خواندنی های تاریخ و فرهنگ ایران / شماره ی 46:از 18اردیبهشت تا 25 ارديبهشت


موزه ايران باستان - فرتور از اينترنت

گروه تاریخ امرداد: این بخش «امرداد»، هر هفته، شما را به میان رسانه‌ها می‌برد تا ببینید هفته‌ی پیش در روزنامه‌ها و مجله‌ها چه نوشته‌ها و گزارش‌هایی در زمینه‌ی تاریخ و فرهنگ ایران به چاپ رسیده است. شما می‌توانید این نوشته‌ها و خبرها را نگه‌داری کنید و شمار زیادی نوشته‌های خواندنی از تاریخ و فرهنگ ایران داشته باشید.
در این شماره می خوانید: 1: چرا مجموعه «دانش معاصر»؟ / 2: ماني، پيامبري که بايد از نو شناخت / 3: نگران بَدَل‌كاري‌ها نيستيم / 4: ساليان عمر فردوسي به روايت تاريخ / 5: سالروز اعلام حکم تحريم تنباکو / 6: شاهنامه فردوسي آيينه هويت ايرانيان / 7: موزه‌ها حافظه تاريخي ملل / 8: شاهنامه نامور / 9: بيست و پنج ارديبهشت روز فردوسي / 10: تاريخ واقعي و تاريخ روايي.
1 : چرا مجموعه «دانش معاصر»؟
 دكتر خواجه‌پور و من با يك فكر مشابهي به اين نظر رسيديم كه مجموعه دانش معاصر، مجموعه‌اي لازم است. ما دو نفر بدون اينكه كسي در اين فكر پيشدستي كند، مدت‌ها درباره مسائل مختلف آموزشي حرف مي‌زديم و يكي از مشكلاتي را كه مطرح مي‌كرديم همين بود كه گاهي مقايسه مي‌كرديم بين زماني كه خودمان دبيرستان و دانشگاه مي‌رفتيم و روزگار امروز؛ زماني كه ما دبيرستان مي‌رفتيم مقدار درسي كه مي‌خوانديم خيلي كم بود و در عوض چيزهاي ديگري مي‌خوانديم كه مقدارش زياد نبود. چون آن زمان كتاب تا اين حد نبود. تشنه بوديم و با ولع اين كتاب‌ها را مي‌خوانديم و خيلي هم توجه نمي‌كرديم كه ترجمه‌اش خوب يا بد است؛ مثل آدم تشنه‌اي كه به آب گل‌آلود برسد و آن را مي‌خورد و عطشش فرو مي‌نشيند.
 مروزه اما دانش‌آموزان دبيرستاني و دانشجويان براي گذراندن كنكور بار عظيمي بر دوش دارند. از ابتداي كودكي خانواده‌ها بچه‌ها را براي كنكور آماده مي‌كنند و هدف از آموزش گذراندن كنكور و قبولي در يكي از دانشگاه‌هاست. نام اين پديده بي‌سوادي علمي است، به اين معني كه جوان‌هاي ما عموما حتي كساني كه در دانشگاه‌هاي خوب درس مي‌خوانند، ديد و بينش خيلي‌خيلي محدودي دارند. اين احساس روز به روز در سال‌هاي اخير در من شديدتر شده است. همانطور كه اکنون از بي‌سوادي كامپيوتري هم حرف مي‌زنيم، يعني آدم‌هايي كه ممكن است خيلي دانشمند باشند اما از لحاظ استفاده از اين امكانات جديدي كه رايانه در اختيارشان مي‌گذارد، مثل آدم بي‌سواد عمل مي‌كنند.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.roozna.com/
پنجشنبه, اردیبهشت 24, 1388
 2: ماني، پيامبري که بايد از نو شناخت
 اين ترم درس جديدي به نام «مذهب و جامعه» براي دانشجويان مبتدي رشته جامعه شناسي گفتم و اين بهانه‌اي شد که بار ديگر در مورد الهيات شرور مطالعه کنم. توجيه بي‌عدالتي‌هاي مشهود در عالم را در الهيات مسيحي «تئودسي» مي‌گويند. کلام اديان ابراهيمي پاسخ‌هاي جالبي به اين مساله داده است که صورت ساده يکي از آنها را در کتاب خواندني «عدل الهي» اثر مرحوم مرتضي مطهري مي‌توان سراغ کرد. رياضيدان و متاله مسيحي لايب نيتس در بحث مفصلي ادعا مي‌کند که خطا بر قلم صنع نرفته است واگر نارسايي در عالم مي‌بينيم اشکال از قامت ناساز بي‌اندام ماده است و نه تشريف زيباي خلقت خداوند. به عبارت ديگر اشکال از آفرينش نيست بلکه اين نقص ذاتي ماده است که قابليت پذيرش خيرمحض الهي را ندارد. پس شرور عدمي‌اند يعني خدا فقط خير و نيکي آفريده و جنس همه بدي‌ها از نيستي است، همانطور که ظلمت نبود نور و مرگ نبود زندگي است.
