«در آسمان جان» پژوهشي از ميرجلالالدين كزازي
«در آسمان جان» پژوهشي از ميرجلالالدين كزازي
خبرنگار امرداد-آناهيد خزير: كتاب «در آسمان جان» در بردارنده جستارها و پژوهشهاي ادبي دكتر «ميرجلالالدين كزازي» است كه به تازگي روانه بازار كتاب شده است. اين نوشتهها پيشتر در مجلهها و گاهنامههاي گوناگون چاپ شده بودند اما پراكندگي انتشار آنها، دسترسي به نوشتههاي پژوهشي كتاب را دشوار ميساخت. اكنون اين امكان فراهم شده است تا خوانندهي علاقهمند به اينگونه مباحث، همه گفتارها و پژوهشهاي نويسنده را در كتابي يكدست در اختيار داشته باشد.
مجموعه نوشتارهاي «در آسمان جان» را به چند بخش ميتوان تقسيم كرد: نخست گفتارهايي است كه با شاهنامه فردوسي پيوند دارند. همانند «شاهنامه، نامه فرهنگ و منش ايراني» كه در آن نويسنده، شاهنامه را از ديد زبانشناسي، نمايشنامهاي، نگارگري و خنياگري به كوتاهي بررسي ميكند و ارزش والاي آن كتاب را در هر يك از آن زمينهها نشان ميدهد.
جستار «چرا شاهنامه را دوست ميداريم ؟»، آنگونه كه از عنوان آن پيداست، در پي يافتن پاسخ اين پرسش است كه چرا ايرانيان شاهنامه را گرامي ميدارند و ارج مينهند؟ نويسنده، دوستداري شاهنامه را پايهاي ميداند كه ايرانيان را به خودآگاهي تاريخي و خويشتنشناسي فرهنگي ميرساند و مينويسد: «ما هنگامي كه بدين پرسش پاسخ ميدهيم، ميخواهيم سرنوشت خويش را بر پايه سرشت خويش بسازيم و آينده و اكنونمان را بر شالودههايي استوار و پايدار بنياد نهيم كه گذشته گرانسنگ و شكوهمندمان را ميسازند و بر پاي و بر جاي ميدارند.» و سرانجام به اين پاسخ كوتاه و بنيادين ميرسد كه شاهنامه را دوست داريم زيرا ايران را دوست داريم و ميخواهيم كه ايراني بمانيم.»
در جستار ديگري از كتاب به نام «شاهنامه: يگانهاي سهگانه، سهگانهاي يگانه»، به اين نكته اشاره ميشود كه ما در شاهنامه با سه قلمرو جداگانه رو در روييم، نخست آنكه نامه فرهنگ و منش ما ايرانيان است، دو ديگر آنكه شاهكاري ادبي است و سوم آنكه خردنامهاي است كه انديشهها و ديدگاههاي فردوسي را در آن ميتوان ديد.
«زال، زروان شاهنامه» در پي گشودن و نشان دادن اين برداشت و تلقي از اسطوره زال است كه او نمود و بازتابي از زروان، خداي باستاني زمان، در شاهنامه است. براي اثبات چنين سخني، نويسنده نخست به سپيدي موي زال در هنگام زايش اشاره ميكند كه نشانهاي از ديرينه سال بودن آن نوزاد است و آنگاه درباره فرجام زال يادآور ميشود كه در شاهنامه هرگز سخني از مرگ آن جهان پهلوان به ميان نميآيد. پيوستگي زال با سپهر نيز از ديد نويسنده دور نميماند و آن را نشانه ديگري از همسويي زال و زروان تلقي ميكند.
«ويرايش نو از شاهكار كهن» ديدگاههاي نويسنده را درباره ويرايش شاهنامه و شيوههاي گوناگون ويراستن متن بازتاب ميدهد. نويسنده در ميان روشهاي گوناگون تصحيح متن، شيوهاي را سنجيده و درست ميداند كه گزينش واژهها و بيتها بر پايه برهان و سخن سنجيهاي اديبانه باشد و معيار انتخاب يك گزينه بر گزينه ديگر، سبكشناسي و واژهشناسي متن در نظر گرفته شود.
«آرش كمانگير» و «پيران پارسي: فردوسي و رودكي» دو گفتار ديگري است كه همانند نمونههايي كه بر شمرده شد، با شاهنامه پيوند دارند. نويسنده، رودكي و فردوسي را دو استاد پيشگام و پيشاهنگ زبان فارسي ميداند كه هر چند از سرايندگان آغازگر چكامهي پارسي نبودهاند، اما بنياد ادب دري را استواري و مايهوري بسيار بخشيدهاند. از همين روست كه شاعران ديگر، در سرودههاي خود، اين دو را سلطان شاعران و پيامبر سخن پارسي دانستهاند.
