستور آذركيوان آورده‌اند.
استاد خود گوشه‌اي از كوشش‌هايش در شناخت آراي آذركيوانيان را چنين مي‌آورد: «هنگاميكه نگارنده براي تدوين اين كتاب (=اشاره به كتاب فرزانگان زرتشتي) مشغول تتبعات بودم و از هر گوشه‌وكنار به كنجكاوي مي‌پرداختم، چهار قفسه كتب خطي در بنگاه خاورشناسي كاما نظرم را جلب نمود. چون فهرستش را از كتابدار خواستم، گفت كتاب‌هاي مذكور بي‌فهرست و وقفي مرحوم مانكجي ليمجي هاترياست و تا كنون كسي به آنها دست نزده است.
ديدم قفسه‌ها پر است از گردوخاك و تارهاي عنكبوت. لذا به سر رستم مساني رييس بنگاه كاما مراجعه و با كتب اجازه به معاينه كتابها و تنظيم فهرست پرداختم. گره‌هاي مخرب مقدار زيادي از كتب خطي گرانبها را با خاك يكسان كرده بودند و اگر روزگار مرا به سراغ آنها نمي‌فرستاد تا كنون به واسطه‌ي هواي مرطوب بمبيي همه از بين مي‌رفت و بسا كتب خطي كميابي كه بعضي از روي كتب هزار سال كهنه استنساخ شده نيز تباه مي‌گرديد... يكي از كتاب‌هاي نامبرده، كتاب خطي دساتير است كه به شماره (HP.MS.131) در موسسه كاما محفوظ مي‌باشد.»
استاد رشيد شهمردان در جايي ديگر مي‌نويسد: «يكي از شاگردان دستور آذركيوان فردي است مشهور به موبد خداجوي، اين موبد خداجوي مكاشفات دستور آذركيوان را تفسير نموده‌است و آن را جام كيخسرو نام نهاده. ترجمه هردوي آنها (مكاشفات و تفسير) به گجراتي در سال ١٢٢٧خورشيدي(:1848م) به فرمايش سرجمشيد جي‌جي‌جي باهاي بارون اول در بمبيي انجام و سپس به چاپ رسيده است. نسخه خطي جام كيخسرو به نشاني (RVIII.79) در موسسه خاورشناسي كاما در بمبئي ضبط است...»
خود موبد خداجوي رساله‌اي دارد درباره‌ي توحيد كه بسيار منطقي و فلسفي است و با سروده‌ها و رباعي‌هاي عارفان و توضيح و تشريح‌هاي بسيار عالي آراسته است. اين رساله به نشاني (HR.MS.300) در بنگاه خاورشناسي كاما نگهداري مي‌شود... با توجه به آنكه نوشته‌هاي آذركيوانيان در ايران براي همگان قابل دسترسي نيست، خواندن دوره‌ي دوجلدي «متون شرقي و سنتي زرتشتي»، پژوهش آقاي هاشم رضي پيشنهاد مي‌شود.
در كتاب شارستان نوشته‌هاي بسياري را به دستور آذركيوان نامور مي‌دارند. فرزانه «بهرام فرهاد» نويسنده شارستان آنها را چنين برمي‌شمارد: «پرتو فرهنگ، آيينه‌ي گيتي‌نما، تخت طاقديس، آيينه اسكندري و مجموعه مكاشفات»، كه افسون هم‌اكنون جز مجموعه «مكاشفات» اثري از ديگر نوشته‌ها در دست نيست. «مكاشفات» دستور آذركيوان به‌روشني بيانگر ديدگاه‌هاي اشراقي آن عارف برجسته است. در جايي از آن مي‌خوانيم: «معرفت فاني معرفت نيست اما شبيه آن است، چنانكه سراب مانند آب بنظر مي‌رسد ولي جوياي آب را از آن جز تشنگي بهره‌اي نيست.
