سرويس ادب و هنر - بهمناسبت ٢٦ آبانماه سالروز درگذشت استاد ابراهيم پورداوود
بهمناسبت ٢٦ آبانماه سالروز درگذشت استاد ابراهيم پورداوود
يادي از پدر پژوهشهاي فرهنگ ايران باستان

(استاد پورداود)
بوذرجمهر پرخيده: اگر فردوسی بزرگ درست پس از هزارسال که از گردآوری اوستا به دست بلاش میگذشت، شاهکار خود «شاهنامه» را، در زنده نمودن فرهنگ ایرانی به سرانجام رساند؛ استاد ابراهیم پورداوود نیز درست هزارسال پس از فردوسی بزرگ، پیوند دهنده ایرانی با فرهنگ راستین ایران بود...
او بود که ایرانیان را با فرهنگ کهن و پویای اوستا آشنا کرد، دانشنامهي گرانمایهای را که از ستم روزگار به دست فراموشی سپرده شده بود، برای ایرانیان و پارسیان بازکاوید، تا فرزندان این سرزمین اهورایی از اندیشههای بلند نیاکان خویش آگاه شوند.
دانشمندی كه شهرتش در زمان زندگیاش از مرزهای ایران گذشته و كتابها و باورهای علمی او مورد استفاده و استناد ایرانشناسان، بهویژه پژوهندگان ادبیات مزدیسنا و فرهنگ ایرانباستان، قرار گرفته و اعتبار گفتهها و نوشتههای او، با وجود پژوهشهای جدید، همچنان غنای علمی گذشته خود را حفظ كرده است.
پورداوود كاری بزرگ را به سرانجام رساند و هویت تاریخی درخشان ایران را از گرد و غبار زمانه و فراموشی به درآورد و ایرانی را با شناسنامه درخشان خود آشنا كرد و غرور ملی آسیب دیده و ازدست رفته را بازسازی كرد.
ارزشمندترين كار استاد پورداوود بيشك كار بزرگ و پيشگامانهي استاد در ترجمهي اوستا به زبان فارسي است. دكتر جليل دوستخواه؛ از شاگردان استاد، دربارهي اهميت گزارش اوستاي استاد پورداوود مينويسد: «يكي از جنبههاي مفيد و آموزندهي گزارش اوستاي پورداوود، توجه عميق به جهات مختلف موضوع است. او در كار خود به اين اكتفا نكرده كه در چارچوب مدارك پيش از اسلام، گزارشي از اوستا به عمل آورد و مختصر جستوجويي در اين باره بكند و بگذرد؛ بلكه در بسياري از ديوانهاي شعر و كتابهاي مختلف فرهنگي و تاريخي پس از اسلام (اعم از عربي و فارسي) نيز ردپاي مساله مورد بحث را پيدا كرده و بدينسان رشتههاي نهايي پيوند انديشگي فرزانگان و فرهيختگان اين سرزمين را در طي سدههاي متمادي، آشكار ساخته است. از همين رو دورهي گزارش اوستاي پورداوود را ميتوان يك فرهنگنامهي ايراني به شمار آورد كه اعتبار پژوهشي آن از بسياري جهات محفوظ مانده است.»
استاد ابراهيم پورداوود پس از ساليان بسياري كه يكسره با آموختن و آموزاندن سپري شده بود، در سحرگاه روز 26 آبان 1347 در منزلش ديده از جهان فروبست و به مينوي جاودان و بارگاه فروغ بيپايان پيوست. پيكر بيجان او را به زادگاهش بردند و در آرامگاه خانوادگياش به خاك سپردند.
زندهیاد دكتر بهرام فرهوشى، در مرگ استاد پورداوود مىنویسد: «... تا اینكه بامدادى پگاه- روز یكشنبه ۲۶ آبان ماه ۱۳۴۷ خ.- خدمتگزار او به من تلفن كرد كه استاد سخت بیمار است، باران تندى مىبارید. خود را به شتاب به بالینش رساندم. وى شبها در كتابخانهي خود بر روى نیم تختى مىخفت، همچنان پرشكوه در میان انبوه كتابها بر تخت خفته بود و كتابى گشوده، در كنارش بود. دست وى را به دست گرفتم، هنوز گرم بود، ولى دیگر زندگى در آن نبود. شب هنگام دو بار برخاسته بود، چراغ افروخته و كتاب خوانده بود و سپس آرام چشم از جهان فرو بسته بود.»
