به كوشش انتشارات مرواريد تجديد چاپ شد:

اوستا کهن‌ترین سرودهای ایرانیان


نمایی از جلد کتاب

خبرنگار امرداد- آناهيد خزير: کتاب«اوستا، کهن‌ترین سرودهای ایرانیان» (گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه) از سوی انتشارات مروارید در بيست‌و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران مورد استقبال پژوهشگران قرار گرفت.

اوستا، میراث مشترک فرهنگی جهانیان، کهن‌ترین نوشتار ایرانیان و نامه دینی مزداپرستان است. بخش‌های گوناگون این مجموعه کهن، از زمانی در حدود نیمه هزاره دوم پیش از میلاد به بعد پدید آمد و در طول سده‌های متوالی از نسلی به نسلی دیگر رسید تا سرانجام در روزگار ساسانیان، آنچه از آن برجا مانده بود، به خطی به نام«دین دبیره» به نگارش درآمد و شکلی منظم و مدون یافت.

اما رویدادهای بعدی مانع از آن شد که این مجموعه، دست نخورده و به همان صورت تدوین شده در عصر ساسانی به نسل‌های پسین برسد و بجز«گاهان پنجگانه زرتشت» و «وندیداد» که همه آن  برجا مانده است از دیگر بخش‌های کتاب، بیش از یک چهارم آنها موجود نیست.

آنچه امروزه به نام اوستا در دست داریم و از چند سده پیش از این در دانشگاه‌ها و مراکز علمی بزرگ جهان محور پژوهشهای «اوستا شناختی» بوده، به سبب کاهش‌ها و افزایش‌‌ها و جابجایی‌ها و دستکاری‌های فراوانی که در طول تاریخ در آن راه یافته، نابسامان و ناهمگون است. از همین رو پژوهش در این نامه کهن و شناخت دقیق مفاهیم و رازها و اشاره‌های آن، کاری است دشوار و با آن که بسیاری از پژوهندگان و دانشوران، همه زندگی خود را بر سر این سودا گذاشته‌اند، هنوز هم پیچیدگی‌ها و گره‌های ناگشوده در آن کم نیست.

در طول بیش از یک هزاره اخیر، دست نویس‌های بازمانده اوستا به صورت متن‌های ورجاوند دینی زرتشتیان، در ایران و هندوستان در اختیار خود آنها بوده و در آیین‌های مذهبی ایشان خوانده می‌شد و دیگران یا از وجود آنها هیچ خبری نداشتند و یا از راه اشاره‌ها و یادآوری‌های پراکنده، مطالب افسانه گونه و بی بنیادی درباره آنها به خاطر سپرده بودند.

در اوایل سده کنونی در پی پژوهش‌های چند قرنی دانشوران پارسی و اروپایی، استاد«ابراهیم پورداود» پیشگام و بنیاد گذار دانش«اوستاشناسی» در ایران شد و چند ده سال به سختی در این راه کوشید و همزمان با او و پس از وی، دیگران نیز رهرو این راه شدند و آثاری ارزشمند و روشنگر پدید آوردند. با این حال مجموع این کوشش‌های سزاوار و ستودنی، به طور عمده در حوزه‌های دانشگاهی و نزد فرهیختگان جامعه محدود ماند و آنچنان که باید و شاید، در گستره فرهنگ همگانی راه نیافت و دیوار حایل میان نسل کنونی و فرهنگ کهن ایران اگر نه به بلندی و ستبری قرن‌های گذشته همچنان برپاست.

«پورداود» خود این کمبود را دریافته بود و بیش از بیست و پنج سال پیش از این، هنگامی که نگارنده این سطور در دانشگاه تهران افتخار شاگردی او را داشت، کار ویرایش گزارش اوستای خود را به وی واگذاشت تا کتابی با نگارش ساده و روان فارسی امروزی، همراه با یادداشت‌ها و توضیحاتی کوتاه به منزله «کتاب پایه اوستاشناسی» برای عموم کتاب خوانان ایرانی فراهم آورد. حاصل آن کوشش، به سبب پاره‌ای محدودیت‌ها، کتاب گزیده‌ای شد که هنوز نارسایی‌هایی داشت و همه متن اوستای موجود و یادداشت‌های لازم درباره آن شامل نمی‌شد و در یک سخن، پاسخ گویي همه پرسش‌های خواننده چنین کتابی نبود.

پس از انتشار آن گزیده، استاد به نگارنده سفارش کرد که کار را تمام شده نپندارد و بکوشد تا در آینده و در فرصتی مناسب، گزارشی سرتاسری و انتقادی از گاهان و همه بخش‌های اوستای نو با یادداشت‌ها و توضیحاتی در خور و بسنده و با بهره‌گیری از همه منابع و ماخذی که در این زمینه هست، تدوین کند. نگارنده نیز این سفارش و رهنمود استاد خویش را آویزه گوش کرد و به سودای به انجام رسانیدن وظیفه‌ای فرهنگی، کار را از همان زمان پی گرفت و از هیچ کوششی در این راه بازنایستاد.

چند سال پس از درگذشت استاد، فرصت خوبی پیش آمد و یکی از سازمان‌های نشر کتاب، نگارنده را به همکاری برای تهیه چنین کتابی فراخواند و او نیز این دعوت را پذیرفت و پس از سال‌ها کار و کوشش، گزارش گزیده‌ای را که آماده کرده بود، به ناشر سپرد و کار چاپ آن نیز با امکانات فنی و چاپی مطلوب به زودی آغاز شد و تا پایان ادامه یافت؛ ولی از بد حادثه، درست در آستانه انتشار کتاب، بر اثر پاره‌ای دگرگونی‌ها در درون سازمان ناشر کتاب، کار نشر آن به تعویق افتاد و حوادث بعدی نیز در مسیری جریان یافت که پس از آن همه تلاش، سرانجام کتاب چاپ شده«اوستا، کهن‌ترین نوشته ایرانیان» به صورت کتاب به دست خوانندگانش نرسید. اما حکایت همچنان باقی بود و خویشکاری نگارنده ناورزیده ماند. همه کار و کوشش بی ثمر مانده، باید از نو آغاز می‌شد که شد و سال‌ها ادامه یافت تا گزارش کنونی شکل گرفت و به نگارش در آمد.

ضرورت انتشار گزارش ویراسته‌ای از اوستا امروز هم اگر نه بیشتر از ربع قرن پیش از این، به همان اندازه باقی است. چنین گزارشی در شکل پذیرفتنی خود، باید گاهان پنجگانه زرتشت و همه دیگر نوشتارهای موجود اوستایی (پنج دفتر اوستای نو) را در برگیرد؛ نگارشی متناسب با درون مایه و سبک و انشا هر یک از بخش‌های متن اصلی و مبتنی بر دقت کافی در حفظ مفاهیم اندیشگی و آموزه‌های اخلاقی و دینی و بن مایه‌های اساطیری و کلید واژه‌های گاهانی و تعبیرها و اصطلاح‌های اوستایی داشته باشد و در حد نخستین گام با بیانی ساده و روان و دریافتی، پرسش‌های خواننده پژوهنده امروزی را پاسخ گوید.