نگاهی بر زندگی‌نامه شادروان استاد احمد بیرشک
(زاده ۱۲۸۵خ. در تهران؛ درگذشت ۱۳۸۱خ. در تهران)


احمد بیرشک- فرتور از اینترنت است

بوذرجمهر پرخیده: چهارم بهمن‌ماه برابر با سالروز زایش استاد احمد بیرشک چهره ماندگار ایران زمین است. به همین مناسبت کوشش بر آن بود تا در نوشتاری به زندگی‌نامه این بزرگ‌مرد نگاهی داشته باشیم:
نام: احمد، نام خانوادگی: بیرشك، نام پدر: محمد، شماره شناسنامه: 4646 از بخش پنج تهران، تاریخ تولد: چهارم بهمن 1285خ.
از سه سالگی با آموزش های پدر با گلستان سعدی آشنا شد و در همان روزگار رفته رفته به زبان فرانسوی نیز علاقه‌مند شد.
برای نخستین بار آموزش را از كلاس چهارم دبستان آغاز كرد، پس از سه ماه به كلاس پنجم رفت.
در سال 1300خ. آموختن را در مدرسه فرانسوی زبان آلیانس آغاز كرد.
پس از سه سال ترجمه كتاب «مردی كه طلا می سازد» را به پایان برد. این كتاب در سال 1314خ. چاپ و منتشر شد.
در سال 1306خ. در آزمونی كه زیر نظر سفیر فرانسه برگزار می شد و گواهینامه آن از پاریس صادر می شد، شركت كرد و از میان 57 دانش آموز، رتبه اول را كسب كرد.
در سال 1307خ. نخستین مقاله خود را با زبان فرانسوی به نگارش درآورد.
در سال 1308 خ. در دارالمسلمین به تدریس رشته ریاضیات پرداخت.
در سال 1321خ.، پس از آن كه دانشگاه تهران از وزارت معارف جدا شد، به فرنشینی دانشگاه تهران رسید.
یكسال بعد مقاله معروفی در نقد قانون دانشگاه نوشت كه بازتاب زیادی در بین شخصیت های علمی و دانشگاهی آن زمان داشت.
در سال 1324خ. دانشگاه تهران دوباره به وزارت معارف پیوست و منوچهر اقبال به ریاست این دانشگاه رسید پس از این تغییر و تحولات استاد بیرشك از سمت های اداری در دانشگاه تهران كناره گرفت و در دانشگاه پلی تكنیك (امیركبیر فعلی) و دانشسرای عالی در به تدریس مشغول شد.
از این تاریخ به بعد و به مدت 18 سال استاد بیرشك مناظر و مرایا (پرسپكتیو) تدریس می كرد.
افزون بر این در مدت زمانی كه در دانشسرای عالی به تدریس مشغول بود زیر نظر استادانی همچون غلامحسین رهنما، بدیع الزمان فروزانفر، شفق، دكتر لویی لرنگ، گابریا رئیر آموزش دید.
در ۲ خرداد ۱۳۲۷خ. احمد بیرشک و تنی چند از یارانش (احمد دیانی – احمد رضاقلی زاده – سید محمد قاضی نوری – علی متمدن – دکتر تقی هورفر – احمد انوری) با سرمایه‌ای اندک (۳۵۰۰۰ تومان) نخستین مدرسه هدف (مخفف هنر، دانش و فرهنگ) را بنیان نهادند. گروه فرهنگی هدف، متشکل از چهار دبستان دخترانه و پسرانه و چهار دبیرستان تا سال ۱۳۵۸خ. بیش از شانزده هزار دانش آموز دیپلمه تربیت کردند.
در سال 1341خ. و زمانی كه پرویز ناتل خانلری وزیر فرهنگ شد به عنوان معاون وی به مشاغل اداری بازگشت و در همان زمان با دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق) در ویرایش متون ریاضی و فیزیك همكاری می كرد.
پس از این تاریخ در سال های میانی دهه 50 همكاری خود را با دانشنامه ایران و اسلام آغاز كرد.
در 14 بهمن 1370خ. بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی را پایه گذاری كرد و از آبان 1371خ. تا 1377خ. فرنشینی این بنیاد را بر دوش گرفت.