دكتر جلیل دوستخواه در نوشتهای درباره او مینویسد:«بانگ دلاویز و شورانگیز او هنوز در گوش هوش و جانم طنین افکنده است و پژواک آن، شکوهمندترین سمفونی زندگی فرهنگی من است»
رو مَتاب ازین گنج ِ شایگان سر مَپیچ ازین پند ِ باستان
راستی شنَو، راستی بخوان راستی بجو، راستی بگو
خوان اَشِم وُهو، گو یتا اَهو گو یتا اهو، خوان اَشِم وُهو
پروفسور یارشاطر، شاگرد دیرین پورداوود ، در خاطرات خود مینویسد:«پورداوود فریفته تاریخ و آیین ایران باستان بود. از شاهان ایران قدیم به سرافرازی یاد میكرد و به كیش زرتشت مهر میورزید. تاسف او بر زوال دولت ساسانیان و غلبه تازیان، بر غالب آثارش سایه افكن بود.»
زندهياد سهراب سفرنگ، دبیر و ناظم دبیرستان زرتشتیان در تهران، در مجلس یادبود پورداوود (كه از سوی انجمن زردشتیان تهران برگزار شد) از پورداوود با عنوان «زنده كننده مذهب زرتشت و ادبیات مزدیسنا و فرهنگ و تاریخ ایران باستان» یاد كرد.
دكتر ایرج جهانگیر سهراب جی تاراپور والا نیز در خطابهای كه به زبان انگلیسی در شعبه اوستایی هفتمین كنگره هند، ضمن اشاره به اوستاشناسان جهان، درباره پورداوود گفت: «وی در زمانی ظهور كرده است كه از نظر روانشناسی، ایران نو مشتاقانه طالب معرفت راجع به گذشته خود به ویژه درخصوص پیام زرتشت كه همه او را بزرگترین فرزند ایران میدانند است.»
هماکنون نزدیک به همهي نوشته های استاد پورداوود و کتاب یادنامه او به وسیله « انتشارات اساطیر » منتشر شده و در بازار کتاب موجود است و بهترین بزرگداشت او به راستی خواندن این نوشته ها است.
سالشمار زندگی استاد پورداود:
1264خ.- بیستم بهمن زایش در رشت
1284خ.- آمدن به تهران برای تحصیل طب
1287- سفر به بیروت و ورود به مدرسه لاییك و تحصیل زبان و ادبیات فرانسه
1289- سفر به فرانسه و تحصیل حقوق
1293- انتشار روزنامه ایرانشهر در پاریس
1294- حركت به بغداد و نشر روزنامه رستخیز در بغداد و كرمانشاه
1299- ازدواج با یک بانوی آلمانی در برلن
1301- زایش یگانه دختر وی پوراندخت
1303- برگشت به ایران
1304- حركت به هند و انتشار گاتها
1305- نشر سخنرانی ها در هند در مجموعه ای به نام خرمشاه
1306- انتشار پوراندخت نامه دیوان اشعار و نیز سوشیانس
1307- حركت به اروپا و اقامت در آلمان و انتشار بخش نخست یشتها
1310- انتشار دومین بخش یشتها و خرده اوستا
1311- حركت به هند به دعوت تاگور برای استادی در دانشگاه ویسو بهرتی واقع در شانتی نیكتان
1312- انتشاربخش نخست یسنا و گفت و شنود پارسی
1313- حركت به آلمان و اقامت در آنجا
1316- بازگشت به ایران و استادی دانشگاه تهران
1322- دیدار رسمی از هند در جزء هیأت فرهنگی ایران
1324- تشكیل انجمن ایرانشناسی و آموزشگاه آن، جشن دانشگاهی به مناسبت شصت سالگی و انتشار یادنامه پورداود
1326- انتشار فرهنگ ایران باستان
1329- نشر گزارش پیراسته ای از گاتها
1331- انتشار هرمزدنامه مجموعه مقالات
1339- شركت در كنگره بیست و پنجم خاورشناسی در مسكو و ریاست هیأت ایرانی و سفر در ممالك اروپای شمالی
1340- دیدار فرهنگی از اسرائیل به دعوت آن كشور و شركت در سومین كنگره یهود و انتشار كتاب صد بند تاگور
1341- عضویت شورای فرهنگی ایران
1342-شركت در كنگره بیست وششم خاورشناسی در دهلی نو و ریاست هیأت ایرانی و ریاست شعبه ایران شناسی كنگره، در همین سفر دكترای افتخاری از دانشگاه دهلی گرفت.، انتشار ویسپرد و آناهیتا
1343- برگزاری مجلس دوستانه هشتاد سالگی توسط انجمن زرتشتیان تهران.
1344- دریافت نشان عالی دربار واتیكان، هموندی هیات امنای كتابخانه پهلوی، انتشار بیژن و منیژه
1345- دریافت نشان تاگور از سوی دولت هند، عضویت در آكادمی هنر و علم
1346- انتشار دومین داستان منتخب شاهنامه (فریدون)
1347- بیست و ششم آبان در گذشت.
يادش پايدار و نامش گرامي باد