یکی از ماه‌های زیبای سال از راه رسید
بهمن ماه ؛ ماه سپیدی


بهمن‌ یکی از ماه‌های ارزشمند در نزد زرتشتیان ایران ست- فرتور آرشیو است

بوذرجمهر پرخیده: بهمن نام ماه یازدهم سال در گاهشماری ایرانی‌ست.«بهمن» به چم «منش درست» و «ِاندیشه نیک» ، نخستین اَمْشاسْپَند است. این واژه در اوستا به گونه؛ «وُهومَـنَه»، در پهلوی ؛ «وَهْـمَـن» و در فارسی «وهمن» یا «بهمن» آمده است.
«وه» به چم خوب و نیک، «منه» از ریشه «من» ، در پهلوی «منشن» و در فارسی «منش» شده است. این ریشه در اوستا و فرس هخامنشی به چم اندیشیدن ، شناختن ، به یاد آوردن و دریافتن است  بنابراین «بهمن» «به‌منشی»، «نیک اندیشی» و «نیک نهادی» معنا می دهد.
فرخش باد و خداوند فرخنده کناد /‎ عید فرخنده و بهمنجه و بهمن مه را
فرخی سیستانی
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه / ای درخت ملک ، بارت عز و بیداری ، تنه
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بود / فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
منوچهری
بهمن سرچشمه شناخت اهورامزدا
اشو زرتشت به یاری بهمن امشاسپند به یکتایی و بی همتایی خداوند جان و خرد پی برد و با مزدا اهورا سخن گفت.
اشوزرتشت چگونه خدا را شناخت و به مردم شناسانيد؟ اشو زرتشت فراگيري و شناخت و دريافت را بر پايه پرسش و پاسخ استوار ساخت . از خود مي پرسيد : چه کسي اين زمين و آسمان و ستارگان را آفريده است؟ چه کسي گياهان را پديد آورده و چه کسي حيوانات را هستي بخشيده؟ با خرد ذاتي خود و دانش فراگيري از راه گوش و چشم کنکاش مي نمود و جستجو مي کرد و مي پرسيد مي خواند و مي کاوید و در پايان به ياري وهمن امشاسپند پاسخ پرسش های خود را يافت .اشو زرتشت دريافت که اهورا مزدا آفريننده يکتاست.هموست که با دانش خود دانش ها را آفريد. زمين و آسمان را آفريد و جهان و جهانيان را هستي بخشيد . به یاری يانش اهوراداده و نيروي برتری انديشه و خرد که بر گرفته از روان و خرد الهي و جهاني است به داد(:قانون) «اشا»(قانون نظم جهانی) پی برد و اين خرد اهورایی (دل آگاهي) سرچشمه شناخت اهورامزدا شد ؛ چنانکه در گاتها می سراید: « اي خداوند جان و خرد هنگامي که در انديشه خود تو را سر آغاز و سرانجام هستي شناختم. آنگاه با ديده دل دريافتم که تویي آفريننده راستي و داور دادگري که کردار مردم جهان را داوري مي کنی.» (گاتها ، هات۳۱ بند ۸)
گل یاسمن سفید، رنگ سفید، خروس سفید، نشانه‌های جسمانی (زمینی) وهومن می‌‌باشند.
بهمنگان
بهمن روز از بهمن ماه برابر از گاهشماری زرتشتی(26 دی ماه در تقویم رسمی کشور) ، روز جشن بهمنگان است.دومین روز بهمن ماه باستانی( 26 دي‌ماه ) ، برابر است با آغاز يكي از ديرينه‌ترين آيين‌هاي ملّي ايرانيان، جشن بهمنگان كه از آن با عنوان«جشن پيروزي منش نيك بر سياهي‌ها و كژانديشي‌ها» ياد مي‌كنند.
«بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی/ سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه
اندر آمد ز در حجره من صبحدمی/ روز بهمنجه یعنی دوم بهمن ماه» - انوری
« بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری/ تا برچینیم گوهر شادی ز گنج می
این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم / تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی » - عثمان مختاری
ابوریحان در «آثارالباقیه» آورده است : «بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیده اند، بهمن نام فرشته موکل بر بهایم است که بشر به آن ها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است .... و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانه ها و جوى ها و روغن گرفتن و تهیه بخور و سوزاندنى ها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام می داد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست.»
ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» درباره بهمنجه می نویسد : «بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه، ایرانیان در این روز بهمن سفید (نام گیاهی است که در کرانه خراسان و جاهای دیگر ایران می روید) با شیر خالص پاک می خورند و می گویند حافظه را زیاد می کند و فراموشی را از بین می برد.»
اسدى توسى در «لغت فرس» مى نویسد: «بهمنجه رسم عجم است، چون دو روز از ماه بهمن مى گذشت بهمنجه مى کردند و این عیدى بود که در آن روز خوراک مى پختند و بهمن سرخ و زرد بر سر کاسه ها مى افشاندند.»