مردان مي معرفت به اقبال كشند
ني چون جهلا دردي اشكال كشند
علمي كه به درس و فهم معلوم شود
آبي‌است كه از چاه به غربال كشند
يا در جايي ديگر از «مكاشفات» مي‌فرمايد:
هيچگه ذوق طلب از جستجو بازم نداشت
دانه مي‌چيدم من آن روزي كه خرمن داشتم
استاد رشيد شهمردان در سخنوري نيز توانا بود، گواه آن هم كتابي است با عنوان «حرف راست»، آنجا كه استاد در پاسخ به حمله‌هاي بدخواهانه و ناجوانمردانه به دين مزديسني از سوي فردي كه پيش از اين زرتشتي بوده و ديني ديگر اختيار كرده است، دست به قلم مي‌برد.
اثر ديگر استاد شهمردان كتاب «تعليمات زرتشت» است كه به كوشش انجمن زرتشتيان ايراني ساكن بمبيي به چاپ رسيد و زنده‌ياد دينشاه ايراني در هنگام مسافرت به ايران نسخه‌هايي از آن را به پادشاه وقت، وزيران و هموندان (=اعضا) مجلس شوراي ملي پيش‌كش كرد.
از ارزشمندترين آثار استاد، پژوهش برروي كتاب سپندينه خرده‌اوستا است. آوانويسي فارسي خرده اوستا را استاد برپايه‌ي نسخه‌ي دين‌دبيره دستور انكلساريا در سال ١٣١٨خورشيدي انجام داده‌اند كه بنا بر گواهي بسياري، بهترين آوانوشت فارسي موجود از خرده‌اوستا است. در سال‌هاي واپسين فرزانه‌ي گرانمايه موبد «مهربان فيروزگري» به درست‌كردن برخي اشتباه‌هاي چاپي و افتادگي‌هاي راه‌يافته در آن پرداختند كه نتيجه‌ي آن بسيار ارزشمند است.
اثر ديگر استاد كتاب «پيمبري زرتشت» است (چاپ ١٣٢٦خورشيدي) كه استاد آن را به روان دينشاه ايراني، پيش‌كش كرده است. استاد شهمردان در ديباچه‌ي اين كتاب مي‌نويسد: «روي‌هم‌رفته ديني را كه (اشو)زرتشت در تبليغش مي‌كوشيد ساده، پاك و بي‌آلايش مي‌باشد. متاسفانه در طي روزگاران بعد چنان شاخ و برگ‌هايي به آن افزودند كه به‌يقين اگر خود پيغمبر امروز ظاهر گردد در حيرت مانده و آيين خود را نخواهد شناخت. پس بياييد همت كنيم و آيين كهنسال راستي را برطبق آموزش‌هاي گاتها به‌همان سادگي و پاكي اوليه خويش برگردانيم.» به‌روشني آموزش‌هاي دستور دهالا در سخنان استاد شهمردان ديده مي‌شود و البته در ديباچه‌ي همان كتاب مي‌نويسد كه اين اثر را تحت‌تاثير نوشته‌هاي دستور دهالا نوشته است.
اين نوشته‌ي استاد شهمردان كه فرازهايي از انديشه‌ي دستور دهالا را درخود نهفته دارد بي‌درنگ مرا به ياد آن سخن گوهربار زنده‌ياد دستور اردشير آذرگشسب مي‌اندازد كه همواره در برگزاري آيين‌هاي ديني، سادگي هرچه بيشتر را يك اصل سفارشي برمي‌شمرد و مي‌فرمود: «برگزاري مراسم ديني به‌ويژه مراسم سدره‌پوشي نوباوگان كه حق مسلم همه بهدينان است، مي‌تواند بسيار ساده و كم‌هزينه باشد و مراسمي شاد و اخلاقي را به يادگار نهد.» دستور اردشير آذرگشسب برگزاري آيين‌هاي طولاني، پرفرج و خسته‌كننده براي درگذشتگان را جايز نمي‌شمرد و سفارش مي‌كرد كه از آراستن و