سرويس تاريخ - نقش و جايگاه خانواده در ایران باستان
فیروزه فرودی* : برای ايرانيان پارسي داشتن خانوادهاي دانا ، توانا و نيكسرشت ، يكي از بنيانهاي باارزش بود. آنها باور داشتند كه براي آسايش، پايداري، آباداني و شكوه ميهنشان نيازمند پرورش و آموزشي درست و توانمند در هر دوره از زندگي ميباشند و نخستين پايهي اینگونه زیستن از خانواده شكل ميگرفت. خانواده جايگاهي بسيار بنيادين بود براي ساختن نيروي پايداري و آتيهساز، براي كشور. كانون خانواده محيطي بود با ارزش و سپند، برخوردار از بهداشت، آرامش و آسايش. براي هر کدام از افراد، كانوني بود سرشار از برخوردهاي نيك و مهرورزانه، گفتهها و شنيدههاي نيك و شادگونه و پناهبخشي براي تكتك افراد خانواده. زن و مردي كه با هم بناي خانواده را ميگذاشتند چه در تنهايي، چه در كنار هم، با نیكويي، پاكي،مهرورزي و نيكانديشي با هم رفتار ميكردند. در همهي كارها هميار و همانديش يكدگر بودند و در چالشهای سخت از بزرگ و دانايي چارهجويي ميكردند.
زن و مرد پيش از دارا شدن فرزند، نيكي در انديشه و گفتار و كردار را با زندگي در كنار هم در خود پرورش مي دادند و هنجار مي ساختند. اينگونه بود كه در هيچ خانوادهاي ناراستي، تندخويي و زشتي در منش و رفتار نبود. فرزندان آراستگي و فرهنگ نيك و درست را از خانوادهي خود میآموختند و در باور خود جاي ميدادند. خانوادهها به فرزندان خود یاد میدادند که؛ يك زرتشتي راستين، هميشه راستگو و دادگر و دلير و مهربان است، دچار خشم و زورگويي و ناتواني نمیشود ، رشكورزي، كينهجويي و دشمني نميكند. يك زرتشتي در هر كجا و در هر جايگاه و در هر زماني كه باشد تنها براي پايداري، شكوه و آباداني ميهنش و ياري رساندن و همازوري به هم ميهنانش زندگي ميكند. يك خانوادهي زرتشتي بيشتر زمانها از ظواهر زندگي كاسته و از روي خواستاري و خردورزي در راه پرورش بهتر و دانش بيشتر فرزندان خود يا آباداني ميهن خويش ميافزودند.
سالمندان خانواده در آن دوران از جايگاه بسيار ارزشمندي برخوردار بودند و همهي فرزندان هازمان پارسيها، آنها را گرامي داشته و از آنها از روي خرد و نيكمنشي پيروي كرده و آنها را دوست ميداشتند و از بودن در كنارشان به خود ميباليدند. آنان چنان پاكسرشت و نيكخوي و بزرگمنش بودند كه هرگز پيش نميآمد براي گفتههايشان سوگند خورده يا كه در انجام آن دچار سستي و كوتاهي شوند. اين ويژگي برجسته و نيك تا جايي در جهان ريشه دواند كه اگر در هر سرايي؛ «كار» ، «گفته» و يا «داد»ي دگرگوني نمييافت ، زبانزد شده بود و ميگفتند: «مگر اين گفته يا داد يك پارسي است كه نميشود آن را دگرگون كرد!»
باشد كه با بازنگري جايگاه خانواده در دوران باشكوه ایران باستان كه نماد يكتاي نيكي در انديشه و گفتار و كردار بوده، به اهميت و نقش خانواده در پویایی و پايايي هازمان امروز زرتشتي پي ببريم.
*دبیر دینی دبیرستان انوشیروان دادگر