چنان که از نوشته های ابوریحان و اسدی توسی برمی آید گیاهی هم به نام امشاسپند بهمن خوانده می‌شود که در بهمن ماه یا زمستان باز می شود و در پزشکی این گیاه معروف است و در تحفه حکیم مؤمن و بحرالجواهر، بیخ(:ریشه) آن سفید یا سرخ رنگ مانند زردک و خوشبو با اندک صلابت و کجی و خارناک تعریف شده است.
در اين روز در ديگی به نام بهمنجه، آشی به نام «دانگو» از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و ... می پزند و مهمانی می دهند اين آش را هفت دانه نيز می گويند. يکی از ويژگيهای جشن بهمنگان « با هم » بودن آن است. هر يک از همسايگان برای پختن آش دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می دهد و به اين ترتيب در آشی که فراهم می آمده همه همسايگان سهم داشتند.
روز پدر
گرچه در آیین زرتشتی هیچ تفاوتی میان زن و مرد نیست ولی همانگونه که جشن اسپندگان را روز زن و مادر می نامند روز جشن بهمنگان را هم برای بزرگداشت مردان و به ویژه پدران ویژه کرده اند. به گفته ای دیگر ؛ بهمن امشاسپند پشتیبان مردان درستکار است ؛ از این رو این جشن روز بزرگداشت جایگاه مرد و «روز پدر» در ایران باستان بوده است.
نگهبان جانوران سودمند
فروزه پاك و جاويد بهمن در جهان مادی پاسبانی از چهارپایان سودمند است . از این رو زرتشتیان در بهمن روز هر ماه از کشتار حیوانات سودمند و خوردن گوشت خودداری می کنند  و برخی از خوردن و کشتار در تمام روزهای بهمن ماه پرهیز می کنند.
در اين جشن بيش از هر جشن و آيين ديگري به پاسداشت حقوق حيوانات و پرهيز از خوردن گوشت آن‌ها سفارش شده است. جشن بهمنگان جشن بزرگي ست كه تنها يكي از جلوه‌ها و ويژگي‌هاي آن توجه به حقوق حيوانات است و اين به خاطر ژرفنا و گستردگي اين فروزه و همچنين بي‌شماري و گوناگوني جلوه‌هاي مادي و مینوي ست كه بهمن آن‌ها را در برمي‌گيرد. كاش اين زنهار هوشمندانه جبران خليل جبران را از ياد نبريم: «هنگامي كه جانداري را مي‌كشيد، در دل با او بگوييد: همان نيرويي كه تو را مي‌كشد، مرا هم خواهد كشت و من هم خورده خواهم شد؛ زيرا همان قانوني كه تو را به دست من گرفتار كرد، مرا هم به دست تواناتري گرفتار خواهد كرد.»
از سال 1380خ. و به پيشنهاد شماري از ايرانيان پاك‌نهاد ، روزي را به نام «روز ملّي حمايت از حيوانات» نامگذاري كردند. حق زندگی حيوانات، اين مظلوم‌ترين و بي‌دفاع‌ترين آفريده‌هاي ارزشمند پروردگار را گرامي بداریم و اين اميد را ‌داشته باشیم كه در سال پيش‌رو ديگر خبر کشتار گرازها، خرس‌ها، شير‌ها، يوزها، قوچ و ميش‌هاي ارمني و ... را نمی شنويم.
سده
از جشن های بهمن ماه یکی هم جشن سده است که در مهر روز و بهمن ماه برابر با دهم بهمن ماه برپا می شود. برگزاری جشن سده چند مناسبت دارد: به جهت گاه شماری چنان که می دانیم در روزگاران کهن، سال دو فصل داشته است یکی تابستان بزرگ و دیگری زمستان بزرگ که تابستان هفت ماه و از فروردین تا پایان مهر و زمستان پنج ماه از آبان تا پایان اسفند به درازا می کشیده است.
بنابر روایات برگزاری جشن سده به مناسبت گذشتن صد روز از آغاز زمستان برگزار می‌شده است.
از نگاه تاریخی نیز چنانکه در شاهنامه فردوسی آمده است روزی هوشنگ شاه پیشدادی با همراهانش در راهی می رفتند ناگهان ماری بزرگ را دیدند هوشنگ سنگی برداشت به سوی مار پرتاب کرد سنگ به مار نخورد و به سنگی دیگر برخورد کرد جرقه ای پدید آمده و بوته خشک کنار سنگ آتش گرفت و آتش کشف شد. هوشنگ شاه از این رویداد شادمان شده خدا را شکر کرد که آتش را بر او آشکار کرده و به همین مناسبت روز کشف آتش را جشن گرفت.
برآمد به سنگ گران سنگ خرد / هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ / دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پیش جهان آفرین / نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد/ همین آتش آنگاه قبله نهاد
سده نام آن جشن فرخنده کرد / ز هوشنگ ماند این سده یادگار
گزیده روز تارنما:
سرویس ادب و هنر- نمود فلسفه ی ایرانی در نقوش نقش رستم
سرویس تاریخ- نگاهی بر زندگی‌نامه شادروان استاد احمد بیرشک