پيراستن روي آرامگاه‌ها خودداري شود. (آرامگاه بسيار ساده و درويشانه خود دستور اردشير آذرگشسب در قصر فيروزه، شاهدي بر اين گفتار است) به‌راستي دوره‌ي جديد پالودن دين زرتشتي از باورهاي وارداتي ناسازگار با پايه‌هاي دين زرتشتي، با ورود مانكجي هاتريا به ايران آغاز شد و در سال١٣٠٦ با صدور رسمي دستور قرباني نكردن به‌ويژه قرباني نكردن گوسفند مهرايزد از سوي كنكاش موبدان يزد (انجمن پنجايت) وارد مرحله‌ي تازه‌اي شد. در اين سال‌ها آن پاكمردان بزرگ، دستور اردشير آذرگشسب، دستور رستم شهزادي، دستور فيروز آذرگشسب، دستور نامدار شهريار، دستور تيرانداز، دستور هرمزديار خورشيديان، دستور خدايار شهريار، استاد خدابخش بهرام رييسي، استاد رشيد شهمردان و بسياري از ياران كه همراه اين بزرگواران بودند، كوشيدند تا دين و فرهنگ ژرف اشوزرتشت را از هر انديشه‌ي وارداتي پاسداري كنند و هرآنچه را كه در دين كاستي مي‌ديدند كامل سازند و به‌راستي كوشش‌هاي اين مردان مايه‌ي سربلندي هازمان زرتشتي و دين مزديسني است و بسي مايه‌ي خوشبختي بيشتر است كه انجمن موبدان كنوني نيز هماهنگ‌تر، دنباله‌روي همان راه سازنده‌ي آن پيشينيان بزرگوار است و بي‌گمان روان استاد رشيد شهمردان از اين كوشش‌ها شاد و خرسند خواهد بود.
دو اثر استاد كه در واپسين سال‌هاي زندگاني پربارش براي آراسته‌شدن به زيور چاپ آماده شدند و به‌حق بايد آنان را چكيده‌ي يك عمر پژوهش و تلاش آن پير فرزانه برشمرد، يكي «فرزانگان زرتشتي» است و ديگري «تاريخ زرتشتيان پس از ساسانيان»، كه خواندن هردوي آنها بر هر پژوهشگري بايسته است. ديگر اثر ارزشمند استاد، كتاب «پرستشگاه زرتشتيان» است كه در نوع خود اثري است منحصر به‌فرد، اين كتاب پژوهشي است پيرامون فرهنگ آتش و نفس وجودي آتشكده و تحقيقي جامع پيرامون تمام آتشكده‌هاي زرتشتيان از باستان تا كنون به‌همراه شرح‌حالي پيرامون هركدام و ... اين كتاب در سال ١٣٤٦خورشيدي به‌وسيله‌ي سازمان جوانان زرتشتي بمبيي به چاپ رسيده است. مجموعه كتاب‌هايي نيز با عنوان «دين‌نامه» از استاد برجاي مانده است كه به‌ترتيب «آتش و آتش‌پرستي»، «خورشيد نگرشني» و «اصول سه‌گانه مزديسنا» هستند و به تلاش نشريه سازمان جوانان زرتشتي بمبيي به چاپ رسيده‌اند.
استاد شهمردان كتابي هم دارند با عنوان «دساتير آسماني نيست»‌ كه در آن فاصله‌ي زياد ميان باورها و سخنان برخي آذركيوانيان را با انديشه‌هاي خود دستور آذركيوان بيش از پيش روشن مي‌سازد. اثر ديگر استاد كه به وسيله‌ي انجمن فرهنگ ايران باستان به چاپ رسيده است، كتابي است به نام «زرتشت و همزمانان او در ويدا» كه برداشت‌ها و برگردان‌هايي است از نوشته‌هاي دانشمندان پارسي، پروفسور شاپورجي كاووس‌جي هدي والا، هيربد شهريار جي باروچا، پروفسور جي نت پتي.