همه این نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.roozna.com/
پنجشنبه, اردیبهشت 24, 1388
 3: نگران بَدَل‌كاري‌ها نيستيم
 گفت وگو با داوود موسايى، خسرو شاپورى و محمدرضا باطني درباره‌ي انتشارات فرهنگ معاصر
«زيست بوم فرهنگي» مفهومي است نظير زيست بوم انساني يا گياهي و... با اين تفاوت كه خلاف ديگر زيست بوم‌ها در زيست بوم فرهنگي تمامي افراد و نهادهاي مرتبط با يك پيشه و موضوع فرهنگي جاي مي‌گيرند كه با تبادل اطلاعات و توليدات ميان خود و ساير افراد به رشد و بالندگي آن زيست بوم مدد مي‌رسانند.در اين تعريف نشر و ناشر دقيقا حلقه محوري اين زيست بوم را شكل مي‌دهد كه با تلاش‌هاي خود تمامي اين بخش‌ها را به هم پيوند مي‌دهد. انتشارات فرهنگ معاصر از جمله ناشراني است كه در حوزه و موضوع كاري خود زيست بومي فرهنگي را بنا گذاشته است، استانداردي كه اين ناشر شاخص در فرهنگ‌هاي دو زبانه و كتاب‌هاي مرجع ايجاد كرده است،‌خود اكنون به فرهنگي در ميان ناشران ديگر اين حوزه تبديل شده است. اينكه فرهنگ‌ها بايد مدام روزآمد شوند، ويرايش‌هاي پياپي و مستمر جزو ضروريات كار فرهنگ نگاري است، تاسيس و تداوم واحد‌هاي كارشناسي و پژوهش الزام اينگونه كتاب‌هاست و البته تنوع در چاپ فرهنگ‌هاي مختلف براي سن و ذائقه‌هاي متفاوت، همه و همه معيارهايي است كه انتشارات فرهنگ معاصر در اين حوزه بنا گذاشته است،‌ ضمن آنكه در حوزه چاپ و صحافي و نوع حروفچيني و استفاده از كمترين فضا براي جاي دادن بيشترين مفاهيم و اجتناب از كتاب‌سازي و به قول استاد شفيعي‌كدكني «برف‌انبار كردن اطلاعات بي‌خاصيت» از ديگر ويژگي‌هاي اين ناشر سختگير اما اثرآفرين به شمار مي‌رود. نشست زير حاصل گفت‌وگويي است با حضور استاد محمدرضا باطني و داوود موسايي و خسرو شاپوري (مديران انتشارات فرهنگ معاصر) كه البته محوريت آن چگونگي فعاليت يكي از شاخص‌ترين ناشران بخش خصوصي است.
همه گفت و گو را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.roozna.com/
چهارشنبه, اردیبهشت 23, 1388
4: ساليان عمر فردوسي به روايت تاريخ
حکيم ابوالقاسم حسن بن علي توسي معروف به فردوسي (حدود سال 319 تا حدود 397 هجري خورشيدي) در ناحيه توس خراسان به دنيا آمد و همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد. او شاعر حماسه‌سراي ايراني و گويندة شاهنامة فردوسي است که مشهورترين اثر حماسي فارسي است و طولاني‌ترين منظومه به زبان پارسي تا زمان خود بوده‌ است. او را از بزرگ‌ترين شاعران فارسي‌گو دانسته‌اند. در ايران روز 25 ارديبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسي نامگذاري شده‌ است.‏
همه سرگذشت فردوسی را در نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-14%5C11-50-38.htm&storytitle=%D3%C7%E1%ED%C7%E4%20%DA%E3%D1%20%DD%D1%CF%E6%D3%ED%20%C8%E5%20%D1%E6%C7%ED%CA%20%CA%C7%D1%ED%CE
5: سالروز اعلام حکم تحريم تنباکو
 ناصرالدين شاه چهارمين پادشاه سلسله قاجار علاقه بسياري به گردش و سير و سياحت داشت.