در سال 1376خ.برای دومین بار برنده جایزه كتاب سال شد، تقدیر رییس جمهوری در سال 1377، دریافت دكترای افتخاری ریاضی از دانشگاه شهید بهشتی، دریافت نشان درجه یك دانش از سوی هیات وزیران در هفتم فروردین 1381 همه‌ی جوایزی بود كه به استاد احمد بیرشك در سال آخر عمر وی پیشکش شد.
هفت روز پس از دریافت نشان درجه یك دانش، زندگی 34767 روزه این استاد دانشگاه به پایان رسید.
از استاد احمد بیرشك تالیف و ترجمه های پرشمار و گوناگونی در حوزه ریاضیات، اقتصاد، هندسه، زندگی نامه مشاهیر علم و ادب ایران و جهان به جای مانده است.
احمد بیرشک در گفت وگویی می گوید: ... وقتی كه پدرم به من زبان فرانسه یاد داد، فارسی را هم یاد گرفته بودم كه بخوانم و بنویسم. یك كتاب فرانسه گوشه تاقچه بود، برداشتم كه ترجمه­اش كنم. شاید در حدود پنجاه كلمه فرانسه می­دانستم، ولی می­خواستم آن را با كمك فرهنگ ترجمه كنم. چند سطر را ترجمه كردم. چیزهای خنده­داری در آن بود! پس از سه، چهار سطر معطل ماندم، برای اینكه چیزی نمی دانستم. این شوق به ترجمه مال زمانی است كه من در حدود هشت یا نه سال داشتم. اما اولین كتابهایی كه ترجمه كردم، دو تا كتاب بود كه در سالهای 1303خ. و 1304خ. ترجمه كردم. با خط خوش نوشتم و نقاشی كردم. بعد از اینكه به تهران آمدیم، یكی از آنها چاپ شد، تحت عنوان «مردی كه طلا می­سازد» و یكی هم به نام «دو سرگردان زیر دریا» در پاورقی روزنامه چاپ شد. هر دو داستان، ولی قابل خواندن بودند، برای اینكه من واقعاً به زبان فارسی علاقه داشتم. بسیار مدیون دستورهای زبان مرحوم میرعبدالعظیم خان گرگانی (استاد زبان فارسی) هستم. واقعاً مطلب را قشنگ نوشته بود. البته او خودش هم روش فرانسوی­ها را برای نوشتن دستور زبان اقتباس كرده بود، ولی من دستور زبان را از آن وقت یاد گرفتم. ظاهراً كمی هم ذوق  داشتم، به دلیل اینكه ترجمه­های سال 1303خ. و 1304خ. من كاملاً روان و قابل استفاده بودند. بعد در سال 1313خ. و 1314خ. دو تا كتاب ترجمه كردم، یكی داستانی بود به نام «پهلوان شیرافكن» كه اخیراً (یعنی بعد از پنجاه سال) تجدید چاپ شده و یكی دیگر هم كتاب تاریخی بود به نام «سلطنت قباد و ظهور مزدك» كه این كتاب هم امسال تجدید چاپ شده. در سال 1316خ. به كتابهای درسی پرداختم. مدتی كتاب درسی می­نوشتم، اما من خیلی به كار جمعی علاقه و اعتقاد دارم. بنابراین كتابها را روی میز گذاشتم و از همكارانم در گروه فرهنگی هدف دعوت كردم كه بیایند با هم كتاب بنویسیم. آمدند و كتابها را ادامه دادیم.... روی هم رفته (تنهایی یا با همكارانم) در حدود پنجاه جلد كتاب درسی نوشتم. از این كتابهای درسی، چند تا مال دبستان، بقیه مال دبیرستان و سه تا هم از كتابهای درسی دانشگاه بودند. مجموع كتابها تا به حال از صد و هفده تا بیشتر شده است.
گزیده روز تارنما:
سرویس زرتشتیان- دهمین نشست سراسری جوانان زرتشتی برگزار شد
سرویس زرتشتیان- هماورد قهرمانی تنیس­روی­میز زرتشتیان ایران برگزار می شود