شمار ديگري از مجموعه نوشتارهاي «در آسمان جان» به مثنوي مولوي و كتابهاي عارفان ايران اختصاص دارد. كزازي در جستار «مثنوي انگيختهاي آموخته يا آموختهاي انگيخته؟» ضمن آنكه اثر مولانا را يكي از شگفتانگيزترين و رازآميزترين شاهكارهاي ادبي مينامد، به اين نكته توجه ميدهد كه مثنوي به ظاهر كتابي «آموختاري» است كه به خواهش حسامالدين چلپي (مريد مولانا) سروده شده است. اما نكته در خور توجه آن است كه اين كتاب يگانه، سرچشمهاي «انگيختاري» دارد. به اين معني كه سرايش آن ناخودآگاهانه بوده است نه از پيش انديشيده شده. كزازي مينويسد: «مثنوي دستاورد دمهاي بيخويشتني و شوريدگي و سرمستي مولاناست و سروده شدنش به خواست او باز بسته نبوده است. ميتوانيم گفت كه مثنوي، بيخواست و كمابيش بيآگاهي پيشيني مولانا بر ذهن و سرشت وي ميگذشته است.»
نويسنده در گفتار ديگري به نام «آسمان جان و نردبان آن»، از 3 كتاب والا و برتر زبان فارسي، شاهنامه و مثنوي و پنجگنج نظامي، ياد ميكند و مينويسد كه رازنامه مولانا همان پايگاهي را دارد كه شاهنامه فردوسي در رزمنامهسرايي و نظامي گنجهاي در بزم نامهسرايي دارند و اين 3 تن، سبب «نازش و سرافرازي» ايرانيان خواهند بود.
«مهرنامه مهين» درباره كتاب «عبهر العاشقين» روزبهان بقلي شيرازي، عارف نامدار ايراني است. گفتار كوتاه و راهگشاي «طو غطاب و هيروقي» نيز رمزگشايي و معنييابي 2 واژه دشوار در شعر خاقاني است.
از ديگر نوشتههاي خواندني كتاب بايد به جستار «سعدي و لافونتن» اشاره كرد و نيز به «نياوران: گنجينه هنر ايران». نقد و بررسي ديوان نجيب كاشاني و «سندباد نامه» ظهيري سمرقندي نيز 2 بخش كوتاه ديگر كتاب است. در اين 2 معرفينامه، نويسنده نكتههاي سخن سنجانهاي را براي ويرايش پارهاي از كاستيهاي آن دو كتاب برميشمارد.
در جستارهاي ديگر كتاب به گسترههاي گوناگون ادب و فرهنگ ايراني پرداخته ميشود. «نوروز و استوره پرواز» و «جشن نوروز: جشن فرجام در آغاز»، به اين آيين كهن ايراني و ريشههاي آن اشاره دارد. كزازي مينويسد: «ارجمندي و والايي نوروز در فرهنگ و تاريخ ايران آنچنان بوده است و هست كه اين آيين و جشن به برترين نشانه و نماد فرهنگ ايران ديگرگون شده است و ميتوانيم آن را درفش اين فرهنگ بدانيم و بناميم. هم از اين روست كه اين جشن در جغرافياي فرهنگي ايران، كه بسيار پهناورتر از جغرافياي كنوني سياسي آن است، روايي دارد و برگزار ميشود. ايرانيان، در درازناي تاريخ خويش، مردماني شادمانه و شكفتهدل بودهاند و به هر انگيزه و بهانه، بزمي ميساختهاند و به شادماني مينشستهاند. بيهوده نيست كه داريوش در سنگ نبشته بيستون، «اهورامزدا» را به پاس آنكه شادي را براي مردمان آفريده است ميستايد و نيايش ميبرد. از اين ستايش و نيايش باستاني، آشكارا ارج و ارزش شادي را در فرهنگ و منش ايراني ميتوانيم دريافت.
«در آسمان جان» شامل 24 نوشته دانشورانه از دكتر «ميرجلالالدين كزازي» به همراه يادداشتي از او كه در سرآغاز كتاب آمده است. اين مجموعه توسط انتشارات معين، با شمارگان 1650 نسخه و به بهاي 2هزار و800 تومان، با صفحهآرايي و حروفچيني خوانا، در دسترس دوستداران ادب پارسي و فرهنگ ايراني قرار گرفته است.