 معاً سه بار به اروپا سفر كرد و هر بار امتيازات بي‌شماري به بيگانگان ‌داد، خصوصاً در سفر سوم خويش امتياز توتون و تنباكو و همچنين بانك شاهي را به دولت انگلستان داد.
 فر سوم ناصرالدين شاه به اروپا بنابه دعوت رئيس‌جمهور فرانسه انجام شد.
شاه به اتفاق ميرزا علي‌اصغرخان امين‌السلطان صدراعظم و همراهان قبل از ورود به فرانسه رهسپار لندن شد و در آنجا مورد استقبال مقامات انگليسي قرار گرفت و در ميهماني‌هاي رسمي كه به افتخار ورودش برگزار مي‌شد شركت كرد. در يكي از اين ميهماني‌ها ناصرالدين شاه با يكي از دوستان نخست‌وزير انگليس به نام «جرالد تالبوت» آشنا شد. ‏
همه این نوشته تاریخی را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-14%5C11-20-50.htm&storytitle=%D3%C7%E1%D1%E6%D2%20%C7%DA%E1%C7%E3%20%CD%98%E3%20%CA%CD%D1%ED%E3%20%CA%E4%C8%C7%98%E6
6: شاهنامه فردوسي آيينه هويت ايرانيان
فرهنگ چيست؟ هويت چيست؟ زبان و ادب در ساختن فرهنگ و هويت يك ملت چه نقشي دارد؟ اگر از خود بپرسيم كيستيم، چيستيم، كجاييم و چه مي‌خواهيم و به كجا مي‌رويم؟ و درباره اين پرسش‌ها به فكر فروبرويم و به دنبال پاسخ آن باشيم از هويت خود پرسيده‌ايم. زبان و‎ ‎ادبيات هر كشوري نقش تعيين‌ كننده‌اي در ساختن هويت ملي آن دارد و خواه و ناخواه هويت فردي ما در چارچوب فرهنگي خاص با زباني خاص شكل مي‌گيرد.
 بي‌گمان فردوسي يكي از پيشگامان و سازندگان هويت ملي ايرانيان است.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-14%5C11-11-46.htm&storytitle=%D4%C7%E5%E4%C7%E3%E5%20%DD%D1%CF%E6%D3%ED%20%C2%ED%ED%E4%E5%20%E5%E6%ED%CA%20%C7%ED%D1%C7%E4%ED%C7%E4
7: موزه‌ها حافظه تاريخي ملل
موزه‌ها حافظه‌ تاريخي يك ملت است، آنچه از قرون گذشته مانده، زبان گويان فرهنگ و گذشته يك ملت است. از همين روست كه امروزه در بيشتر موزه‌هاي جهان اثر و يا آثاري از ايرانيان دوران گذشته بر جلال و ابهت اين موزه‌ها مي‌افزايد. برخي از ساختمان اين موزه‌ها خود پس از گذشت دهها سال جذابيت اشياي درون موزه‌ها را يافته‌اند. ‏
 در ايران موزه ايران باستان از چنين جايگاهي برخوردار است. ساخت اين موزه در سال 1314 با طراحي معمار و ايران‌شناس معروف فرانسوي «آندره‌ گودار» شروع شد. و در سال 1316 افتتاح شد. گودار شكل ظاهري ساختمان را با الهام از طاق كسري انوشيروان ساساني طراحي كرده است. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه‌هاي مادر دنيا محسوب مي‌شود اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است.
همه نوشته را در نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-14%5C11-09-43.htm&storytitle=%E3%E6%D2%E5%9D%E5%C7%20%CD%C7%DD%D9%E5%20%CA%C7%D1%ED%CE%ED%20%E3%E1%E1
8: شاهنامه نامور
گنج چيست؟ راستش تا يادم مي‌آيد هنگامي كه كلمه گنج را شنيده‌ام، دو چيز به ذهنم خطور كرده‌است.
نخست يك جعبه چوبي خيلي سنگين كه پراز طلا و جواهرات و سكه‌هاي قديمي است و با قفل كهنه‌اي بسته شده و در غاري تاريك يا زيرخاك پنهان شده است. دومين تصوير ذهني‌ام از واژه گنج همان بيت معروف است: نامبرده رنج گنج ميسر نمي‌شود / مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.
