زرتشتیان یزد در سفرنامه ها (1)


زرتشتيان يزد

کورش مرادیان: سفرنامه ها یکی از سرچشمه های بسیار سودمند برای آگاهی از اوضاع اجتماعی، فرهنگی و دیگر گوشه های زندگی مردمانی که جهانگردان آنها را دیده اند، هستند.
این نوشته ها به ویژه از آن روی ارزشمندترند که جهانگردان در سفرهای خود به تازگی ها، ویژگی ها و شگفتی های هر جا بهتر می نگرند و در آن باره می نویسند.
در این مجموعه نوشتارها کوشش شده است تا با نگاهی به سفرنامه های جهانگردانی که از یزد گذشته اند با چگونگی زندگی زرتشتیان یزد آشنا شویم و جالب آنکه برخی از این سفرنامه دربردارنده آگاهی های خوبی از باورهای زرتشتیان آن روزگار یزد هم هست.
نخستین سفرنامه ای که به آن می پردازیم«حدایق السیاحه» از «زین الدین شیروانی» است که این گونه بیان می کند:
« یزد شهری است مشهور و در السنه و افواه مذکور. گویند از بناهای یزدجرد بن شهریار بن خسروپرویز است... به سبب ریگستان بودن اطرافش هنگام تابستان در کمال حرارت و در موسم زمستان در غایت برودت، آبش از قنوات، هوایش با یبوست وعمارات آنجا به علت یبوست هوا از خشت خام اما در غایت استحکام است، قریب دوازده هزار خانه در اوست و نواحی خوب و قرای مرغوب مضافات اوست، بارندگی در آن دیار کم می شود و مسکن اهل تجارت و ارباب دولت است و کوچه وبازارش پاکیزه است چه که فضله انسان و حیوان را بیرون می اندازندو صرف زراعات و باغات ما سازند. فواکه سردسیرش فراوان و اکثر آن ممتاز و حبوب و غلاتش اکثر اوقات تسعیر دارد زیرا از بلاد فارس و کرمان و عراق می آورند و از ابریشم پارچه های لطیف در آنجا بافته می شود که به اطراف و اکناف می برند. مردمش عموما شیعه امامیه اند و قرب دو هزار خانه زردشتیه اند و پانصد خانه کم و بیش موسوی ملتند....»

                                                      برگرفته از :کتاب «یزد در سفرنامه ها» -  گردآورنده اکبر قلمسیاه

 کوتاهی از زندگی زین الدین شیروانی و نوشته هایش:

زين العابدين شيرواني نامی به «تمكين» و «مستعلي شاه» به سال 1193 هجری مهی در «شماخي» زاده شد . پدرش ملا اسكندر مردي روحاني بود. شيرواني در 5 سالگي همراه خانواده به كربلا رفت و تا 17 سالگي به آموختن دانش های ابتدایی و ديني سرگرم بود و آموزگارانی همچون آقاباقر بهبهاني و سيد علي صاحب رياض داشت و با مجذوبعلي شاه همداني آشنا شد و هم در آنجا دست دوستی و ارادت به معصومعلي شاه دكني و نور علي شاه اصفهاني داد و به رده درويشان نعمت اللهي درآمد.
از 1211 هجری مهی سفر را آغاز کرد و در اين سال در تهران با مظفرعلي شاه كرماني آشنا شد، در 1212 هجری مهی به كابل رسيد و چهار سال همراهی حسنعلي شاه را برگزید پس از درگذشت او به سال 1216 هجری مهی بازهم به سفر پرداخت و 28 سال همه یكشورهاي اسلامي و هند را زير پا نهاد و در هر شهر و روستایی به خدمت بزرگان دولتي و علما و حكما و عرفا رسيد و از هر خرمني خوشه‌اي چيد.
درسال 1229 هجری مهی به تهران آمد ، در آن روزگار درويشان نعمت اللهي (مريدان معصومعلي شاه دكني) در ايران تحت پيگرد روحانيون بانفوذ و دولت بودند؛ فتحعلي شاه او را خواست و پس از پرسش و پاسخ هایي از تهران بیرون كرد. (حدائق، ص277)
در 36 سالگي ازدواج كرد و برای چند سال بارها در شيراز و قمشه زندگی کرد و بيشتر زمان ها مورد آزار حكام شرع و عرف قرار ميگرفت، در پایان زندگی چندین بار از كرمان و محلات و همدان ديدن كرد؛ تا به سال 1239 هجری قمری پس از درگذشت مجذوبعلي شاه همداني ، قطب سلسله نعمت اللهي گرديد.
پس از فوت فتحعلي شاه در 1249 هجری مهی و بر تخت نشستن محمد شاه صوفي مشرب، شيرواني و صوفيان ديگر آرامشي يافتند و حتا دهي در شيراز به او داده شد . شيرواني به سال 1251 هجری مهی در راه مكه درگذشت.(مقدمة حدائق)
شيرواني در سفرهای خود يادداشت هاي فراواني گرد آورده بود و می خواست در كربلا زندگی کتد و آنها را تنظيم و آماده كند، ولي بیشتر نوشته‌هاي او در حادثه حمله مأموران قاسم خان حاكم قمشه به منزل او از ميان رفت.(ص 376–7حدائق)
به هرگونه، او دست از كار نكشيد و از باقی مانده ها سه كتاب كه موضوع آن ها «جمع و تدوين احوال طوائف امم و ترتيب و تأليف اوضاع طبقات مردم» است فراهم آورد كه به راستی دایره المعارفي است در علم  لاديان و جغرافيا و تاريخ شامل فایده های ادبي و عرفاني و فلسفي و پر از مواد مردم شناسي و تاريخ اجتماعي ايران و بخش بزرگی از خاور زمين در نيمه اول سده سيزدهم هجري، كه به ترتيب تاريخ نگارش به شرح زير است:
1 – رياض السيحه، كه بسال 1237هجری مهی  در قمشه پايان يافته و شامل دو جلد بوده كه از جلد دوم آن تاكنون خبري به دست نيامده و ممکن است جزو يادداشتهاي او در هجوم به خانه اش از ميان رفته باشد. جلد اول يك بار در 1339 هجری مهی  در تهران و بار دوم در 1339 هجری خورشیدی به وسيله كتاب فروشي سعدي با مقدمه و مختصري حواشي چاپ شده است.
2 – حدائق السياحه، اين كتاب را به سال 1242هجری مهی  در شيراز به پايان برده كه تنها ب تلاش سلطان حسين تابنده گنابادي در 1348 هجری خورشیدی در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسيده است، چاپ اين كتاب از روي نسخه خطي نوشته شده در شيراز بوده كه اعتبار كامل به اصالت آن ميدهد و گویا همانند نوشته نگارنده بي زياد و کم باشد.
3 – بستان السياحه، كه نامی ترين نوشته اوست و در 1248هجری مهی به پايان رسانيده و در بر دارنده آخرين پژوهش ها و مطالعات نگارنده مي باشد. اين كتاب يك بار در 1310 هجری مهی و بار ديگر در 1342 هجری مهی چاپ شده و بار سوم از روي چاپ 1310 افست گرديده است. (ص و مقدمه حدائق)