اثر ديگر استاد فهرستي است كه از كتاب‌هاي ديني زرتشتيان (فارسي و انگليسي) موجود در كتابخانه يگانگي كه نوشته‌اند. اين فهرست به‌صورت يك جزوه جامع در تيرماه ١٣٥٨خورشيدي به چاپ رسيد. ديگر اثر استاد نوشتن و چاپ اوستاي درون (فروشي) است كه مجموعه نمازهايي است كه براي آمرزش درگذشتگان خوانده مي‌شود. اين كتاب با پيشگفتاري از دستور اردشير آذرگشسب آغاز مي‌شود و آوانويسي‌هاي فارسي از فروردين‌يشت، يشت گاهان (سروش‌يشت)، سيروزه كوچك درون اشون، درون سروش، درون گهنبار، درون اندام، درون رشن و اشتاد و درون رام را داراست. از استاد برگرداني از گاتها هم برجاي مانده (چاپ ١٣٠٩خورشيدي بمبئي) كه آنگونه كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته و در گمنامي مانده است. اثر ديگر استاد برگرداني است از كتاب «دانستني‌هاي آيين زرتشتي» به قلم دستور خورشيد دابو (چاپ ١٣٥٨خورشيدي). در اين كتاب ديدگاه‌هايي از سوي دستور خورشيد دابو آورده مي‌شود كه در تاريخ پژوهش‌هاي زرتشتي بي‌سابقه است و گاه جسورانه ...
اثر ديگر استاد شهمردان برگردان كتابي است از دانشمند نامور پارسي دكتر «جيوانجي مدي»، با عنوان «برادري جهاني در فرهنگ ايران باستان» كه به‌وسيله دانشگاه شيراز به چاپ رسيده است و همبستگي ديني در گستره‌ي جهاني و فرا مليتي در دين زرتشتي را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
استاد نوشته‌هاي ديگري نيز به شرح زير دارد: «سال ديني زرتشتيان»، «زادبوم زرتشت»، «پرتو حقيقت»، «هيچ و همه‌چيز»، «ازدواج و سلوك»،«سير تكامل تدريجي روح»، «بهترين چهره زندگي»، «در قدم استاد» (رساله‌اي است در باب عرفان)، رساله‌اي در باب «دين ايزدي و پرستش شيدان و نه شيطان»، وبرگردان‌هاي بسيار و ...
استاد رشيد شهمردان از آغاز چاپ ماهنامه هوخت تا روزهاي پاياني زندگي‌اش با آن همكاري داشت. مجموعه نوشتار‌هايي نيز از استاد در ماهنامه فروهر، چيستا، مهنامه زرتشتيان و نشريه انجمن فرهنگ ايران باستان مي‌بينيم كه نشان از كار پياپي استاد دارد. استاد شهمردان در آموختن و آموزش دانش‌هاي ديني و برگزاري آيين‌هاي ديني و سدره‌پوشي (به‌ويژه در استان خوزستان) نيز شركتي فعال داشت...
مي‌گويند دانشمند بزرگ ايران ابوريحان بيروني تا روزهاي پاياني زندگي‌اش در فراگيري دانش بود و اندوهگين از آن بود كه حقيقت‌هاي بسياري را درنيافته است و پرسش‌هاي بسياري را پاسخ نداده است. ابوريحان بيروني درگذشت بي‌آنكه در پاسخ دادن به همه‌ي پرسش‌ها كامياب شده باشد اما خرسند از آن بود كه آيندگاني خواهند بود كه سزاوار پويش راه او باشند. اين داستان، بي‌درنگ سال‌هاي پاياني زندگي آن درويش فرزانه و آن پير وارسته استاد رشيد شهمردان را در يادها زنده مي‌كند، آن ماه‌هاي پاياني كه استاد با تني رنجور و فرتوت در آن تنهايي غربت، قلب بيمارش به ياد زرتشت و زرتشتي مي‌تپيد و اميد آن در دل داشت كه كار بزرگ برگردان مجموعه‌ نامه‌هاي مانكجي هاتريا را كه به خط شكسته گجراتي نوشته و در هند نگهداري مي‌شد به سرانجام برساند، افسوس كه در بامداد بيست‌ويكم آذرماه ١٣٦٣خورشيدي جان به جان‌آفرين داد و به مينو جهان شتافت. آن مرد بزرگ چشم از جهان فروبست اما دل بدان خوش داشت كه آيندگان ادامه‌دهنده‌ي راهش باشند. روانش در مينو جهان شاد و آرام باد.