اما همواره در تمام لحظات زندگي و در سفر وحضر و خواب و بيداري مفهوم واژه گنج برايم سوال‌برانگيز بوده و رنجي كه براي به دست آوردنش بايد كشيد. البته دراين مدت گنج‌ها و گنجينه‌هاي بسياري ديده‌ام كه هيچ كدام شباهت به آن دو تصور ذهني‌ام نداشته. گونه ديگري از اين گنج‌ها نيز در گوشه‌اي خفته‌اند و در انتظار كاشفان كوشا به سر مي‌برند و هر كدام به صورتي ارزش و اعتبار دارند. از اين دست در سرزمين ما و در همين خاك زرخيز يكي نامه نامور باستان يعني به عبارت مشهورتر شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي است. حماسه‌اي كه بيش از هزار سال از زمان آفرينش آن مي‌گذرد و بي‌گزند و آسيب باد و باران چون كاخي بلند و مستحكم پابرجاست. گنج بلند مرتبه‌اي كه نتيجه رنج سي‌ساله سراينده سترگ سرزمين ماست.
‏اين گنج به گونه‌اي دست و دلباز هستي خود را مي‌بخشد كه همگان به فراخور شايستگي، استعداد، پشتكار و ارادت خود از آن بهره‌مي‌برند. سخاوت ميراث ماندگار استاد توس به حدي است كه هيچ پارسي زباني را بي‌نصيب نمي‌گذارد و مخاطبان و دوستدارانش از هر سن و سال و طبقه و جايگاهي هستند. از مردماني كه به پرده‌خواني نقالي در قهوه‌خانه‌اي دورافتاده گوش چشم مي‌سپارند تا سخنوراني نامبردار كه چونان شاگردي پاي صحبت استاد زانو مي‌زنند. از كودكان دبستاني كه «توانا بود هر كه دانا بود/ زدانش دل پير برنا بود» را در كوچه‌ها به بانگ بلند مي‌خوانند تا بزرگاني كه «به بينندگان آفريننده را/ نبيني، مرنجان دو بيننده را» در سكوت دهليز دل زمزمه‌ مي‌كنند.
در اين گستره وسيع و دشت دامن‌گستر شايد بازآفريني و بازنويسي به نثر اين اثر و يا به‌گزين و گزيده ساختن بخش‌هايي از آن همت بسياري را به خود معطوف داشته است. به‌ويژه براي نوجوانان و نونهالان جستجو‌گر و شيفته تاريخ و فرهنگ ملي ميهني و آييني. از گذشته تاكنون بسياري به شكل‌هاي مختلف دست به كاوش و بازپرداختن داستان‌هاي زيباي شاهنامه زده‌اند و با نهايت دقت و وسواس، سليقه خود را در بهتر عرضه كردن مطلب به كار گرفته‌اند ـ كاش وقتي و فرصتي بيشتر بود تا به همه آنها مي‌پرداختيم اما تنها مي‌توان نام اندك افرادي را كه عشق خود را در آيينه شاهنامه نمايان ساخته‌اند در اين صفحه آورد، در كتابخانه كوچكي كه به آن رفتم نام خوشه‌چينان اين خرمن دانايي را از نسل گذشته و امروز يافتم آنان كه به فردوسي پيوسته‌اند روان‌شادان اقبال يغمايي، استاد مهردادبهار، محمود مشرف‌آزاد تهراني، مجتبي مينوي و.. و پويندگان امروزي راه فردوسي اسدالله شعباني، حسين فتاحي، حسن كيان‌پور، محمدحسن شيرازي، جعفر ابراهيمي و آتوسا صالحي. هر كدام نيز به لحني و شيوه‌اي به بيان داستان‌هاي شيرين رستم و سهراب، رستم و اسفنديار، هفت‌خوان رستم، بيژن و منيژه‌، زال و رودابه، زال و سيمرغ، گردآفريد، ضحاك ماردوش و دهها حماسه شگفت دست‌ زده‌اند- در روزگار ما سزاست كه از چشمه صاف و زلال و فياض شاهنامه سخن‌سراي توس تا مي‌توانيم بنوشيم كه جانمان و روحمان از جاودانگي اين آب زندگي سرشار شود و جهان را عطر و بوي تازگي و بيداري دهيم: پايان سخن را به احترام حكيم فردوسي، از كتاب زال و رودابه به روايت روانشاد م.آزاد مي‌آوريم:
... چو زال به نزديكي پايتخت رسيد، بزرگان ايران به پيشوازش رفتند و او را به درگاه شاه بردند. زال به آيين پهلوانان، زمين را بوسه داد و نامه سام را به منوچهر شاه سپرد. منوچهرشاه از ديدن نامه جهان پهلوان بسيار شادمان شد و چون نامه را خواند، گفت: اگر چه رنج مرا افزودي، اما چون اين نامه دلپذير را پهلوان پير، سام نريمان، نوشته است، برآنم تا ديگر به بيش و كم نينديشم و آرزوي تو را برآورم تو چندي در اينجا بمان تا دركارت انديشه كنم....
برگرفته از:‏
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-14%5C11-06-34.htm&storytitle=%D4%C7%E5%E4%C7%E3%E5%20%E4%C7%E3%E6%D1
9: بيست و پنج ارديبهشت روز فردوسي
با سپاس از همه كساني كه 25 ارديبهشت بزرگداشت فردوسي را جشن مي‌گيرند، چرا كه اين جشنها مي‌تواند در هم‌نشيني يك خانواده، يا چند تن از همكاران با هموندهاي يك اداره يا سازمان در تالارهاي گردهمايي شان و يا از هم‌نشيني بخشهاي گوناگوني از مردم در باشگاههاي سخنراني همگاني با نام يك روز ملي باشد.
باور دارم كه شايسته‌ترين و ارزشمندترين شيوه دراين بزرگداشتها، برانگيزانيدن مردم در پيروي از راه فردوسي و به انجام رسانيدن پيام و آرمانهاي اين استاد سخن و پدر آرماني مردم ايران است كه چيزي نخواهد بود جز بزرگداشت زبان پارسي و فرهنگ كهن مردم ايران.و نخستين گام بايد از سوي سخنران در اين بزرگداشتها برداشته شود.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-14%5C11-40-45.htm&storytitle=%C8%ED%D3%CA%20%E6%20%81%E4%CC%20%C7%D1%CF%ED%C8%E5%D4%CA%20%D1%E6%D2%20%DD%D1%CF%E6%D3%ED
10: تاريخ واقعي و تاريخ روايي
دكتر ژاله آموزگار: عنوان برگزيده بر اين گفتار عنواني است بسيار كلي و عام و موضوع آن بسيار گسترده، كه مي‌تواند تاريخ يك عمر هستي را در برگيرد و گستره همه جهان را. چون همه هستي نيز، هم تاريخ حقيقي دارد و هم تاريخ روايي؛ اما در اين مقال، از اين جهان بزرگ و سرگذشت آن به بخشي از سرزمين ايران و گوشه‌هايي از تاريخ باستان اين كهن‌بوم بسنده مي‌كنم و تاريخ واقعي و روايي را در اين راستا روياروي هم قرار مي‌دهم، ضمن اينکه وارد دنياي باستان‌شناسي نيز نمي‌شوم و از تاريخ اساطيري صرف نيز چشمپوشي مي‌كنم.
اما پيش از آغاز هر مطلبي در اين زمينه، اين پرسش پيش مي‌آيد كه: آيا تاريخ واقعي وجود دارد؟ آيا تاريخ‌نگاران گزارشگران واقعي هستند؟ ارتباط ميان روايت تاريخي و حقيقت تاريخي تا چه اندازه است؟ آيا اينكه مي‌گويند «تاريخ قضاوت خواهد كرد»، عبارت درستي است؟ آيا واقعاً تاريخ هميشه درست قضاوت مي‌كند يا بايد از ميان گزارشهاي تاريخي گوناگون و گاهي با برهان خلف به جستجوي واقعيت‌هاي تاريخي رفت؟ آيا تاريخ‌نويسان گزارشگران بي‌طرفي هستند همچون بيهقي، آنجا كه در داستان حسنك مي‌گويد: «من كه اين تاريخ پيش گرفته‌ام، التزام اين‌قدر كرده‌ام تا آنچه نويسم يا از معاينة من است يا از استماع درست از مردي ثقه»؟
همه این نوشته خواندنی را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009%5C05%5C05-13%5C14-58-27.htm&storytitle=%CA%C7%D1%ED%CE%20%E6%C7%DE%DA%ED%20%E6%20%CA%C7%D1%ED%CE%20%D1%E6%C7%ED%ED

خواندني هاي پيشين: